128 30-
16: 12
مَرقُس این
روی نام و نقش «: پرسید ایشان از. آوردند سکهای 16.« ببینم آنها
به عیسی 17.« قیصر آنِ از «: دادند پاسخ ؟« کیست آنِ از سکه.« خدا به را خدا مال و بدهید قیصر به را قیصر مال پس «:
گفت. ماندند حیران او سخنان از
آنها قیامت
دربارۀ
سؤال سؤالی و آمدند وی نزد ، قیامتند منکر که وقیان دّ صَ سپس 18 برادر
اگر که نوشت ما برای موسی ، استاد « 19: گفتند ، کرده او از او
باید مرد آن ، باشد نداشته فرزندی همسرش و بمیرد مردی ، باری 20. گذارد باقی خود برادر برای نسلی تا بگیرد زنی به
را
. مرد بیفرزند و ، گرفت زنی نخستین برادر. بودند برادر هفت بیفرزند نیز او امّا ، گرفت زنی به را بیوه آن م دوّ برادر پس
21 از
هیچیک ، همینسان به 22. شد چنین نیز م سوّ برادر. مرد.
مرد نیز زن آن ، سرانجام. نگذاشت جا به فرزندی برادر هفت
، بود خواهد آنها از کدامیک همسر زن آن ، قیامت در ، حال 23 ؟« بودند گرفته زنی به را او برادر هفت هر
زیرا نه که رو آن از ، نیستید گمراه آیا «: فرمود ایشان به عیسی
24 که هنگامی زیرا 25 ؟ خدا قدرت از نه و آگاهید س مقدّ کتب
از
؛ میکنند اختیار شوهر نه و میگیرند زن نه ، برخیزند مردگان دربارۀ
امّا 26. بود خواهند آسمان فرشتگان همچون بلکه در
که نخواندهاید موسی کتاب در آیا ، مردگان برخاستن خدای
هستم من“: فرمود او به خدا چگونه ، بوته ماجرای خدای
نه او 27 ”؟ یعقوب خدای و اسحاق خدای و ابراهیم!«
برخطایید بسیار شما پس. است زندگان خدای بلکه ،
مردگان حکم
بزرگترین. شنید را آنها گفتگوی و آمد نزدیک دین علمای از یکی
28 کدام
«: پرسید او از ، داد آنها به نیکو پاسخی عیسی که دید چون:
فرمود او به عیسی 29 ؟« است همه مهمترینِ ، احکام از یک خدای
خداوندْ ، اسرائیل ای بشنو“: است این حکم مهمترین « با و دل تمامی با را خود خدای خداوندْ 30. یکتاست خداوندِ ،
ما