جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 101

104
14: ‏​‏‎5‎ – ​40: 4
مَرقُس:
گفت خود شاگردان به سپس 40. شد حکمفرما کامل آرامش بسیار
آنها 41 ؟«‏ ندارید ایمان هنوز آیا ؟ ترسانید اینچنین چرا « باد
حتی که کیست این «: میگفتند یکدیگر به ، شده هراسان!«
میبرند فرمان او از هم دریا
و دیوزده مرد
شفای

5

چون 2. رفتند * راسیان جِ‏ ناحیۀ به ، دریا سوی آن به سپس ،
بود پلید روح گرفتار که مردی ، شد پیاده قایق از عیسی به
گورها در مرد آن 3. برخورد بدو و آمد بیرون گورستان از زنجیر
با حتی را او که نبود آن توان را کسی دیگر و میبرد سر بسته
آهنین پابندِ‏ و زنجیر با را او بارها زیرا 4. دارد نگاه بند در.
بود شکسته را آهنین پابندهای و گسیخته را زنجیرها امّا ، بودند گورها میان در روز و شب 5. نبود او کردن رام یارای را
هیچکس
. میکرد زخمی را خود سنگ با و برمیآورد فریاد تپهها بر و زمین بر روی و آمد دوان دوان ، دید دور از را عیسی چون 6 ،
متعال خدای پسر ، عیسی ای «: زد فریاد بلند صدای با 7 ، نهاده عذابم
که میدهم سوگند خدا به را تو ؟ است کار چه من با را تو مرد
این از ، پلید روح ای «: بود گفته او به عیسی زیرا 8!« ندهی پاسخ
؟«‏ چیست نامت «: پرسید او از عیسی آنگاه 9!« آی در به التماس
عیسی به و 10.« بسیاریم زیرا ؛ است * لِژیون نامم «: داد آن
تپههای در 11. نکند بیرون ناحیه آن از را آنها که کرد بسیار از
پلید ارواح 12. بود چرا حال در خوک بزرگی گلۀ ، حوالی ؛
بفرست خوکها درون به را ما «: گفتند ، کرده خواهش عیسی به
و آمدند بیرون پس. داد اجازه عیسی 13.« درآییم آنها به بگذار خوک
هزار دو حدود آن شمار که گلهای. رفتند خوکها درون.
شد غرق آب در و برد هجوم دریا درون به تپه سراشیبی از ، بود روستا
و شهر در را واقعه این و گریختند خوکبانان 14 داده رخ را آنچه تا آمدند بیرون مردم که چندان ،
بازگفتند
.” ریان دَ‏ جَ‏“ نسخهها بعضی در 1: 5. سرباز هزار شش الی پنج از متشکل ، روم ارتش از واحدی 9: 5