230 23-
14: 1
یوحنا ، مرد یک خواستۀ از نه و تن خواهشِ از نه * ، بشری
تولدی.
یافتند تولد خدا از بلکه جلال بر ما *. گزید مسکن ما میان در و شد انسان ، کلام و 14 پدر
جانب از که یگانه پسر آن شایستۀ جلالی ، نگریستیم او ندا
و میداد شهادت او بر یحیی 15. راستی و فیض از پر ، آمد پس
که آن“: گفتم دربارهاش که کسی است این « که میکرد داشته
وجود من از پیش زیرا ، یافته برتری من بر میآید من
از *
. فیض پی از فیض ، شدیم بهرهمند همه ما او پُری از 16”.« است به
راستی و فیض ؛ شد داده موسی واسطۀ به شریعت زیرا 17
. است ندیده را خدا هرگز هیچکس 18. آمد مسیح عیسی واسطۀ. شناسانید را او همان ، است پدر آغوش در که * یگانه پسر آن
امّا یحیی
شهادت و کاهنان * ، یهودیان که آنگاه یحیی شهادت است این
19 تو
« که بپرسند او از تا فرستادند نزدش اورشلیم از را لاویان داشت
اذعان بلکه ، نکرد انکار ، شده معترف او 20 ؟« کیستی ؟«
ایلیایی آیا ؟ چه پس «: پرسیدند 21.« نیستم * مسیح من « که:
داد پاسخ * ؟« پیامبری آن آیا «: پرسیدند.« نیستم «: داد پاسخ برای
پاسخی چه بگو ؟ کیستی پس «: گفتند را او آنگاه 22!« نه
« یحیی 23 ؟« میگویی چه خود دربارۀ ؟ ببریم خود فرستندگان:
گفت ، بود کرده بیان پیامبر اِشعیای آنچه طبق
، میگوید که بیابانم در نداکننده آن صدای من « » .” سازید هموار را خداوند راه
“”.
خونها از نه“: یونانی اصل در 13: 1 «. زد خیمه ما میان در «: یونانی اصل در 14:
1.” فیض جای به فیض“: یا 16:
1.” یگانه خدای آن“: نسخهها برخی در 18: 1
. است یهود سران منظور اینجا در 19: 1
. کتاب بقیۀ در همچنین ؛ است اسرائیل موعود نجاتدهندۀ و پادشاه منظور 20: 1 15: 18 تَثنیه با مطابق بودند معتقد یهودیان که است پیامبری منظور 21:
1. آمد خواهد 18
و