یوحنا
انجیل کلام
شدن
انسان ؛
بود خدا ، کلام و بود خدا با کلام و بود * کلام آغاز در او
واسطۀ به چیز همه
1 3
. بود خدا با آغاز در همان 2 پدیدار
او بدون چیز هیچ ، آمد پدید هرآنچه از و ، آمد پدید. نگشت نور این 5. بود آدمیان نور ، حیات آن و * بود حیات او در
4 *
. درنیافت را آن تاریکی و میدرخشد تاریکی در نامش ؛ بود شده فرستاده خدا جانب از که آمد مردی 6 آن
بر شهادت برای ، آمد دادن شهادت برای او 7. بود یحیی ،
نبود نور آن خودْ او 8. آورند ایمان او واسطۀ به همه تا ، نور به
که حقیقی نور آن 9. دهد شهادت نور آن بر تا آمد بلکه
*. میآمد جهان به براستی ، میبخشد روشنایی انسانی هر ؛ آمد پدید او واسطۀ به جهان و ، بود جهان در او 10 ولی
، آمد خویش مُلک به او 11. نشناخت را او جهان امّا او
که کسانی همۀ به امّا 12. نپذیرفتند را او خودش قومِ ،
شوند خدا فرزندان که * داد را حق این ، پذیرفتند را با نه که آنان 13 ؛ د آورْ ایمان او نام به که کس هر به
یعنی مفهوم بیانگر ، شده ترجمه” کلام“ اینجا در که” لوگوس“ یونانی واژۀ 1:
1. هست نیز
عقل چیز هیچ او بدون و »…: خواند میتوان نیز چنین را 4 و 3 آیات 4:
1 …«. حیات آن و ، داشت حیات او در 4 ، آمد پدید هرآنچه. نگشت
پدیدار «. است نگرفته فرو را آن تاریکی «: یا 5:
1 روشنایی ، میآید جهان به که انسانی هر بر که حقیقی نور آن «: یا 9:
1 «. میافکنَد.»
بخشید را اقتدار این «: یا 12: 1