جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 863

9 پارتيان و ماديان و عيلاميان و ساكنان جزيره و يهودي�ه و َكپ�‏ّد�ك�يا و پ�ن ُطس و آسيا
‎10‎ و َف ِري ِجي�ه و پ�مف�لي�ه و مصر و نواحي ل�بيا كه مت ّصل به قيروان است و غربا از روم يعني يهوديان و جديدان
‎11‎ و اهل َك ِريت و ع�ر�ب ، اينها را مي شنويم كه به زبانهاي ما ذكر كبريايي خدا مي كنند. ‎12‎پس همه در حيرت و شك� افتاده ، به يكديگر گفتند: اين به كجا خواهد انجاميد ؟
‎13‎ اما بعضي استهزاكنان گفتند كه از ّخمر تازه مست شده اند. ‎14‎ پس پطرس با آن يازده برخاسته ، آواز خود را بلند كرده ، بديشان گفت: اي مردان يهود و جميع سكنة اورشليم ، اين را بدانيد و سخنان مرا فراگيريد. ‎15‎ زيرا كه اينها مست نيستند چنانكه شما گمان مي بريد ، زيرا كه ساعت سوم از روز است.
‎16‎ بلكه اين همان است كه يوئي ِل نبي گفت
‎17‎ كه خدا مي گويد در اي�ام آخر چنين خواهد بود كه از روح خود بر تما ِم بشر خواهم ريخت و پسران و دختران شما نبو�ت كنند و جوانان شمارؤياها و پيران شما خوابها خواهند ديد ؛
‎18‎ و بر غلامان و كنيزان خود در آن اي�ام از روح خود خواهم ريخت و ايشان نبو�ت خواهند نمود.
‎19‎ و از بالا در افلاك ، عجايب و از پايين در زمين ، آيات را از خون و آتش و بخار و دود به ظهور آورم. ‎20‎ خورشيد به ظلمت و ماه به خون مبد�ل گردد قبل از وقو ِع رو ِز عظي ِم مشهور خداوند.
‎21‎ و چنين خواهد بود كه هر كه نام خداوند را بخواند ، نجات يابد ‏?.‏
‎22‎ اي مردان اسرائيلي اين سخنان را بشنويد. عيسي ناصري مردي كه نزد شما از جانب خدا مبرهن گشت به قو�ات و عجايب و آياتي كه خدا در ميان شما از او صادر گردانيد ، چنانكه خود مي دانيد ،
‎23‎ اين شخص چون برحسب ارادة مستحكم و پيشداني خدا تسليم شد ، شما به دست گناهكاران بر صليب كشيده ، ك ُشتيد ، ‎24‎ كه خدا دردهاي موت را گسسته ، او را برخيزانيد زيرا محال بود كه موت او را در بند نگاه دارد ،
‎25‎ زيرا كه داود دربارة وي مي گويد:? خداوند را همواره پيش روي خود ديده ام كه به دست راست من است تا جنبش نخورم ؛ ‎26‎ از اين سبب دلم شاد گرديد و زبانم به وجد آمد بلكه جسدم نيز در اميد ساكن خواهد بود ؛
‎27‎ زيرا كه ن َف ْس مرا در عالم اموات نخواهي گذاشت و اجازت نخواهي داد كه قد�وس تو فساد را ببيند. ‎28‎ طريقهاي حيات را به من آموختي و مرا از روي خود به خر�مي سير گردانيدي ‏?.‏
‎29‎ اي برادران ، مي توانم دربارة داود� پ�ط ِريار�خ با شما بي محابا سخن گويم كه او وفات نموده دفن شد و مقبرة او تا امروز در ميان ماست. ‎30‎ پس چون نبي بود و دانست كه خدا براي او قسم خورد كه از ذري�ت ُصلب او بحسب جسد ، مسيح را برانگيزاند تا بر تخت او بنشيند ،
‎31‎ دربارة قيامت مسيح پيش ديده ، گفت كه ن َف ْس او در عالم اموات گذاشته نشود و جسد� او فساد نبيند.
‎32‎ پس همان عيسي را خدا برخيزانيد و همه ما شاهد بر آن هستيم.
‎33‎ پس چون به دست راست خدا بالا برده شد ، روح القدس موعود را از پدر يافته ، اين را كه شما حال مي بينيد و مي شنويد ريخته است. ‎34‎ زيرا كه داود به آسمان صعود نكرد ليكن خود مي گويد خداوند به خداوند من گفت بر دست راست من بنشين ‎35‎ تا دشمنانت را پاي انداز تو سازم.
‎36‎ پس جميع خاندان اسرائيل يقين ًا بدانند كه خدا همين عيسي را كه شما مصلوب كرديد ، خداوند و مسيح ساخته است.
‎37‎ چون شنيدند دلريش گشته ، به پطرس و ساير رسولان گفتند: اي برادران چه كنيم ؟ ‎38‎ پطرس بديشان گفت: توبه كنيد و هر يك از شما به اسم عيسي مسيح بجهت آمرزش گناهان تعميد گيريد و عطاي روح القدس را خواهيد يافت.
‎39‎ زيرا كه اين وعده است براي شما و همة آناني كه دورند يعني هر كه خداوند خداي ما را بخواند. ‎40‎ و به سخنان بسيا ِر ديگر ، بديشان شهادت داد و موعظه نموده ، گفت كه خود را از اين فرقة كجر و رستگار سازيد.
‎41‎ پس ايشان كلام او را پذيرفته ، تعميد گرفتند و در همان روز تخمي ن ًا سه هزار نفر بديشان پيوستند
‎42‎ و در تعليم رسولان و مشاركت ايشان و شكستن نان و دعاها مواظبت مي نمودند.
‎43‎ و همة خلق ترسيدند و معجزات و علامات بسيار از دست رسولان صادر مي گشت. ‎44‎ و همة ايمانداران با هم مي زيستند و در همه چيز شريك مي بودند
‎45‎ و املاك و اموال خود را فروخته ، آنها را به هر كس به قدر احتياجش تقسيم مي كردند. ‎46‎ و هر روزه در هيكل به يكدل پيوسته مي بودند و در خانه ها نان را پاره مي كردند و خوراك را به خوشي و ساده دلي مي خوردند.
‎47‎ و خدا را حمد مي گفتند و نزد تمامي خلق عزيز مي گرديدند و خداوند هر روزه ناجيان را بر كليسا مي افزود.
‎866‎