15- 5: 12 مَرقُس
127
. کردند بیحرمتی او به و شکستند را سرش باغبانان ولی با همینگونه به و. کشتند را او امّا ، فرستاد دیگر غلامی باز
5.
کشتند را بعضی و زدند را بعضی ؛ کردند رفتار دیگر بسیاری محبوبش
پسر ، آن و بفرستد که داشت دیگر تن یک تنها او 6 را
پسرم“: گفت خود با و کرد روانه همه آخر را او پس. بود این
“: گفتند یکدیگر به باغبانان امّا 7.” نهاد خواهند حرمت.”
شود ما آن از میراث تا بکشیم را او بیایید ؛ است وارث ، حال 9. افکندند بیرون تاکستان از و کشتند ، گرفته را او پس 8 را
باغبانان و آمد خواهد ؟ کرد خواهد چه تاکستان صاحب در
مگر 10. سپرد خواهد دیگران به را تاکستان ، کرده هلاک
: که نخواندهاید س مقدّ کتب ، کردند رد معماران که سنگی »“ ؛
است شده * بنا سنگ مهمترین کرده
چنین خداوند 11 ”؟«
مینماید شگفت ما نظر در و که
دریافتند زیرا ، کنند گرفتار را عیسی شدند آن بر آنگاه 12 ؛
داشتند بیم جمعیت از امّا ، است گفته آنها دربارۀ را مَثَل این. رفتند و کردند ترک را او
پس راج
خَ پرداخت دربارۀ
سؤال عیسی نزد را * هیرودیان و فَریسیان از بعضی سپس 13 او
نزد آنها 14. اندازند دام به خودش سخنان با را او تا فرستادند کسی
از و هستی صادق مردی میدانیم ، استاد «: گفتند و آمدند خدا
راه بلکه ، نمیکنی نظر ظاهر صورت بر زیرا ، نداری باک یا
رواست قیصر به راج خَ پرداخت آیا. میآموزانی بهدرستی را برد
پی آنها ریاکاری به عیسی امّا ؟« نه یا بپردازیم باید آیا 15 ؟ نه را آن تا بیاورید من نزد * دیناری ؟ میآزمایید مرا چرا «: گفت
و.” زاویه رِ سَ سنگ“: یا 10:
12. بودند هیرودیس هواداران” هیرودیان“ 13: 12
. ساده کارگری روز یک دستمزد معادل بود سکهای” دینار“ 15: 12