جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 854

‎16‎ و من از پدر سؤال مي كنم و تسل ّي دهنده اي ديگر به شما عطا خواهد كرد تا هميشه با شما بماند ،
‎17‎ يعني روح راستي كه جهان نمي تواند او را قبول كند زيرا كه او را نمي بيند و نمي شناسد و ام�ا شما او را مي شناسيد ، زيرا كه او با شما مي ماند و در شما خواهد بود.
‎18‎ شما را يتيم نمي گذارم نزد شما مي آيم. ‎19‎ بعد از اندك زماني جهان ديگر مرا نمي بيند و ام�ا شما مرا مي بينيد و از اين جهت كه من زنده ام ، شما هم خواهيد زيست. ‎20‎ و در آن روز شما خواهيد دانست كه من در پدر هستم و شما در من و من در شما.
‎21‎ هر كه احكام مرا دارد و آنها را حفظ كند ، آن است كه مرا محب�ت مي نمايد ؛ و آنكه مرا محب�ت مي نمايد ، پدر من او را محب�ت خواهد نمود و من او را محبت خواهم نمود و خود را به او ظاهر خواهم ساخت.
‎22‎ يهودا ، نه آن اسخريوطي ، به وي گفت: اي آقا چگونه مي خواهي خود را به ما بنمايي و نه بر جهان ؟
گرفت.
‎23‎ عيسي در جواب او گفت: اگر كسي مرا محب�ت نمايد ، كلام مرا نگاه داشت و پدرم او را محب�ت خواهم نمود و به سوي او آمده ، نزد وي مسكن خواهيم
‎24‎ و آنكه مرا محب�ت ننمايد ، كلام مرا حفظ نمي كند ؛ و كلامي كه مي شنويد از من نيست بلكه از پدري است كه مرا فرستاد. ‎25‎ اين سخنان را به شما گفتم وقتي كه با شما بودم.
آورد.
‎26‎ ليكن تسل ّي دهنده يعني روح القدس كه پدر او را به اسم من مي فرستد ، او همه چيز را به شما تعليم خواهد داد و آنچه به شما گفتم به ياد شما خوهد
‎27‎ سلامتي براي شما مي گذارم ، سلامتي خود را به شما مي دهم. نه چنانكه جهان مي دهد ، من به شما مي دهم. دل شما مضطرب و هراسان نباشد. ‎28‎ شنيده ايد كه من به شما گفتم مي روم و نزد شما مي آيم. اگر مرا محب�ت مي نموديد ، خوشحال مي گشتيد كه گفتم نزد پدر مي روم ، زيرا كه پدر بزرگتر از من است.
‎15‎
‎29‎ و الآن قبل از وقوع به شما گفتم تا وقتي كه واقع گردد ايمان آوريد ‎30‎ بعد از اين بسيار با شما نخواهم گفت ، زيرا كه رئيس اين جهان مي آيد و در من چيزي ندارد.
‎31‎ ليكن تا جهان بداند كه پدر را محب�ت مي نمايم ، چنانكه پدر به من حكم كرد همانطور مي كنم. برخيزيد از اينجا برويم.
1 من تاك حقيقي هستم و پدر من باغبان است. 2 هر شاخه اي در من كه ميوه نياورد ، آن را دور مي سازد و هر چه ميوه آرد آن را پاك مي كند تا بيشتر ميوه آورد.
3 الحال شما به سبب كلامي كه به شما گفته ام پاك هستيد. 4 در من بمانيد و من در شما. همچنانكه شاخه از خود نمي تواند ميوه آورد اگر در تاك نماند ، همچنين شما نيز اگر در من نمانيد. 5 من تاك هستم و شما شاخه ها. آنكه در من مي ماند و من در او ، ميوة بسيار مي آورد زيرا كه جدا از من هيچ نمي توانيد كرد.
6 اگر كسي در من نماند ، مثل شاخه بيرون انداخته مي شود و مي خشكد و آنها را جمع كرد ، در آتش مي اندازند و سوخته مي شود. 7 اگر در من بمانيد و كلام من در شما بماند ، آنچه مي خواهيد طلبيد كه براي شما خواهد شد.
8 جلال پدر من آشكارا مي شود به اينكه ميوة بسيار بياوريد و شاگرد من بشويد. 9 همچنان كه پدر مرا محب�ت نمود ، من نيز شما را محب�ت نمودم ؛ در محب�ت من بمانيد.
‎10‎ اگر احكام مرا نگاه داريد ، در محب�ت من خواهيد ماند ، چنانكه من احكام پدر خود را نگاه داشته ام و در محب�ت او مي مانم.
‎11‎ اين را به شما گفتم تا در خوشي من در شما باشد و شادي شما كامل گردد.
‎12‎ اين است حكم من كه يكديگر را محب�ت نماييد ، همچنان كه شما را محب�ت نمودم. ‎13‎ كسي محب�ت� بزرگتر از اين ندارد كه جان خود را بجهت دوستان خود بدهد. ‎14‎ شما دوست من هستيد اگر آنچه به شما حكم مي كنم بجا آريد.
كردم.
‎15‎ ديگر شما را بنده نمي خوانم زيرا كه بنده آنچه آقايش مي كند نمي داند ؛ لكن شما را دوست خوانده ام زيرا كه هر چه از پدر شنيده ام به شما بيان
‎16‎ شما مرا برنگزيديد ، بلكه من شما را برگزيدم و شما را مقر�ر كردم تا شما برويد و ميوه آوريد و ميوة شما بماند تا هر چه از پدر به اسم من طلب كنيد به شما عطا كند.
‎17‎ به اين چيزها شما را حكم مي كنم تا يكديگر را محب�ت نماييد.
‎857‎