200 25- 14: 16
لوقا
، باشید خدا بندۀ هم نمیتوانید. شمرد خواهد خوار را دیگری.« پول بندۀ
هم به را عیسی ، سخنان این شنیدن با پولدوست
فَریسیانِ
14
خویشتن
که کسانید آن شما «: گفت آنها به 15. گرفتند ریشخند آنچه
. است آگاه دلتان از خدا امّا ، مینمایید پارسا مردم به را
! است کراهتآور خدا نظر در ، نهند بسیارش ارج مردم پادشاهی به ، پس آن از. بود یحیی زمان تا انبیا و تورات « 16 خود
راه زور و بر جَ به کس هر و میشود داده بشارت خدا زمین
و آسمان است آسانتر ، حال این با 17 *. میگشاید بدان
! افتد فرو تورات از نقطهای اینکه تا شود زایل ، کند اختیار دیگر زنی و دهد طلاق را خویش زن که هر « 18 زنی به را شده داده طلاق زنی که هر نیز و ، است کرده
زنا. است شده زنا مرتکب ،
بگیرد فقیر
ر ایلعازَ و
توانگر تن به لطیف کتان و ارغوان از جامه که بود توانگری
« 19 فقیری 20. بود مشغول خوشگذرانی به همهروزه و میکرد از
پوشیده بدنش که مینهادند او خانۀ درِ بر را نام ر ایلعازَ از
که غذا خردههای با داشت آرزو ر ایلعازَ 21. بود جراحت سگان
حتی. کند سیر را خود ، میافتاد فرو توانگر آن سفرۀ فقیر
آن ، باری 22. میلیسیدند را زخمهایش و میآمدند نیز و
مُرد نیز توانگر. بردند ابراهیم جوار به را او فرشتگان و مُرد ،
گشود مردگان جهانِ در چشم چون امّا 23. کردند دفن را او را
ر ایلعازَ و دید را ابراهیم ، دور از. یافت عذاب در را خود ،
ابراهیم من پدر ای“: گفت بلند صدای با پس 24. جوارش در خود
انگشت نوک تا بفرست را ر ایلعازَ و کن ترحم من بر آتش
این در زیرا ، سازد خنک را زبانم و کند تَر آب در را یاد
به ، فرزند ای“: داد پاسخ ابراهیم امّا 25.” میکشم
عذاب ، شدی بهرهمند خود نیکوی چیزهای از ، زندگی در تو که آر
.» گردند داخل بدان که میشوند ترغیب همگان و «: یا 16: 16