جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب انجیل عیسی مسیح؛ ترجمه هزارهٔ نو | Page 102
105
دیوزده مرد آن دیدند چون و آمدند عیسی نزد آنها 15 ببینند. بود،
عاقل و کرده تن به جامه اکنون بود، لِژیون گرفتار پیشتر که
را ماجرا که کسانی 16 کردند. وحشت است، نشسته آنجا در
گذشته خوکها و دیوزده مرد بر را آنچه بودند، دیده چشم به
خواهش عیســی از مردم آنگاه 17 بازگفتند. مردم برای بود،
گوید. ترک را ایشان سرزمین که کردند
دیوزده پیشتر که مردی میشد، قایق سوار عیسی چون 18
و نداد اجازه عیســی ا ام ّ 19 برود. وی همراه که کرد تمنا بود،
خداوند که بگو آنها به و برو خود خویشان نزد خانه، «به گفت:
آن پس 20 است». نموده رحم تو بر چگونه و کرده چه تو برای
عیسی هرآنچه اعالم به * کاپولیس، د ِ سرزمین در و رفت مرد
میشدند. شگفت در همه مردم و کرد آغاز بود، کرده او برای
بیمار زن و رئیسان از یکی دختر
دریا، کنار در رفت. دریا سوی آن به قایق با دیگر بار عیسی 21
که کنیسه رئیسان از یکی 22 آمدند. گرد نزدش انبوه جمعیتی
پایش به عیسی دیدن با و آمد آنجا به نیز داشت نام یایروس
مرگ حال در کوچکم «دختر گفــت: التماسکنان و 23 افتاد
یابد شفا تا بگذاری او بر را خود دست آمده، دارم تمنا است.
رفت. او با عیسی پس 24 ماند». زنده و
او بر سخت آنها افتادند. بهراه عیسی پی از نیز بسیار گروهی
دچار سال دوازده که بود زنی میان، آن در 25 میکردند. ازدحام
کشیده فراوان رنج بسیار، طبیبان
درمان تحت او 26 بود. خونریزی
یابد، بهبود آنکه جای به ا ام ّ بود؛ کرده خرج را خود دارایی همۀ و
به جمعیت میان از شنید، عیسی دربارۀ چون پس 27 بود. شده بدتر
بود: گفته خود با زیرا 28 کرد. لمس را وی ردای و آمد او سر پشت
همان در 29 یافت». خواهم شفا بزنم، دست ردایش به حتی «اگر
بال آن از کرد احساس خود بدن در و شد قطع او خونریزی دم
در عیسی 30 است. یافته شفا
صادر او از نیرویی که دریافت حال
کتاب. بقیۀ در همچنین شهر”؛ ه د َ “ یعنی کاپولیس” “ 20:د