رساله به عبرانيان
5
1
1 خدا كه در زمان� س� َلف به اقسام متعد�د و طريق هاي مختلف بوساطت انيبا به پدران ما تكل ّم نمود ، 2 در اين اي�ام آخر به ما بوساطت پسر خود متك ّلم شد كه او را وارث جميع موجودات قرار داد و بوسيلة او عالمها را آفريد ؛
3 كه فروغ جلالش و خاتم جوهرش بوده و به كلمة قو�ت خود حامل همة موجودات بوده ، چون طهارت گناهان را به اتمام رسانيد ، به دست راست كبريا در اعلي عل ّيي�ن بنشست ،
4 و از فرشتگان افضال گرديد ، به مقدار آنكه اسمي بزرگتر از ايشان به ميراث يافته بود.
بود ؟
زيرا به كدام يك از فرشتگان هرگز گفت كه تو پسر من هستي. من امروز تو را توليد نمودم و ايض ًا من او را پدر خواهم بود و او پسر من خواهد
6 و هنگامي كه نخست زاده را باز به جهان مي آو�ر�د ، مي گويد كه جميع فرشتگان خدا او را پرستش كنند. 7 و در ح ق� فرشتگان مي گويد كه) فرشتگان خود را بادها مي گرداند و خادمان خود را شعلة آتش.
8 اما در ح ق� پسر: اي خدا تخت تو تا باالآباد است و عصاي ملكوت تو عصاي راستي است.
9 عدالت را دوست و شرارت را دشمن مي داري. بنابراين خدا ، خداي تو ، تو را به روغن شادماني بيشتر از رفقايت مسح كرده است.
10 و نيز مي گويد تو اي خداوند ، در ابتدا زمين را بنا كردي و افلاك مصنوع دستهاي تو است.
11 آنها فاني ، لكن تو باقي هستي و جميع آنها چون جامه مندرس خواهد شد ،
12 مثل ردا آنها را خواهي پيچيد و تغيير خواهند يافت. لكن تو همان هستي و سالهاي تو تمام نخواهد شد.
13 و به كدام يك از فرشتگان هرگز گفت: بنشين به دست راست من تا دشمنان تو را پاي انداز تو سازم ؟ 14 آيا همگي ايشان روح هاي خدمتگذار نيستند كه براي خدمت آناني كه وارث نجات خواهند شد ، فرستاده مي شوند ؟ 2
1 لهذا لازم است كه به د ّقت بليغ تر آنچه را شنيديم گوش دهيم ، مبادا كه از آن ربوده شويم 2 زيرا هرگاه كلامي كه بوساطت فرشتگان گفته شد برقرار گرديد ، بقسمي كه هر تجاوز و تغافلي را جزاي عادل مي رسيد ،
3 پس ما چگونه رستگار گرديم اگر از چنين نجاتي عظيم غافل باشيم ؟ كه در ابتدا تكل ّم به آن از خداوند بود و بعد كساني كه شنيديد ، بر ما ثابت گردانيد ؛
5
4 در حالتي كه خدا نيز با ايشان شهادت مي داد به آيات و معجزات و انواع قو�ات و عطاياي روح القدس برحسب ارادة خود. زيرا عالم آينده اي را كه ذكر آن را مي كنيم مطيع فرشتگان نساخت.
6 لكن كسي در موضعي شهادت داده ، گفت: چيست انسان كه او را بخاطر آوري يا پس ِر انسان كه از او تفق ّد نمايي ؟ 7 او را از فرشتگان اندكي پست تر قرار دادي و تاج جلال و اكرام را بر سر او نهادي و او را بر اعمال دستهاي خود گماشتي.
8 همه چيز را زير پايهاي او نهادي. پس چون همه چيز را مطيع او گردانيد ، هيچ چيز را نگذاشت كه مطيع او نباشد. لكن الآن هنوز نمي بينم كه همه چيز مطيع وي شده باشد.
9 اما او را كه اندكي از فرشتگان كمتر شد مي بينيم ، يعني عيسي را كه به زحمت موت تاج جلال و اكرام بر سر وي نهاده شد تا به فيض خدا براي همه ذائقة موت را بچشد.
10 زيرا او را كه بخاطر وي همه و از وي همه چيز مي باشد ، چون فرزندان بسيار را وارد جلال مي گرداند ، شايسته بود كه رئيس نجات� ايشان را به دردها كامل گرداند.
11 زانرو كه چون مقد�س كننده و مقد�سان همه از يك مي باشند ، از اين جهت عار ندارد كه ايشان را برادر بخواند.
12 چنانكه مي گويد: اسم تو را به برادران خود اعلام مي كنم و در ميان كليسا تو را تسبيح خواهم خواند.
13 و ايض ًا: من بر وي توك ّل خواهم نمود. و نيز: اينك من و فرزنداني كه خدا به من عطا فرمود ). 14 پس چون فرزندان در خون و جسم شراكت دارند ، او نيز همچنان در اين هر دو شريك شد تا بوساطت موت ، صاحب قدرت موت يعني ابليس را تباه سازد ،
3
15 و آناني را كه از ترس موت ، تمام عمر خود را گرفتار بندگي مي بودند ، آزاد گرداند. 16 زيرا كه در حقيقت فرشتگان را دستگيري نمي نمايد بلكه نسل ابراهيم را دستگيري مي نمايد.
17 از اين جهت مي بايست در هر امري مشابه برادران خود شود تا در امور خدا رئيس كهنه اي كريم و امين شده ، كفار�ة گناهان قوم را بكند. 18 زيرا كه چون خود عذاب كشيده ، تجربه ديد استطاعت دارد كه تجربه شدگان را اعانت فرمايد.
957