16
19 پس رأي من اين است: كساني را كه از ام�ت ها به سوي خدا بازگشت مي كنند زحمت نرسانيم ، 20 مگر اينكه ايشان را حكم كنيم كه از نجاسات بتها و زنا و حيوانات خفه شده و خون بپرهيزيد.
21 زيرا كه موسي از طبقات س� َلف در هر شهر اشخاصي دارد كه بدو موعظه مي كنند ، چنانكه در هر س�ب�ت در كنايس او را تلاوت مي كنند.
22 آنگاه رسولان و كشيشان با تمامي كليسا بدين رضا دادند كه چند نفر از ميان خود انتخاب نموده ، همراه پو ُلس و برنابا به انطاكي�ه بفرستند ، يعني يهوداي مل ّقب به برسابا و سيلاس كه از پيشوايان برادران بودند.
23 و بدست ايشان نوشتند كه رسولان و كشيشان و برادرا ن� از ام�ت ها كه در انطاكي�ه و سوري�ه و قيليقي�ه مي باشند ، سلام مي رسانند. 24 چون شنيده شد كه بعضي از ميان ما بيرون رفته ، شما را به سخنان خود مشو�ش ساخته ، دلهاي شما را منقلب مي نمايند و مي گويند كه مي بايد مختون شده ، شريعت را نگاه بداريد و ما به ايشان هيچ امر نكرديم.
25 لهذا ما به يك دل مصلحت ديديم كه چند نفر را اختيار نموده ، همراه عزيزان خود برنابا و پو ُلس به نزد شما بفرستيم ، 26 اشخاصي كه جانهاي خود را در راه نام خداوند ما عيسي مسيح تسليم كرده اند.
27 پس يهودا و سيلاس را فرستاديم و ايشان شما را از اين امور زباني خواهند آگاهيد.
28 زيرا كه روح القدس و ما صواب ديديم كه باري بر شما ننهيم جز اين ضروري�ات 29 كه از قرباني هاي بتها و خون و حيوانات خفه شده و زنا بپرهيزيد كه هرگاه از اين امور خود را محفوظ نگاه داريد به نيكويي خواهيد پرداخت والس�لام. 30 پس ايشان مر ّخص شده ، به انطاكي�ه آمدند و جماعت را فراهم آورده ، نامه را رسانيدند.
31 چون مطالعه كردند ، از اين تس ّلي شادخاطر گشتند.
32 و يهودا و سيلاس چونكه ايشان هم نبي بودند ، برادران را به سخنان بسيار ، نصيحت و تقويت نمودند.
33 پس چون مد�تي در آنجا بسر بردند ، به سلامتي از برادران رخصت گرفته ، به سوي فرستندگان خود توج�ه نمودند. 34 ام�ا پو ّلس و برنابا در انطاكي�ه توق ّف نموده ، 35 با بسياري ديگر تعليم و بشارت به كلام خدا مي دادند. 36 و بعد از اي�ام چند ، پو ُلس به برنابا گفت: برگرديم و برادران را در هر شهري كه در آنها به كلام خداوند اعلام نموديم ، ديدن كنيم كه چگونه مي باشند.
37 ام�ا برنابا چنان مصلحت ديد كه يوح ّناي ملق ّب به مرقس را همراه نيز دربردارد.
38 ليكن پو ُلس چنين اصلاح دانست كه شخصي را كه از پ�مفلي�ه از ايشان جدا شده بود و با ايشان در كار همراهي نكرده بود ، با خود نبرد.
39 پس نزاعي سخت شد بحد�ي كه از يكديگر جدا شده ، برنابا مرقس را برداشته ، به قپرس از راه دريا رفت. 40 ام�ا پول ُس سيلاس را اختيار كرد و از برادران به فيض خداوند سپرده شده ، رو به سفر نهاد.
41 و از سوري�ه و قيليقي�ه عبور كرده ، كليسا ها را استوار مي نمود.
1 و به د�ربه و لستره آمد كه اينك شاگردي تيموتاؤس نام آنجا بود ، پسر زن يهودي�ة مؤمنه ليكن پدرش يوناني بود. 2 كه برادران در ل�س َتر�ه و ايقوني�ه بر او شهادت مي دادند.
3 چون پولس خواست او همراه وي بيايد ، او را گرفته مختون ساخت ، به سبب يهودياني كه در آن نواحي بودن زيرا كه همه پدرش را مي شناختند كه يوناني بود.
4 و در هر شهري مي گشتند ، قانونها را كه رسولان و كشيشان در اورشليم حكم فرموده بودند ، بديشان مي سپردند تا حفظ نمايند.
5 پس كليساها در ايمان استوار مي شدند و روز بروز در شمارة افزوده مي گشتند.
6 و چون از فريجيه و ديار غلاطي�ه عبور كردند ، روح القدس ايشان را از رسانيدن كلام به آسيا منع نمود. 7 پس به ميسيا آمده ، سعي نمودند كه به بطينيا بروند ، ليكن روح عيسي ايشان را اجازت نداد.
8 و از ميسيا گذشته به تروآس رسيدند. 9 شبي پو ُلس را رؤيايي رخ نمود كه شخصي از اهل مكادونيه ايستاده ، بدو التماس نموده گفت: به مكادونيه آمده ، ما را امداد فرما.
10 چون اين رويا را ديد ، بي درنگ عازم سفر مكادونيه شديم ، زيرا به يقين دانستيم كه خداوند ما را خوانده است تا بشارت بديشان رسانيم.
11 پس از تروآس به كشتي نشسته ، به راه مستقيم به ساموتراكي رفتيم و روز ديگر به نياپوليس.
12 و از آنجا به فيل�پ�ي رفتيم كه شهر او�ل از سر حد� م�كادونيه و ك َلونيه است و در آن شهر چند روز توق ّف نموديم.
13 و در روز س�ب�ت از شهر بيرون شده و به كنار رودخانه جايي كه نماز مي گذراندند ، نشسته با زناني كه در آنجا جمع مي شدند سخن رانديم. 14 و زني ليديه نام ، ارغوان فروش ، كه از شهر طياتيرا و خداپرست بود ، مي شنيد كه خداوند دل او را گشود تا سخنان پول َس را بشنود.
880