26- 13: 5 لوقا
161 بخواهی
اگر ، من سرور «: گفت التماسکنان و نهاد خاک بر او
و کرد دراز را خود دست عیسی 13.« سازی پاکم میتوانی آن
جذامْ ، دم در!« شو پاک ؛ میخواهم «: گفت و نمود لمس را چیزی
کسی به «: فرمود امر او به سپس 14. گفت ترک را مرد خود
تطهیر برای و بنما کاهن به را خود و برو بلکه ، مگو آنان
برای تا کن تقدیم ، است کرده امر موسی که را قربانیهایی پخش
بیشتر چه هر او کارهای خبر ، همه این با 15.« باشد گواهی سخنانش
تا گردمیآمدند بسیار جماعتهای که چندان ، میشد به اغلب عیسی امّا 16. یابند شفا خود بیماریهای از و بشنوند
را
. میکرد دعا و میرفت دورافتاده جاهای مفلوج
مرد
شفای معلمان و فَریسیان و میداد تعلیم عیسی روزها از روزی
17 اورشلیم
از نیز و یهودیه و جلیل شهرهای همۀ از شریعت با
بیماران شفای برای خداوند قدرت و ، بودند نشسته و آمده تشکی
بر را مفلوجی که رسیدند راه از مرد چند ناگاه 18. بود او در
و ببرند خانه درون به را او کوشیدند ایشان. میکردند حمل راهی
جمعیت ازدحام سبب به چون امّا 19. بگذارند عیسی برابر کَش
تُشَ با را مفلوج سفالها میان از و رفتند خانه بام به ، نیافتند چون 20. نهادند عیسی برابر در ، جمعیت وسط و فرستادند پایین آمرزیده
گناهانت ، مرد ای «: گفت ، دید را ایشان ایمان عیسی این
«: اندیشیدند خود با دین علمای و فَریسیان امّا 21!« شد را
گناهان میتواند خدا جز کسی چه ؟ میگوید کفر که کیست در
چرا «: پرسید و میاندیشند چه دریافت عیسی 22 ؟« بیامرزد گناهانت
“: است آسانتر کدامیک گفتن 23 ؟ میاندیشید چنین دل که
بدانید تا حال 24 ”؟ برو راه و برخیز“ اینکه یا” شد آمرزیده مرد
به- » دارد را گناهان آمرزش اقتدار زمین بر انسان پسر به
و برگیر خود تشک ، برخیز ، میگویم تو به «: گفت مفلوج بر
را آنچه و ایستاد ایشان مقابل مرد آن ، دم در 25!« برو خانه.
رفت خانه به حمدگویان را خدا و برداشت بود خوابیده آن کردند
تمجید را خدا ، شده شگفت در رویداد این از همه
26