جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 982

8
‎16‎ و ديگر هرگز گرسنه و تشنه نخواهند شد و آفتاب و هيچ گرما بر ايشان نخواهد رسيد.
‎17‎ زيرا بر�ه اي كه در ميان تخت است ، شبان ايشان خواهد بود و به چشمه هاي آب حيات ، ايشان را راهنمايي خواهد نمود ؛ و خدا هر اشكي را از چشكان� ايشان پاك خواهد كرد.
1 و چون م�هر هفتم را گشود ، خاموشي قريب به نيم ساعت در آسمان واقع شد.
2 و ديدم هفت فرشته را كه در حضور خدا ايستاده اند كه به ايشان هفت كر�نا داده شد.
3 و فرشته اي ديگر آمده ، نزد مذبح بايستاد با م�جم�ري طلا و بخور بسيار بدو داده شد تا آن را به دعاهاي جميع مقد�سين ، بر مذبح طلا كه پيش تخت است بدهد ،
9
4 و دود� بخور ، از دست فرشته با دعاهاي م ّقدسين در حضور خدا بالا رفت.
5 پس آن فرشته مجمر را گرفته ، از آتش مذبح آن را پر كرد و به سوي زمين انداخت و صداها و رعدها و برقها و زلزله حادث گرديد. 6 و هفت فرشته اي كه هفت كر�نا را داشتند خود را مستعد نواختن نمودند.
7 و چون او�لي بنواخت تگرگ و آتش با خون آميخته شده ، واقع گرديد و به سوي زمين ريخته شد و ثلث درختان سوخته و هر گياه� سبز سوخته شد. 8 و فرشتة دو�م بنواخت كه ناگاه مثال كوهي بزرگ ، به آتش افروخته شده ، به دريا افكنده شد و ثلث دريا خون گرديد ،
9 و ثلث مخلوقاتي دريايي كه جان داشتند ، بمردند و ثلث كشتيها تباه گرديد.
‎10‎ و چون فرشتة سوم نواخت. ناگاه ستاره اي عظيم. چون چراغي افروخته شده از آسمان فرود آمد و بر ثلث نهر ها و چشمه هاي آب افتاد.
‎11‎ و اسم ستاره را َا ْف �س ْنتين مي خوانند ؛ و ثلث آبها به َا ْفس� ْنتين مبد�ل گشت و مردمان بسيار از آبهايي كه تلخ شده بود مردند.
‎12‎ و فرشتة چهارم بنواخت و ثلث آفتاب و ثلث ماه و ثلث ستارگان صدمه رسيد تا ثلث آنها تاريك گرديد و ثلث روز و ثلث شب همچنين بي نور شد.
‎13‎ عقابي را ديدم و شنيدم كه در وسط آسمان مي پرد و به آواز بلند مي گويد: واي واي واي بر ساكنان زمين ، بسبب صداهاي ديگر كر�ناي آن سه فرشته اي كه مي بايد بنوازند.
‎10‎
1 و چون فرشتة پنجم نواخت ، ستاره اي را ديدم كه بر زمين افتاده بود و كليد چاه هاويه بدو داده شد.
2 و چاه هاويه را گشاد و دودي چون دود تنوري عظيم از چاه بالا آمد و آفتاب و هوا از دود چاه تاريك گشت.
3 و از ميان دود ، ملخها به زمين برآمدند و به آنها قو�تي چون قو�ت عقربهاي زمين داده شد 4 و بديشان گفته شد كه ضرر نرسانند نه به گياه زمين و نه به هيچ سبزي و نه به درختي بلكه به آن مردماني كه م�هر خدا را بر پيشاني خود ندارند. 5 و به آنها داده شد كه ايشان را نكشند بلكه تا مد�ت پنج ماه مع ّذب بدارند و ا ّذيت آنها مثل ا ّذيت عقرب بود ، وقتي كه كسي را نيش زند. 6 و در آن اي�ام ، مردم طل ِب موت خواهند كرد و آن را نخواهند يافت و تمن ّاي موت خواهند داشت ، اما موت از ايشان خواهد گريخت.
7 و صورت ملخها چون اسبهاي آراسته شده براي جنگ بود و بر سر ايشان مثل تاجهاي شبيه طلا ، و چهره هاي ايشان شبيه صورت انسان بود. 8 و مويي داشتند چون موي زنان ، و دندانهايشان مانند دندانهاي شيران بود.
9 و جوشنها داشتند ، چون جوشنهاي آهنين و صداي بالهاي ايشان ، مثل صداي ارابه هاي اسبهاي بسيار كه به جنگ همي تازند.
‎10‎ و د�مها چون عقربها با نيشها داشتند ؛ و در د�م آنها قدرت بود كه تا مد�ت پنج ماه مردم را اذي�ت نمايند.
‎11‎ و بر خود پادشاهي ، داشتند كه ملك الهاويه است كه در عبراني به َا �بدون مسم�ي است و در يوناني او را َاپ� ّلوين خوانند.
‎12‎ يك واي گذشته است. اينك دو واي ديگر بعد از اين مي آيد.
‎13‎ و فرشتة ششم بنواخت كه ناگاه آوازي از ميان چهار شاخ مذبح طلايي كه در حضور خداست شنيدم ‎14‎ كه به آن فرشتة ششم كه صاحب كر�نا بود مي گويد: آن فرشته چهار را كه بر نهر عظيم فرات بسته اند ، خلاص كن. ‎15‎ پس آن چهار فرشته كه براي ساعت و روز و ماه و سال معي�ن مهي�ا شده اند تا اينكه ثلث مردم را بكشند ، خلاصي يافتند.
‎16‎ و عدد جنود� سواران ، دويست هزار هزار بود كه عدد ايشان را شنيدم.
‎17‎ و به اينطور اسبان و سواران� ايشان را در رؤيا ديدم كه جوشنهاي آتشين و آسمانجوني و كبريتي دارند و سرهاي اسبان چون سر شيران است و از دهانشان آتش و دود و كبريت بيرون مي آيد.
‎18‎ از اين سه بلا يعني آتش و دود و كبريت كه از دهانشان برمي آيد ، ثلث مردم هلاك شدند. ‎19‎ زيرا كه قدرت اسبان در دهان و د�م ايشان است ، زيرا كه د�مهاي آنها چون مارهاست كه شرها دارد و به آنها ا ّذيت مي كنند. ‎20‎ و ساير مردم كه به اين بلايا كشته نگشتند ، از اعمال دستهاي خود توبه نكردند تا آنكه عبادت ديوها و بتهاي طلا و نقره و برنج و سنگ و چون را كه طاقت ديدن و شنيدن و خراميدن ندارند ، ترك كنند ؛
‎21‎ و از قتل ها و جادوگريها و زنا و دزديهاي خود توبه نكردند.
‎985‎