جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Seite 892

6
3 پس اي آدمي كه بر كنندگان� چنين اعمال حكم مي كني و خود همان را مي كني ، آيا گمان مي بري كه تو از حكم خدا خواهي رست ؟ 4 يا آنكه دولت مهرباني و صبر و حلم او را ناچيز مي شماري و نمي داني كه مهرباني خدا تو را به توبه مي كشد ؟ 5 و به سبب قساوت و دل ناتوبه كار خود ، غضب را ذخيره مي كني براي خود در روز غضب و ظهور داوري عادلانة خدا كه به هر كس برحسب اعمالش جزا خواهد داد:
7 ام�ا به آناني كه با صبر در اعمال نيكو طالب جلال و اكرام و بقايند ، حيات جاوداني را ؛ 8 و ام�ا به اهل تعص ّب كه اطاعت راستي نمي كنند بلكه مطيع ناراستي مي باشند ، خشم و غضب
9 و عذاب و ضيق بر هر ن َف ْس بشري كه مرتكب بدي مي شود ، او�ل بر يهود و پس بر يوناني ؛
‎10‎ لكن جلال و اكرام و سلامتي بر هر نيكوكار ، نخست بر يهود و بر يوناني نيز.
‎11‎ زيرا نزد خدا طرفداري نيست ،
‎12‎ زيرا آناني كه بدون شريعت گناه كنند ، بي شريعت نيز هلاك شوند و آناني كه با شريعت گناه كنند ، از شريعت بر ايشان حكم خواهد شد.
‎13‎ از آن جهت شنوندگان� شريعت در حضور خدا عادل نيستند بلكه كنندگان� شريعت عادل شمرده خواهند شد. ‎14‎ زيرا هرگاه ام�ت هايي كه شريعت ندارند كارهاي شريعت را به طبيعت بجا آرند ، اينان هر چند شريعت ندارند ، براي خود شريعت هستند ،
‎15‎ چونكه از ايشان ظاهر مي شود كه عمل شريعت بر دل ايشان مكتوب است و ضمير ايشان نيز گواهي مي دهد و افكار ايشان با يكديگر يا م�ذ�م�ت مي كنند يا عذر مي آورند ،
3 1
‎16‎ در روزي كه خدا رازهاي مردم را داوري خواهد نمود به وساطت عيسي مسيح بر حسب بشارت من.
‎17‎ پس اگر تو مسمي به يهود هستي و بر شريعت تكيه مي كني و به خدا فخر مي نمايي ، ‎18‎ و ارادة او را ميداني و از شريعت تربيت يافته ، چيزهاي افضل را مي گزيني ،
‎19‎ و يقين داري كه خود هادي كوران و نور ظلمتيان ‎20‎ و مؤد�ب جاهلان و مع ّلم اطفال هستي و در شريعت صورت معرفت و راستي را داري ،
‎21‎ پس اي كسي كه ديگران تعليم ميدهي ، چرا خود را نمي آموزي ؟ و وعظ مي كني كه دزدي نبايد كرد ، آيا خود دزدي نمي كني ؟
‎22‎ و از زنا كردن نهي ميكني ، آيا خود زاني نيستي ؟ و از بتها نفرت داري ، آيا خود معبدها را غارت نمي كني ؟
‎23‎ و به شريعت فخر مي كني ، آيا به تجاوز از شريعت خدا را اهانت نمي كني ؟ ‎24‎ زيرا كه به سبب شما در ميان ام�ت ها اسم خدا را كفر مي گويند ، چنانكه مكتوب است ،
‎25‎ زيرا ختنه سودمند است هرگاه به شريعت عمل نمايي. ام�ا اگر از شريعت تجاوز نمايي ، ختنة تو نامختوني گشته است. ‎26‎ پس اگر نامختوني ، احكام شريعت را نگاه دارد ، آيا نامختوني او ختنه شمرده نمي شود ؟
‎27‎ و نام ختون ِي طبيعي هرگاه شريعت را بجا آرد ، حكم خواهد كرد بر تو كه با وجود كتب و ختنه از شريعت تجاوز مي كني. ‎28‎ زيرا آنكه در ظاهر است ، يهودي نيست و آنچه در ظاهر در جسم است ، ختنه ني.
‎29‎ بلكه يهود آن است كه در باطن باشد و ختنه آنكه قلبي باشد ، در روح نه در حرف كه مدح آن نه از انسان بلكه از خداست.
پس برتري يهود چيست ؟ و يا از ختنه چه فايده ؟
2 بسيار از هر جهت ؛ او�ل آنكه بديشان كلام خدا امانت داده شده است.
3 زيرا كه چه بگوييم اگر بعضي ايمان نداشتند ؟ آيا بي ايماني ايشان امانت خدا را باطل مي سازد ؟ 4 حاشا! بلكه خدا راستگو باشد و هر انسان دروغگو ، چنانكه مكتوب است: تا اينكه در سخنان خود م� َصد�ق شوي و در داوري خود غالب آيي.
5 لكن اگر ناراستي ما عدالت خدا را ثابت مي كند ، چه گوييم ؟ آيا خدا ظالم است وقتي كه غضب مي كند ؟ بطور انسان سخن مي گويم. 6 حاشا! در اين صورت خدا چگونه عالم را داوري خواهد كرد ؟
است.
7 زيرا كه به دروغ من ، راست ِي خدا براي جلال او افزوده شود ، پس چرا بر من نيز چون گناهكار حكم شود ؟
8 و چرا نگوييم ، چنانكه بعضي بر ما افترا مي زنند و گمان مي برند كه ما چنين مي گوييم ، بدي بكنيم تا نيكويي حاصل شود ؟ كه قصاص ايشان به انصاف
9 پس چه گوييم ؟ آيا برتري داريم ؟ نه به هيچ وجه! زيرا پيش اد�عا آورديم كه يهود و يونانيان هر دو به گناه گرفتارند.
‎10‎ چنانكه مكتوب است كه كسي عادل نيست ، يكي هم ني.
‎11‎ كسي فهيم نيست ، كسي طالب خدا نيست.
‎895‎