244 15: 6 – 46: 5
یوحنا
، میکردید تصدیق را موسی اگر زیرا 46. بستهاید امید او به که. است نوشته من دربارۀ او که چرا ، میکردید تصدیق نیز مرا مرا
سخنان چگونه ، ندارید باور را او نوشتههای اگر امّا
47 ؟« پذیرفت
خواهید ماهی دو و نان پنج
تکثیر
6
همان
که جلیل دریاچۀ سوی آن به عیسی ، بعد چندی روانه
او پی از بسیار گروهی 2. رفت ، است تیبِریه دریاچۀ دیده
، میرسانید ظهور به بیماران شفای با که را آیاتی زیرا ، شدند آنجا
در خود شاگردان با و برآمد تپهای به عیسی پس 3. بودند نگریست
عیسی چون 5. بود نزدیک یهود خِ پِسَ عید 4. بنشست از
«: گفت را فیلیپُس ، میآیند سویش به بسیار گروهی که دید و ، بیازماید را او تا گفت را این 6 ؟« بخورند اینها تا بخریم نان
کجا
: داد پاسخ فیلیپُس 7. کرد خواهد چه میدانست نیک خود زیرا فقط یک هر اگر حتی ، نمیکند کفافشان نیز نان * دینار دویست « که
، آندریاس نام به شاگردان از دیگر یکی 8.« بخورند اندکی نان
پنج که اینجاست پسرکی « 9: گفت ، بود پطرس معون شَ برادر ؟«
میکند کفایت را گروه این کجا این امّا ، دارد ماهی دو و جو پس. بود بسیار سبزۀ آنجا در.« بنشانید را مردم «: گفت عیسی 10 عیسی
آنگاه 11. نشستند ، بودند مرد هزار پنج نزدیک که ایشان تقسیم
نشستگان میان ، شکرگزاری از پس و ، برگرفت را نانها ،
شدند سیر چون 12. خواستند که قدری به ، نیز را ماهیها و ، کرد چیزی
تا کنید جمع را باقیمانده پارهنانهای «: گفت شاگردان به باقیماندۀ
پارههای از و کردند جمع را آنها پس 13.« نرود هدر.
شد پر سبد دوازده ، بودند خورده جماعت که جو نان پنج آن: گفتند ، رسید ظهور به عیسی از که آیت این دیدن با مردم 14.« بیاید جهان به میباید که است پیامبر همان او که براستی
« بهزور
، برگرفته را او دارند قصد که دریافت چون عیسی 15.
رفت کوه به تنها دیگر بار و گفت ترک را آنجا ، کنند
پادشاه
. ساده کارگری روز یک دستمزد معادل بود سکهای” دینار“ 7: 6