جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 920

‎12‎ زيرا جرأت نداريم كه خود را از كساني كه خويشتن را مدح مي كنند بشماريم ، يا خود را با ايشان مقابله نماييم ؛ بلكه ايشان چون خود را با خود مي پيمايند و خود را به خود مقابله مي نمايند دانا نيستند.
‎13‎ ام�ا ما زياده از اندازه فخر نمي كنيم ، بلكه بحسب اندازة قانوني كه خدا براي ما پيمود ، و آن اندازه اي اسن كه به شما نيز مي رسد. ‎14‎ زيرا از حد� خود تجاوز نمي كنيم كه گويا به شما نرسيده باشيم ، چونكه در انجيل مسيح به شما هم رسيده ايم.
‎15‎ و از اندازة خود نگذشته در محنتهاي ديگران فخر نمي نماييم ، ولي اميد داريم كه چون ايمان شما افزون شود ، در ميان شما بحسب قانون خود بغايت افزوده خواهيم شد.
‎11‎
‎16‎ تا اينكه در مكانهاي دورتر از شما هم بشارت دهيم و در امور مهي�ا شده به قانون� ديگران فخر نكنيم.
‎17‎ ام�ا هر كه فخر نمايد ، به خداوند فخر بنمايد. ‎18‎ زيرا نه آنكه خود را مدح كند مقبول افتد بلكه آن را كه خداوند را مدح نمايد.
1 كاشكه مرا در اندك جهالتي متحم�ل شويد و متحم�ل من هم مي باشيد. 2 زيرا كه من بر شما غيور هستم به غيرت الهي ؛ زيرا كه شما را به يك شوهر نامزد ساختم تا باكره اي عفيفه به مسيح سپارم.
3 ليكن مي ترسم كه چنانكه مار به مكر خود حو�ا را فريفت ، همچنين خاطر شما هم از سادگي اي كه مسيح است ، فاسد گردد. 4 زيرا هرگاه آنكه آمد ، وعظ مي كرد به عيساي ديگر ، غير از آنكه ما بدو موعظه كرديم ، يا شما روحي ديگر را جز آنكه يافته بوديد ، يا انجيلي ديگر را سواي آنچه قبول كرده بوديد مي پذيرفتيد ، نيكو مي كرديد كه متحم�ل مي شديد. 5 زيرا مرا يقين است كه از بزرگترين رسولان هرگز كمتر نيستم. 6 ام�ا هر چند در كلام نيز ام�ي باشم ، وليكن در معرفت ني. بلكه در هر امري نزد همه كس به شما آشكار گرديديم.
7 آيا گناه كردم كه خود را ذليل ساختم تا شما سرافراز شويد در اينكه به انجيل خدا شما را مفت بشارت دادم ؟ 8 كليساهاي ديگر را غارت نموده ، اجرت گرفتم تا شما را خدمت نمايم و چون به نزد شما حاضر بوده ، محتاج شدم ، بر هيچ كس بار ننهادم.
9 زيرا برادراني كه از مكادونيه آمدند ، رفع حاجت مرا نمودند و در هر چيز از بار نهادن بر شما خود را نگاه داشته و خواهم داشت.
‎10‎ به راستي مسيح كه در من است قسم كه اين فخر در نواحي اخائيه از من گرفته نخواهد شد.
‎11‎ از چه سبب ؟ آيا از اينكه شما را دوست نمي دارم ؟ خدا مي داند!
‎12‎ ليكن آنچه مي كنم هم خواهم كرد تا از جويندگان فرصت ، فرصت را منقطع سازم تا در آنچه فخر مي كنند ، مثل ما نيز يافت شوند.
‎13‎ زيرا كه چنين اشخاص رسولان َك َذبه و عملة مكار هستند كه خويشتن را به رسولان مسيح مشابه مي سازند. ‎14‎ و عجب نيست ، چونكه خود� شيطان هم خويشتن را به فرشتة نور مشابه مي سازد. ‎15‎ پس امر بزرگ نيست كه خد�ام وي خويشتن را به خد�ام عدالت مشابه سازند كه عاقبت ايشان برحسب اعمالشان خواهد بود.
‎16‎ باز مي گويم ، كسي مرا بي فهم نداند وال ّا مرا چون بي فهمي بپذيريد تا من نيز اندكي افتخار كنم. ‎17‎ آنچه مي گويم از جانب خداوند نمي گويم ، بلكه از راه بي فهمي در اين اعتمادي كه فخر ما است.
‎18‎ چونكه بسياري از طريق جسماني فخر مي كنند ، من هم فخر مي نمايم.
‎19‎ زيرا چونكه خود فهيم هستيد ، بي فهمان را به خوشي متحم�ل مي باشيد. ‎20‎ زيرا متحم�ل مي شويد هرگاه كسي شما را غلام سازد ، يا كسي شما را فرو خورد ، يا كسي شما را گرفتار كند ، يا كسي خود را بلند سازد ، يا كسي شما را بر رخسار طپانچه زند.
‎21‎ از روي استحقار مي گويم كه گويا ما ضعيف بوده ايم. ام�ا در هر چيزي كه كسي جرأت دارد ، از راه بي فهمي مي گويم من نيز جرأت دارم.
‎22‎ آيا عبراني هستند ، من نيز هستم! اسرائيلي هستند ؟ من نيز هستم! از ذري�ت ابراهيم هستند ؟ من نيز مي باشم!
‎23‎ آيا خد�ام مسيح هستند ؟ چون ديوانه حرف مي زنم ، من بيشتر هستم! در محنت ها افزونتر ، در تازيانه ها زيادتر ، در زندانها بيشتر ، در مرگها مكر�ر. ‎24‎ از يهوديان پنج مرتبه از چهل يك كم تازيانه خوردم.
‎25‎ سه مرتبه مرا چوب زدند ؛ يك دفعه سنگسار شدم ؛ سه كر�ت شكسته كشتي شدم ؛ شبانه روزي در دريا بسر بردم ؛
‎26‎ در سفرها بارها ؛ در خطرهاي نهرها ؛ در خطرهاي دزدان ؛ در خطرها از قوم خود و در خطرها از ام�ت ها ؛ در خطرها در شهر ؛ در خطرها در بيابان ؛ در خطرها در دريا ؛ در خطرها در ميان� برادران� َك َذبه ؛
‎27‎ در محنت و مش ّقت ، در بي خوابيها بارها ؛ در گرسنگي و تشنگي ، در روزه ها بارها ؛ در سرما عرياني. ‎28‎ بدون آنچه علاوه بر اينها است ، آن باري همه هر روزه بر من است ، يعني انديشه براي همة كليساها.
‎29‎ كيست ضعيف كه من ضعيف نمي شوم ؟ ك�ه لغزش مي خورد كه من نمي سوزم ؟ ‎30‎ اگر فخر مي بايد كرد از آنچه به ضعف من تع ّلق دارد ، فخر مي كنم.
‎31‎ خدا و پدر عيسي مسيح خداوند كه تا به ابد متبارك است ، مي داند كه دروغ نمي گويم.
‎923‎