جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | 页面 907

‎25‎
‎24‎ اي برادران هر كس در هر حالتي كه خوانده شده باشد ، در آن نزد خدا بماند. ام�ا دربارة باكره ها حكمي از خداوند ندارم. لكن چون از خداوند رحمت يافتم كه امين باشم ، رأي مي دهم.
‎26‎ پس گمان مي كنم كه بجهت تنگي اين زمان ، انسان را نيكو است كه همچنان بماند. ‎27‎ اگر با زن بسته شدي ، جدايي مجوي و اگر از زن جدا هستي ديگر زن مخواه.
دارم.
‎28‎ لكن هرگاه نكاح كردي ، گناه نورزيدي و هرگاه باكره منكوحه گرديد ، گناه نكرد. ولي چنين در جسم زحمت خواهند كشيد ، ليكن من بر شما شفقت
‎29‎ ام�ا اي برادران ، اين را مي گويم وقت تنگ است تا بعد از اين آناني كه زن دارند مثل بي زن باشند ‎30‎ و گريانان چون ناگريانان و خوشحالان مثل ناخوشحالان و خريداران چون غير مالكان باشند ،
‎31‎ و استعمال كنندگان اين جهان مثل استعمال كنندگان نباشند ، زيرا كه صورت اين جهان درگذر است.
‎32‎ ام�ا خواه ِش اين دارم كه شما بي انديشه باشيد. شخص مجر�د در امور خداوند مي انديشد كه چگونه رضامندي خداوند را بجويد ؛
‎33‎ و صاحب زن در امور دنيا مي انديشد كه چگونه زن خود را خوش بسازد. ‎34‎ در ميان زن منكوحه و باكره نيز تفاوتي است ، زيرا باكره در امور خداوند مي انديشد تا هم در تن و هم در روح مقد�س باشد ؛ ام�ا منكوحه در امور دنيا مي انديشد تا شوهر خود را خوش سازد.
‎35‎ ام�ا اين را براي نفع شما مي گويم نه آنكه دامي بر شما نهم بلكه نظر به شايستگي و ملازمت خداوند ، بي تشويش. ‎36‎ لكن هرگاه كسي گمان برد كه با باكرة خود ناشايستگي مي كند ، اگر به حد� بلوغ رسيد ناچار است از چنين شدن ، آنچه خواهد بكند ؛ گناهي نيست ؛ بگذار نكاح كنند.
كند.
8
‎37‎ ام�ا كسي كه در دل خود پايدار است و احتياج ندارد بلكه در ارادة خود مختار است و در دل خود جازم است كه باكرة خود را نگاه دارد ، نيكو مي
‎38‎ پس هم كسي كه به نكاح دهد ، نيكو مي كند و كسي كه به نكاح ندهد ، نيكوتر مي نمايد.
‎39‎ زن مادامي كه شوهرش زنده است ، بسته است. ام�ا هرگاه شوهرش مرد آزاد گرديد تا به هر كه بخواهد منكوحه شود ، ليكن در خداوند فقط. ‎40‎ ام�ا بحسب رأي من خوشحال تر است ، اگر چنين بماند و من نيز گمان مي برم كه روح خدا را دارم.
1 ام�ا دربارة قرباني هاي بتها ، مي دانيم كه همه علم داريم و علم باعث تكب�ر است ، لكن محب�ت بنا مي كند.
2 اگر كسي گمان ب�ر�د كه چيزي مي داند ، هنوز هيچ نمي داند ، بطوري كه بايد دانست.
3 ام�ا اگر كسي خدا را محب�ت نمايد ، نزد او معروف مي باشد. 4 پس دربارة خوردن قرباني هاي بتها ، مي دانيم كه بت در جهان چيزي نيست و اينكه خدايي جز يكي نيست. 5 زيرا هر چند هستند كه به خدايان خوانده مي شوند ، چه در آسمان و چه در زمين ، چنانكه خدايان بسيار و خداوندان بسيار مي باشند ،
6 لكن ما را يك خداست يعني پدر كه همه چيز از اوست و ما براي او هستيم ، و يك خداوند يعني عيسي مسيح كه همه چيز از اوست و ما از او هستيم. 7 ولي همه را اين معرفت نيست ، زيرا بعضي تا به حال به اعتقاد اينكه بت هست ، آن را چون قرباني بت مي خورند و ضمير ايشان چون ضعيف است نجس مي شود.
8 ام�ا خوراك ، ما را مقبول خدا نمي سازد زيرا كه نه به خوردن بهتريم و نه به ناخوردن بدتر.
9 لكن احتياط كنيد مبادا اختيار شما باعث لغزش ضعفا گردد.
‎10‎ زيرا اگر كسي تو را كه صاحب علم هستي بيند كه در بتكده نشسته اي ، آيا ضمير آن كس كه ضعيف است به خوردن قرباني بتها بنا نمي شود ؟
‎11‎ و از علم تو آن برادر ضعيف كه مسيح براي او مرد هلاك خواهد شد.
‎12‎ و همچنين چون به برادران گناه ورزيديد و ضماير ضعيفشان صدمه رسانيديد ، همانا به مسيح خطا نموديد.
‎13‎ بنابراين ، اگر خوراك باعث لغزش برادر من باشد ، تا به ابد گوشت نخواهم خورد تا برادر خود را لغزش ندهم.
9
1 آيا رسول نيستم ؟ آيا آزاد نيستم ؟ آيا عيسي مسيح خداوند� ما را نديدم ؟ آيا شما عمل من در خداوند نيستيد ؟ 2 هرگاه ديگران را رسول نباشم ، الب ّته شما را هستم زيرا كه م�هر رسالت من در خداوند شما هستيد.
3 حجت من بجهت آناني كه مرا امتحان مي كنند اين است 4 كه آيا اختيار خوردن و آشاميدن نداريم ؟
‎910‎