8
7 ليكن خود را خالي كرده ، صورت غلام را پذيرفت و در شباهت مردمان شد ؛ و چون در شكل انسان يافت شد ، خويشتن را فروتن ساخت و تا به موت بلكه تا به موت صليب مطيع گرديد. 9 از اين جهت خدا نيز او را بغايت سرافراز نمود و نامي را كه فوق از جميع نامهاست ، بدو بخشيد.
10 تا به نام عيسي هر زانويي از آنچه در آسمان و بر زمين و زير زمين است خم شود ،
11 و هر زباني اقرار كند كه عيسي مسيح ، خداوند است براي تمجيد خداي پدر.
12 پس اي عزيزان� من چنانكه هميشه مطيع مي بوديد ، نه در حضور من فقط بلكه بسيار زيادتر الآن وقتي كه غايبم ، نجات خود را به ترس و لرز بعمل آوريد.
3 1
13 زيرا خداست كه در شما برحسب رضامندي خود ، هم اراده و هم فعل را بعمل ايجاد مي كند. 14 و هر كاري را بدون همهمه و مجادله بكنيد ، 15 تا بي عيب و ساده دل و فرزندان خدا بي ملامت باشيد ، در ميان قومي كج رو و گردنكش كه در آن ميان چون ني�رها در جهان مي درخشيد ،
16 و كلام حيات را برمي افرازيد ، بجهت فخر من در روز مسيح تا آنكه عبث ندويده و عبث زحمت نكشيده باشم. 17 بلكه هرگاه بر قرباني و خدمت ايمان شما ريخته شوم ، شادمان هستم و با همة شما شادي مي كنم.
18 و همچنين شما نيز شادمان هستيد و با من شادي مي كنيد.
19 و در عيسي خداوند اميدوارم كه تيموتاؤس را به زودي نزد شما بفرستم تا من نيز از احوال شما م ّطلع شده ، تازه روح گردم. 20 زيرا كسي ديگر را همدل ندارم كه به اخلاص دربارة شما انديشد.
21 زانرو كه همه نفع خود را مي طلبند ، نه امور عيسي مسيح را.
22 ام�ا دليل او را مي دانيد ، زيرا چنانكه فرزند پدر را خدمت مي كند ، او با من براي انجيل خدمت كرده است.
23 پس اميدوارم كه چون ديدم كار من چطور مي شود ، او را بي درنگ بفرستم. 24 ام�ا در خداوند اعتماد دارم كه خود هم به زودي بيايم.
25 ولي لازم دانستم كه ا َپ�ف ْر�د�ت ُس را به سوي شما روانه نمايم كه مرا برادر و همكار و همجنگ مي باشد ، ام�ا شما را رسول و خادم حاجت من. 26 زيرا كه مشتاق همة شما بود و غمگين شد از اينكه شنيده بوديد كه او بيمار شده بود.
27 و في الواقع بيمار و مشرف به موت بود ، ليكن خدا بر وي ترح�م فرمود و نه بر او فقط بلكه بر من نيز تا مرا غمي بر غم نباشد. 28 پس به سعي بيشتر او را روانه نمودم تا از ديدنش باز شاد شويد و حزن من كمتر شود.
29 پس او را در خداوند با كمال خوشي بپذيريد و چنين كسان را محترم بداريد ، 30 زيرا در كار مسيح مشرف بر موت شد و جان خود را به خطر انداخت تا نقص خدمت شما را براي من به كمال رساند.
خلاصه اي برادران من ، در خداوند خوش باشيد. همان مطالب را به شما نوشتن بر من سنگين نيست و ايمني شما است. 2 از سگها باحذر باشيد.
از عاملان شرير احتراز نماييد. از مقطوعان بپرهيزيد.
3 زيرا مختومان ما هستيم كه خدا را در روح عبادت مي كنيم و به مسيح عيسي فخر مي كنيم و بر جسم اعتماد نداريم. 4 هر چند مرا در جسم نيز اعتماد است. اگر كسي ديگر گمان برد كه در جسم اعتماد دارد ، من بيشتر.
5 روز هشتم مختون شده و از قبيلة اسرائيل ، از سبط بنيامين ، عبراني از عبرانيان ، از جهت شريعت فريسي ،
6 از جهت غيرت جفا كننده بر كليسا ، از جهت� عدالت� شريعتي ، بي عيب. 7 ام�ا آنچه مرا سود مي بود ، آن را به خاطر مسيح زيان دانستم.
8 بلكه همه چيز را زيان كردم و فضله شمردم تا مسيح را دريابم.
9 و در وي يافت شوم نه با عدالت� خود كه از شريعت است ، بلكه با آن كه بوسيلة ايمان مسيح مي شود ، يعني عدالتي كه از خدا بر ايمان است.
10 و تا او را و قو�ت قيامت وي را شراكت در رنجهاي وي را بشناسم و با موت او مشابه گردم.
11 مگر به هر وجه به قيامت� از مردگان برسم.
12 نه اينكه تا به حال چنگ آورده يا تا بحال كامل شده باشم ، ولي در پي آن مي كوشم بلكه شايد آن را بدست آورم كه براي آن مسيح نيز مرا بدست آورد.
13
اي برادران ، گمان نمي برم كه من بدست آورده ام ؛ ليكن يك چيز مي كنم كه آنچه در عقب است فراموش كرده و به سوي آنچه در پيش است ، خويشتن را كشيده ،
14 در پي مقصد مي كوشم بجهت انعام دعوت بلند خدا كه در مسيح عيسي است.
15 پس جميع ما كه كامل هستيم ، اين فكر داشته باشيم و اگر في الجمله فكر ديگر داريد ، خدا اين را هم بر شما كشف خواهد فرمود. 16 ام�ا به هر مقامي كه رسيده ايم ، به همان قانون رفتار بايد كرد.
937