جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Seite 126
129
کن”. محبت خود ت قو
تمامی با و فکر تمامی با و جان تمامی
خویشتن همچون را “همســایهات است: این حکم مین دو
31
32
دین عالم آن نیست». حکمی دو این از بزرگتر کن”. محبت
است یکی خدا که براستی استاد! فرمودی، «نیکو گفت: او به
عقل تمامی با و دل تمامی با او به و 33 نیست، خدایی او جز و
همچون را خود همسایۀ و ورزیدن مهر خود ت قو
تمامی با و
قربانیها و تمامسوز هدایای همۀ از کردن، محبت خویشــتن
او به داد، پاسخ عاقالنه که دید عیســی چون 34 است». مهمتر
هیچکس دیگر پس، آن از نیستی». دور خدا پادشاهی «از فرمود:
بپرسد. او از چیزی نکرد جرأت
کیست؟ پسر مسیح
پرسید: میداد، تعلیم معبد صحن در عیسی که هنگامی 35
داوود پسر مسیح میگویند دین علمای که اســت «چگونه
است: گفته روحالقدس م ِ الها به خود داوود، 36 است؟
گفت: من خداوند به “خداوند
بنشین من راست دست به
* سازم”. پایت زیر کرسی
را دشمنانت که هنگام آن تا
میتواند چگونه او د، ن َ میخوا خداوند را او خود، داوود اگر 37
او سخنان به خوشی با جمعیت انبوه باشــد؟» داوود پســر
گوش فرا میدادند.
دینی رهبران دربارۀ هشدار
که باشید برحذر دین علمای «از فرمود: خود تعلیم در پس 38
بازار و کوچه در مردم و بروند راه بلند قبای در دارند دوست
باشند داشته را جای بهترین کنیسهها در و 39 گویند، سالم را آنها
خانههای سویی از 40 بنشــینند. مجلس صدر بر ضیافتها در و
دعای تظاهر، برای ســو، دیگر از و میکنند غارت را بیوهزنان
بود». خواهد سختتر بسی اینان مکافات میدهند. طول را خود