41- 28: 14 مَرقُس
135 زد خواهم را شبان
»“.” شد خواهند پراکنده گوسفندان
و خواهم جلیل به شما از پیش ، برخاستم آنکه از پس امّا
28 هرگز
من ، بلغزند همه اگر حتی «: گفت او به پطرس 29.« رفت که
میگویم تو به ، آمین «: گفت او به عیسی 30.« لغزید نخواهم بانگ
بار دو خروس آنکه از پیش ، امشب همین آری ، امروز بسیار
تأکید با پطرس امّا 31!« کرد خواهی انکار مرا بار سه ، زند سایر
.« کرد نخواهم انکارت ، بمیرم تو با باشد لازم اگر «: گفت.
گفتند چنین نیز
شاگردان تْسیمانی جِ
باغ به عیسی آنجا در و رفتند تْسیمانی جِ نام به مکانی به آنگاه
32 سپس 33.« کنم دعا من تا ، بنشینید اینجا در «: گفت خود
شاگردان مضطرب
و پریشان و برد خود با را یوحنا و یعقوب و پطرس در
. افتادهام مرگ حال به ، اندوه فرط از « 34: گفت بدیشان ، شده خاک
بر ، رفته پیش قدری سپس 35.« باشید بیدار و بمانید اینجا او 36. بگذرد او از ساعت آن باشد ممکن اگر که کرد دعا و افتاد جام
این. است ممکن تو برای چیز همه ، پدر * ، اَبّا «: گفت چنین چون 37.« تو ارادۀ به بلکه من خواست به نه امّا ، کن دور من از را ،
معون شَ «: گفت پطرس به پس. یافت خواب در را آنان ، بازگشت
و باشید بیدار 38 ؟ بمانی بیدار ساعتی نمیتوانستی آیا ؟ خوابیدهای.«
ناتوان جسم امّا است مشتاق روح. نیفتید * آزمایش در تا کنید دعا ایشان
، بازگشت چون 40. کرد را دعا همان و رفت بار دیگر پس 39 شده
سنگین بسیار چشمانشان زیرا ، یافت خواب در همچنان را بار
مین سوّ عیسی آنگاه 41. بگویند او به چه نمیدانستند آنها. بود استراحت
و خوابید در هنوز آیا «: گفت بدیشان و آمد شاگردان نزد پسر اینک. رسیده فرا مقرر ساعت! است بس دیگر * ؟
میکنید
. است” بابا“ معنای به آرامی زبان در” اَبّا“ 36: 14.” وسوسه“ یا 38:
14 «. کنید استراحت و بخوابید را مابقی «: یا 41:
14