136 58-
42: 14
مَرقُس اینک. برویم ، برخیزید 42. میشود تسلیم گناهکاران دست به
انسان
». میرسد راه از من تسلیمکنندۀ عیسی
شدن
گرفتار از یکی ، یهودا ناگاه که میگفت سخن همچنان عیسی
43 از
، شمشیر و چماق به مسلّح گروهی با همراه ، تن دوازده آن تسلیمکنندۀ 44. آمدند مشایخ و دین علمای و کاهنان سران سوی که
را کس آن «: بود گفته و داده علامتی خود همراهان به او.«
ببرید کامل مراقبت با و بگیرید را او ؛ است همان ، ببوسم شد
نزدیک عیسی به بیدرنگ ، رسید مکان آن به چون پس 45 عیسی
سر بر افراد آن آنگاه 46. بوسید را او و!« استاد «: گفت و شمشیر
حاضران از یکی امّا 47. کردند گرفتار را او ، ریخته را
او گوش و زد اعظم کاهن خدمتکار به ضربهای ، برکشیده و
چماق با که راهزنم من مگر «: گفت آنها به عیسی 48. برید معبد
در شما حضور در روز هر 49 ؟ آمدهاید گرفتنم به شمشیر تحقق
میباید س مقدّ کتب امّا. نگرفتید مرا و میدادم تعلیم.
گریختند ، کرده ترکش شاگردان همۀ آنگاه 50.« یابد عیسی پی در ، بود پیچیده تن به پارچهای فقط که جوانی 51 رها
داشت تن بر آنچه او امّا 52 ، گرفتند نیز را او. افتاد راه به.
گریخت عریان و
کرد یهود
شورای حضور در
محاکمه کاهنان سران همۀ آنجا در. بردند اعظم کاهن نزد را عیسی 53 دورادور
نیز پطرس 54. بودند آمده گرد دین علمای و مشایخ و در
پس. رسید اعظم کاهن خانۀ حیاط به تا رفت عیسی پی از سران 55. کند گرم را خود تا نشست نگهبانان با ، آتش کنار ، آنجا عیسی
علیه شهادتهایی یافتن پی در شورا اهل تمامی و کاهنان بسیاری
هرچند زیرا 56. نیافتند هیچ ولی ، بکشند را او تا بودند هم
با ایشان شهادتهای امّا ، دادند عیسی علیه دروغ شهادتهای او
علیه دروغ به و آمدند پیش عدهای آنگاه 57. نداشت وفق را
معبد این“ ، میگفت که شنیدیم خود ما « 58: گفتند ، داده شهادت