جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 913

‎26‎ دشمن آخر كه نابود مي شود ، موت است.
است.
‎27‎ زيرا همه چيز را زير پايهاي او انداخته است. ام�ا چون مي گويد كه همه چيز را زير انداخته است ، واضح است كه او همه را زير او انداخت ، مستثني
‎28‎ ام�ا زماني كه همه مطيع وي شده باشند ، آنگاه خود پسر هم مطيع خواهد شد او را كه همه چيز را مطيع وي گردانيد ، تا آنكه خدا ك ّل در ك ّل باشد. ‎29‎ وال ّا آناني كه براي مردگان تعميد مي يابند ، چه كنند ؟ هرگاه مردگان مطلقت ًا برنمي خيزند ، پس چرا براي ايشان تعميد مي گيرند ؟ ‎30‎ و ما نيز چرا هر ساعت خود را در خطر مي اندازيم ؟
‎31‎ به آن فخري دربارة شما كه مرا در خداوند ما مسيح عيسي هست قسم ، كه هر روزه مرا مردني است.
‎32‎ چون بزور انسان در افس�س با وحوش جنگ كردم ، مرا چه سود است ؟ اگر مردگان برنمي خيزند ، بخوريم و بياشاميم چون فردا مي ميريم.
‎33‎ فريفته مشويد! معاشرت بد ، اخلاق حسنه را فاسد مي سازد. ‎34‎ براي عدالت بيدار شده ، گناه مكنيد زيرا بعضي معرفت خدا را ندارند. براي انفعال شما مي گويم.
‎35‎ ام�ا اگر كسي گويد: مردگان چگونه برمي خيزند و به كدام بدن مي آيند ؟،‏ ‎36‎ اي احمق آنچه تو مي كاري زنده نمي گردد جر آنكه بميرد.
‎37‎ و آنچه مي كاري ، نه آن جسمي را كه خواهد شد مي كاري ، بلكه دانه اي مجر�د خواه از گندم و يا از دانه اي ديگر.
‎38‎ ليكن خدا برحسب ارادة خود ، آن را جسمي مي دهد و به هر يكي از تخمها جسم خودش را. ‎39‎ هر گوشت از يك نوع گوشت نيست ، بلكه گوشت انسان ، ديگر است و گوشت بهايم ، ديگر و گوشت مرغان ، ديگر و گوشت ماهيان ، ديگر. ‎40‎ و جسمهاي آسماني هست و جسمهاي زميني نيز ؛ ليكن شأن آسماني ها ، ديگر و شأن زميني ها ، ديگر است ؛
‎41‎ و شأن آفتاب ديگر و شأن ماه ديگر و شأن ستارگان ، ديگر ، زيرا كه ستاره از ستاره در شأن ، فرق دارد.
‎42‎ به همين نهج است نيز قيامت مردگان. در فساد كاشته مي شود ، و در بي فسادي بر مي خيزد ؛
‎43‎ در ذ ّلت كاشته مي گردد و در جلال بر مي خيزد ؛ در ضعف كاشته مي شود و در قو�ت برمي خيزد ؛ ‎44‎ جسم نقساني كاشته مي شود و جسم روحاني بر مي خيزد. اگر جسم نفساني هست ، هر آينه روحاني نيز هست.
‎45‎ و همچنين نيز مكتوب است كه انسان او�ل يعني آدم نفس زنده گشت ، ام�ا آدم آخر روح حيات بخش شد. ‎46‎ ليكن روحاني مقد�م نبود بلكه نفساني و بعد از آن روحاني.
‎47‎ انسان او�ل از زمين است خاكي ؛ انسان دو�م خداوند است از آسمان.
‎48‎ چنانكه خاكي است ، خاكيان نيز چنان هستند و چنانكه آسماني است ، آسماني ها نيز چنين مي باشند. ‎49‎ و چنانكه صورت خاكي را گرفتيم ، صورت آسماني را نيز خواهيم گرفت.
شد.
‎50‎ ليكن اي برادران اين را مي گويم كه گوشت و خون نمي تواند وارث ملكوت خدا شود و فاسد بي وارث بي فسادي نيز نمي شود.
‎51‎ همانا به شما سر�ي مي گويم كه همه نخواهيم خوابيد ، ليكن همه متبد�ل خواهيم شد.
‎52‎ در لحظه اي ، در ُطرفة العيني ، به مجر�د نواختن صور اخير ، زيرا َك ِر ّنا صدا خواهد داد ، و مردگان ، بي فساد خواهند برخاست و ما متبد�ل خواهيم
‎53‎ زيرا كه مي بايد اين فساد بي فسادي را بپوشد و اين فاني به بقا آراسته گردد. ‎54‎ ام�ا چون اين فساد بي فسادي را پوشيد و اين فاني به بقا آراسته شد ، آنگاه اين كلامي كه مكتوب است به انجام خواهد رسيد كه مرگ در ظفر بلعيده شده است.
‎55‎ اي موت نيش تو كجا است و اي گور ظفر تو كجا ؟ ‎56‎ نيش موت گناه است و قو�ت گناه ، شريعت.
‎57‎ ليكن شكر خدا راست كه ما را بواسطة خداوند ما عيسي مسيح ظفر مي دهد.
‎58‎ بنابراين اي برادران� حبيب ِ من پايدار و بي تشويش شده ، پيوسته در عمل خداوند بيفزاييد ، چون مي دانيد كه زحمت شما در خداوند باطل نيست.
‎16‎ 1 ا �ما دربارة جمع كردن زكات براي مقد�سين ، چنانكه به كليساهاي غلاطيه فرمودم ، شما نيز همچنين كنيد. 2 در روز او�ل هفته ، هر يكي از شما بحسب نعمتي كه يافته باشد ، نزد خود ذخيره كرده ، بگذارد تا در وقت آمدن من زحمت جمع كردن نباشد.
3 و چون برسم ، آناني را كه اختيار كنيد با مكتوبها خواهم فرستاد تا احسان شما را به اورشليم ببرند. 4 و اگر مصلحت باشد كه من نيز بروم ، همراه من خواهند آمد.
5 و چون از مكادونيه عبور كنم ، به نزد شما خواهم آمد ، زيرا كه از مكاد�نيه عبور مي كنم ، 6 و احتمال دارد كه نزد شما بمانم بلكه زمستان را نيز بسر برم تا هر جايي كه بروم ، شما مرا معايشت كنيد.
7 زيرا الآن كه اراده ندارم در بين راه شما را ملاقات كنم ، چونكه اميدوارم مد�تي با شما تو ّقف نمايم ، اگر خداوند اجازت دهد.
‎916‎