5 تا ايمان شما در حكمت انسان نباشد بلكه در ق �وت خدا.
6 لكن حكمتي بيان مي كنيم نزد كاملين ، ام�ا حكمتي كه از اين عالم نيست و نه از رؤساي اين عالم زايل مي گردند.
7 بلكه حكمت خدا را در سر�ي بيان مي كنيم ، يعني آن حكمت مخفي را كه خدا پيش از دهرها براي جلال ما مقد�ر فرمود ، 8 كه احدي از رؤساي اين عالم آن را ندانست زيرا اگر مي دانستند خداوند جلال را مصلوب نمي كردند.
9 بلكه چنانكه مكتوب است: چيزهايي را كه چشمي نديد و گوشي نشنيد و به خاطر انساني خطور نكرد ، يعني آنچه خدا براي دوستداران خود مهي�ا كرده است.
10 ام�ا خدا آنها را به روح خود بر ما كشف نموده است ، زيرا كه روح همه چيز حت ّي عمقهاي خدا را نيز تفح�ص مي كند.
11 زيرا كيست از مردمان كه امور انسان را بداند جز روح انسان كه در وي مي باشد. همچنين نيز امور خدا را هيچ كس ندانسته است ، جز روح خدا.
12 ليكن ما روح جهان را نيافته ايم ، بلكه آن روح كه از خداست تا آنچه خدا به ما فرموده است بدانيم.
نماييم.
3 1
5
13 كه آنها را نيز بيان مي كنيم نه به سخنان آموخته شدة از حكمت انسان ، بلكه به آنچه روح القدس مي آموزد و روحانيها را با روحانيها جمع مي
14 ام�ا انسان نفساني امور روح خدا را نمي پذيرد زيرا كه نزد او جهالت است و آنها را نمي تواند فهميد زيرا حكم آنها از روح مي شود. 15 لكن شخص روحاني در همه چيز حكم مي كند و كسي را در حكم او نيست.
16 زيرا كيست كه فكر خداوند را دانسته باشد تا او را تعليم دهد ؟ لكن ما فكر مسيح را داريم.
و من اي برادران نتوانستم به شما سخن گويم چون روحانيان ، بلكه چون جسمانيان و چون اطفال در مسيح. 2 و شما را به شير خوراك دادم نه به گوشت زيرا كه هنوز استطاعت آن نداشتيد بلكه الحال نيز نداريد ،
3 زيرا كه تا بحال جسماني هستيد ، چون در ميان شما حسد و نزاع و جدايي ها است. آيا جسماني نيستيد و به طريق انسان رفتار نمي نماييد ؟ 4 زيرا چون يكي مي گويد من از پولس و ديگري من از اپلس هستم ، آيا انسان نيستيد ؟ پس كيست پولس و اپلس ؟ جز خادماني كه بواسطة ايشان ايمان آورديد و به اندازه اي كه خداوند به هر كس داد.
6 من كاشتم و اپلس آبياري كرد لكن خدا نمو� مي بخشيد.
7 لهذا نه كارنده چيزي است و نه آب دهنده بلكه خداي روياننده.
8 و كارنده و سير آب كننده يك هستند ، لكن هر يك اجرت خود را بحسب مشق ّت خود خواهند يافت.
9 زيرا با خدا همكاران هستيم و شما زراعت خدا و عمارت خدا هستيد.
كند.
4
10 بحسب فيض خدا كه به من عطا شد ، چون معمار دانا بنياد نهادم و ديگري بر آن عمارت مي سازد ؛ لكن هر كس با خبر باشد كه چگونه عمارت مي
11 زيرا بنيادي ديگر هيچ كس نمي تواند نهاد جز آنكه نهاده شده است ، يعني عيسي مسيح.
12 لكن اگر كسي بر آن بنياد ، عمارتي از طلا يا نقره يا جواهر يا چون يا گياه يا كاه بنا كند ،
13 كار هركس آشكار خواهد شد ، زيرا كه آن روز آن را ظاهر خواهد نمود ، چونكه آن به آتش به ظهور خواهد رسيد و خود آتش ، عمل هر كس را خواهد آزمود كه چگونه است.
14 اگر كاري كه كسي بر آن گذارده باشد بماند ، اجر خواهد يافت.
15 و اگر عمل كسي سوخته شود ، زيان بدو وارد آيد ، هر چند خود نجات يابد ام�ا چنانكه از ميان آتش. 16 آيا نمي دانيد كه هيكل خدا هستيد و روح خدا در شما ساكن است ؟
17 اگر كسي هيكل خدا را خراب كند ، خدا او را هلاك كند زيرا هيكل مقد�س است و شما آن هستيد.
18 زنهار كسي خود را فريب ندهد! اگر كسي از شما خود را در اين جهان حكيم پندارد ، جاهل بشود تا حكيم گردد. 19 زيرا حكمت اين جهان نزد خدا جهالت است ، چنانكه مكتوب است: حكما را به مكر خودشان گرفتار مي سازد. 20 و ايض َا: خداوند افكار حكما را مي داند كه باطل است.
21 پس هيچ كس در انسان فخر نكند ، زيرا همه چيز از آن� شما است:
22 خواه پولس ، خواه اپلس ، خواه كيفا ، خواه دنيا ، خواه زندگي ، خواه موت ، خواه چيزهاي حال ، خواه چيزهاي آينده ، همه از آن� شما است ،
23 و شما از مسيح و مسيح از خدا مي باشد.
1 هر كس ما را چون خد�ام مسيح و وكلاي كلام خدا بشمارد. 2 و ديگر در وكلا بازپرس مي شود كه هر يكي امين باشد.
3 ام�ا بجهت من كمتر چيزي است كه از شما يا از يوم بشر حكم كرده شوم ، بلكه بر خود نيز حكم نمي كنم.
907