جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 925

4 1
‎25‎ ليكن چون ايمان آمد ، ديگر زير دست لالا نيستيم.
‎26‎ زيرا همگي شما بوسيلة ايمان در مسيح عيسي ، پسران خدا مي باشيد.
‎27‎ زيرا همة شما كه در مسيح تعميد يافتيد ، مسيح را دربر گرفتيد.
‎28‎ هيچ مهم نيست كه يهود باشد يا يوناني و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن ، زيرا كه همة شما در مسيح عيسي يك مي باشيد. ‎29‎ ام�ا اگر شما از آن� مسيح مي باشيد ، هر آينه نسل ابراهيم و برحسب وعده ، وارث هستيد.
ولي مي گويم مادامي كه وارث صغير است ، از غلام هيچ فرق ندارد ، هر چند مالك همه باشد. 2 بلكه زير دستان ناظران و وكلا مي باشد تا روزي كه پدرش تعيين كرده باشد.
3 همچنين چون ما صغير مي بوديم ، زير اصول دنيوي غلام مي بوديم. 4 ليكن چون زمان به كمال رسيد ، خدا پسر خود را فرستاد كه از زن زاييده شد و زير شريعت متو ّلد ، 5 تا آناني را كه زير شريعت باشند فديه كند تا آنكه پسرخواندگي را بيابيم.
6 ام�ا چونكه پسر هستيد ، خدا روح پسر خود را در دلهاي شما فرستاد كه ندا مي كند) يا اب�ا) يعني) اي پدر ‏.(‏ 7 لهذا ديگر غلام نيستي بلكه پسر ، و چون پسر هستي ، وارث خدا نيز بوسيلة مسيح.
8 ليكن در آن زمان چون خدا را نمي شناختيد ، آناني را كه طبيعتا َ خدايان نبودند ، بندگي مي كرديد.
9 ام�ا الحال كه خدا را مي شناسيد بلكه خدا شما را مي شناسد ، چگونه برمي گرديد به سوي آن اصول ضعيف و فقير كه ديگر مي خواهيد از سر نو آنها را بندگي كنيد ؟
5
‎10‎روزها و ماهها و فصل ها و سالها را نگاه مي داريد.
‎11‎ دربارة شما ترس دارم كه مبادا براي شما عبث زحمت كشيده باشم.
‎12‎ اي برادران ، از شما استدعا دارم كه مثل من بشويد ، چنانكه من هم مثل شما شده ام. به من هيچ ظلم نكرديد.
‎13‎ ام�ا آگاهيد كه به سبب ضعف بدني ، او�ل به شما بشارت دادم. ‎14‎ و آن امتحان� مرا كه در جسم من بود ، خوار نشمرديد و مكروه نداشتيد ، بلكه مرا چون فرشتة خدا و مثل مسيح عيسي پذيرفتيد. ‎15‎ پس كجا است آن مبارك باد ِي شما ؟ زيرا به شما شاهدم كه اگر ممكن بودي ، چشمان خود را بيرون آورده ، به من مي داديد.
‎16‎ پس چون به شما راست مي گويم ، آيا دشمن شما شده ام ؟
‎17‎ شما را به غيرت مي طلبند ، ليكن نه به خير ، بلكه مي خواهند در را بر روي شما ببندند تا شما ايشان را بغيرت بطلبيد. ‎18‎ ليكن غيرت در امر نيكو در هر زمان نيكو است ، نه تنها چون من نزد شما حاضر باشم.
‎19‎ اي فرزندان� من كه براي شما باز درد زه دارم تا صورت مسيح در شما بسته شود. ‎20‎ باري خواهش مي كردم كه الآن نزد شما حاضر مي بودم تا سخن خود را تبديل كنم ، زيرا كه دربارة شما متحي�ر شده ام.
‎21‎ شما كه مي خواهيد زير شريعت باشيد ، مرا بگوييد آيا شريعت را نمي شنويد ؟
‎22‎ زيرا مكتوب است ابراهيم را دو پسر بود ، يكي از كنيز و ديگري از آزاد.
‎23‎ ليكن پسر كنيز ، بحسب جسم تول ّد يافت و پسر آزاد ، بر حسب وعده. ‎24‎ و اين امور بطور مثل گفته شد زيرا كه اين دو زن ، دو عهد مي باشند ، يكي از كوه سينا براي بندگي مي زايد و آن هاجر است. ‎25‎ زيرا كه هاجر كوه سينا است در ع�ر�ب ، و مطابق است با اورشليمي كه موجود است ، زيرا كه با فرزندانش در بندگي مي باشد.
‎26‎ ليكن اورشليم بالا آزاد است كه ماد ِر جميع ما مي باشد. ‎27‎ زيرا مكتوب است: اي نازاد كه نزاييده اي ، شاد باش! صدا كن و فرياد برآور اي تو كه درد زه نديده اي ، زيرا كه فرزندان زن بي كس از اولاد شوهردار بيشتراند.
‎28‎ ليكن ما اي برادران ، چون اسحاق فرزندان وعده مي باشيم.
‎29‎ بلكه چنانكه آنوقت آنكه برحسب جسم تو ّلد يافت ، بر وي كه بر حسب روح بود جفا مي كرد ، همچنين الآن نيز هست. ‎30‎ ليكن كتاب چه مي گويد ؟ كنيز و پسر او را بيرون كن زيرا پسر كنيز با پسر آزاد ميراث نخواهد يافت.
‎31‎ خلاصه اي برادران ، فرزندان كنيز نيستيم بلكه از زن� آزاديم.
1 پس به آن آزادي كه مسيح ما را به آن آزاد كرد ، استوار باشيد و باز در يوغ بندگي گرفتار مشويد.
2 اينك من پولس به شما مي گويم كه اگر مختون شويد ، مسيح براي شما هيچ نفع ندارد.
3 بلي باز به هر كس كه مختون شود شهادت مي دهم كه مديون است كه تمامي شريعت را بجا آورد. 4 همة شما كه از شريعت عادل مي شويد ، از مسيح باطل و از فيض ساقط گشته ايد.
‎928‎