جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 956

4 و كسي اين مرتبه را براي خود نمي گيرد ، مگر وقتي كه خدا او را بخواند ، چنانكه هارون را.
5 و همچنين مسيح نيز خود را در جلال نداد كه رئيس كهنه بشود ، بلكه او كه به وي گفت: تو پسر من هستي ؛ من امروز تو را توليد نمودم. 6 چنانكه در مقام ديگر نيز مي گويد: تو تا به ابد كاهن هستي بر رتبة م�لكيص�د�ق ‏).‏
7 و او در اي�ام بشري�ت خود ، چونكه با فرياد شديد و اشكها نزد او كه به رهانيدنش از موت قادر بود ، تضر�ع و دعاي بسيار كرد و به سبب تقواي خويش مستجاب گرديد ،
8 هرچند پسر بود ، به مصيبتهايي كه كشيد ، اطاعت را آموخت
9 و كامل شده ، جميع مطيعان خود را سبب نجات جاوداني گشت.
‎10‎ و خدا او را به رئيس ك َه�ن َه مخاطب ساخت به رتبة م�لكيص�د�ق.
‎11‎ كه دربارة ما او را سخنان بسيار است كه شرح آنها مشكل مي باشد چونكه گوشهاي شما سنگين شده است.
‎12‎ زيرا كه هرچند با اين طول زمان شما را مي بايد مع ّلمان باشيد ، باز محتاجيد كه كسي اصول و م�باد ِي الهامات خدا را به شما بياموزد و محتاج شير شديد نه غذاي قوي.
6 1
‎13‎ زيرا هر كه شيرخواره باشد ، در كلام عدالت ناآزموده است ، چونكه طفل است. ‎14‎ اما غذاي قوي از آن� بالغان است كه حوا ِس خود را به موجب عادت ، رياضت داده اند تا تمييز نيك و بد را بكنند.
بنابراين ، از كلام ابتداي مسيح در گذشته ، به سوي كمال سبقت بجوييم و بار ديگر بنياد توبه از اعمال مرده و ايمان به خدا ننهيم ، 2 و تعليم تعميدها و نهادن دستها و قيامت مردگان و داوري جاوداني را.
3 و اين را بجا خواهيم آورد هرگاه خدا اجازت دهد. 4 زيرا آناني كه يك بار منو�ر گشتند و ل ّذت عطاي سماوي را چشيدند و شريک روح القدس گرديدند 5 و لذت کلام نيکوی خدا و قوات عالم آينده را چشيدند ،
سازند.
6 اگر بيفتند ، محال است كه ايشان را بار ديگر براي توبه تازه سازند ، در حالتي كه پسر خدا را براي خود باز مصلوب مي كنند و او را بي حرمت مي
7 زيرا زميني كه باراني را كه بارها بر آن مي افتد ، مي خورد و نباتات نيكو براي ف ّلاحان خود مي روياند ، از خدا بركت مي يابد.
كند.
7
8 لكن اگر خار و خسك مي روياند ، متروك و قرين به لعنت و در آخر ، سوخته مي شود. 9 اما اي عزيزان در ح ق� شما چيزهاي بهتر و قرين نجات را يقين مي داريم ، هرچند بدينطور سخن مي گوييم.
‎10‎ زيرا خدا بي انصاف نيست كه عمل شما و آن محب�ت را كه به اسم او از خدمت مقد�سين كه در آن مشغول بوده و هستيد ظاهر كرده ايد ، فراموش
‎11‎ لكن آرزوي اين را داريم كه هر يك از شما همين جد� و جهد را براي يقين كامل اميد تا به انتها ظاهر نماييد ،
‎12‎ و كاهل مشويد بلكه اقتدا كنيد آناني را كه به ايمان و صبر وارث وعده ها مي باشند.
‎13‎ زيرا وقتي كه به خدا به ابراهيم وعده داد ، چون به بزرگتر از خود قسم نتوانست خور�د ، به خود قسم خورده ، گفت: ‎14‎ هر آينه من تو را بركت عظيمي خواهم داد و تو را بي نهايت كثير خواهم گردانيد.
‎15‎ و همچنين چون صبر كرد ، آن وعده را يافت.
‎16‎ زيرا مردم به آنكه بزرگتر است ، قسم مي خورند و نهايت هر مخاصمة ايشان قسم است تا اثبات شود. ‎17‎ از اينرو ، چون خدا خواست كه عدم تغيير ارادة خود را به وارثان وعده به تأكيد بي شمار ظاهر سازد ، قسم در ميان آورد.
‎18‎ تا به دو امر بي تغيير كه ممكن نيست خدا در آنها دروغ گويد ، تسل ّي قوي حاصل شود براي ما كه پناه برديم تا به آن اميدي كه در پيش ما گذارده شده است تمس�ك جوييم ، ‎19‎و آن رامثل لنگري براي جان خود ثابت و پايدار داريم كه در درون حجاب داخل شده است ،
‎20‎ جايي كه آن پيشرو براي ما داخل شد يعني عيسي كه بر رتبة م�لكيص�د� ق ، رئيس َكه�نه گرديد تا ابدالآباد.
1 زيرا ملكيصدق ، پادشاه ساليم و كاهن خداي تعالي ، هنگامي كه ابراهيم از شكست دادن ملوك مراجعت مي كرد ، او را استقبال كرده ، بدو بركت داد. 2 و ابراهيم نيز از همة چيزها ده يك بدو داد ؛ كه او او�ل ترجمه شدة) پادشاه عدالت) است و بعد ملك ساليم نيز يعني) پادشاه سلامتي ‏(.‏
3 بي پدر و مادر و بي نسب نامه و بدون ابتداي اي�ام و انتهاي حيات بلكه شبيه پسر خدا شده ، كاهن دايمي مي ماند. 4 پس ملاحظه كنيد كه اين شخص چقدر بزرگ بود كه ابراهيم پاتريارخ نيز از بهترين غنايم ، ده يك بدو داد.
‎959‎