جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 260
2 63
تا میرود قبر سر بر میکردند گمان شدند. روانه او پی از رفت،
او و رسید بود عیسی که آنجا به مریم چون 32 کند. زاری آنجا در
برادرم بودی اینجا اگر «سرورم، گفت: و افتاد او پاهای به دید، را
دید، را او همراه یهودیان
و مریم زاری عیسی چون 33 نمیمرد».
34
کجا را «او پرسید: گشت. منقلب سخت و برآشفت روح در
چشمان از اشک 35 ببین». و بیا ما، «سرور گفتند: گذاشتهاید؟»
را او چقدر «بنگرید گفتند: یهودیان پس 36 شد. سرازیر عیسی
چشمان که کسی «آیا گفتند: بعضی ا ام ّ 37 میداشت!» دوست
آن
شود؟» ر ایلعاز
مرگ از مانع نمیتوانست گشود، را کور مرد
ر ایلعاز
شدن زنده
آمد. قبر سر بر بود، برآشفته که حالی در باز عیسی، سپس 38
فرمود: