جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 954

رساله به عبرانيان
5
1
1 خدا كه در زمان� س� َلف به اقسام متعد�د و طريق هاي مختلف بوساطت انيبا به پدران ما تكل ّم نمود ، 2 در اين اي�ام آخر به ما بوساطت پسر خود متك ّلم شد كه او را وارث جميع موجودات قرار داد و بوسيلة او عالمها را آفريد ؛
3 كه فروغ جلالش و خاتم جوهرش بوده و به كلمة قو�ت خود حامل همة موجودات بوده ، چون طهارت گناهان را به اتمام رسانيد ، به دست راست كبريا در اعلي عل ّيي�ن بنشست ،
4 و از فرشتگان افضال گرديد ، به مقدار آنكه اسمي بزرگتر از ايشان به ميراث يافته بود.
بود ؟
زيرا به كدام يك از فرشتگان هرگز گفت كه تو پسر من هستي. من امروز تو را توليد نمودم و ايض ًا من او را پدر خواهم بود و او پسر من خواهد
6 و هنگامي كه نخست زاده را باز به جهان مي آو�ر�د ، مي گويد كه جميع فرشتگان خدا او را پرستش كنند. 7 و در ح ق� فرشتگان مي گويد كه) فرشتگان خود را بادها مي گرداند و خادمان خود را شعلة آتش.
8 اما در ح ق� پسر: اي خدا تخت تو تا باالآباد است و عصاي ملكوت تو عصاي راستي است.
9 عدالت را دوست و شرارت را دشمن مي داري. بنابراين خدا ، خداي تو ، تو را به روغن شادماني بيشتر از رفقايت مسح كرده است.
‎10‎ و نيز مي گويد تو اي خداوند ، در ابتدا زمين را بنا كردي و افلاك مصنوع دستهاي تو است.
‎11‎ آنها فاني ، لكن تو باقي هستي و جميع آنها چون جامه مندرس خواهد شد ،
‎12‎ مثل ردا آنها را خواهي پيچيد و تغيير خواهند يافت. لكن تو همان هستي و سالهاي تو تمام نخواهد شد.
‎13‎ و به كدام يك از فرشتگان هرگز گفت: بنشين به دست راست من تا دشمنان تو را پاي انداز تو سازم ؟ ‎14‎ آيا همگي ايشان روح هاي خدمتگذار نيستند كه براي خدمت آناني كه وارث نجات خواهند شد ، فرستاده مي شوند ؟ 2
1 لهذا لازم است كه به د ّقت بليغ تر آنچه را شنيديم گوش دهيم ، مبادا كه از آن ربوده شويم 2 زيرا هرگاه كلامي كه بوساطت فرشتگان گفته شد برقرار گرديد ، بقسمي كه هر تجاوز و تغافلي را جزاي عادل مي رسيد ،
3 پس ما چگونه رستگار گرديم اگر از چنين نجاتي عظيم غافل باشيم ؟ كه در ابتدا تكل ّم به آن از خداوند بود و بعد كساني كه شنيديد ، بر ما ثابت گردانيد ؛
5
4 در حالتي كه خدا نيز با ايشان شهادت مي داد به آيات و معجزات و انواع قو�ات و عطاياي روح القدس برحسب ارادة خود. زيرا عالم آينده اي را كه ذكر آن را مي كنيم مطيع فرشتگان نساخت.
6 لكن كسي در موضعي شهادت داده ، گفت: چيست انسان كه او را بخاطر آوري يا پس ِر انسان كه از او تفق ّد نمايي ؟ 7 او را از فرشتگان اندكي پست تر قرار دادي و تاج جلال و اكرام را بر سر او نهادي و او را بر اعمال دستهاي خود گماشتي.
8 همه چيز را زير پايهاي او نهادي. پس چون همه چيز را مطيع او گردانيد ، هيچ چيز را نگذاشت كه مطيع او نباشد. لكن الآن هنوز نمي بينم كه همه چيز مطيع وي شده باشد.
9 اما او را كه اندكي از فرشتگان كمتر شد مي بينيم ، يعني عيسي را كه به زحمت موت تاج جلال و اكرام بر سر وي نهاده شد تا به فيض خدا براي همه ذائقة موت را بچشد.
‎10‎ زيرا او را كه بخاطر وي همه و از وي همه چيز مي باشد ، چون فرزندان بسيار را وارد جلال مي گرداند ، شايسته بود كه رئيس نجات� ايشان را به دردها كامل گرداند.
‎11‎ زانرو كه چون مقد�س كننده و مقد�سان همه از يك مي باشند ، از اين جهت عار ندارد كه ايشان را برادر بخواند.
‎12‎ چنانكه مي گويد: اسم تو را به برادران خود اعلام مي كنم و در ميان كليسا تو را تسبيح خواهم خواند.
‎13‎ و ايض ًا: من بر وي توك ّل خواهم نمود. و نيز: اينك من و فرزنداني كه خدا به من عطا فرمود ‏).‏ ‎14‎ پس چون فرزندان در خون و جسم شراكت دارند ، او نيز همچنان در اين هر دو شريك شد تا بوساطت موت ، صاحب قدرت موت يعني ابليس را تباه سازد ،
3
‎15‎ و آناني را كه از ترس موت ، تمام عمر خود را گرفتار بندگي مي بودند ، آزاد گرداند. ‎16‎ زيرا كه در حقيقت فرشتگان را دستگيري نمي نمايد بلكه نسل ابراهيم را دستگيري مي نمايد.
‎17‎ از اين جهت مي بايست در هر امري مشابه برادران خود شود تا در امور خدا رئيس كهنه اي كريم و امين شده ، كفار�ة گناهان قوم را بكند. ‎18‎ زيرا كه چون خود عذاب كشيده ، تجربه ديد استطاعت دارد كه تجربه شدگان را اعانت فرمايد.
‎957‎