جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 822

كرد ،
‎12‎
‎49‎ از اين رو حكمت خدا نيز فرموده است كه به سوي ايشان انبيا و رسولان مي فرستم و بعضي از ايشان را خواهند كشت و بر بعضي جفا خواهند
‎50‎ تا انتقام خون جميع انبيا كه از بناي عالم ريخته شد از اين طبقه گرفته شود.
‎51‎ از خون هابيل تا خون زكري�ا كه در ميان مذبح و هيكل كشته شد. بلي به شما مي گويم كه از اين فرقه بازخواست خواهد شد.
‎52‎ واي بر شما اي فقها ، زيرا كليد معرفت را برداشته ايد كه خود داخل نمي شويد و داخل شنوندگان را مانع مي شويد.
‎53‎ و چون او اين سخنان را بديشان مي گفت ، كاتبان و فريسيان با او بشد�ت درآويختند و در مطالب بسيار سؤالها از او مي كردند. ‎54‎ و در كمين او مي بودند تا نكته اي از زبان او گرفته ، مد�عي او بشوند.
1 و در آن ميان ، وقتي كه هزاران از خلق جمع شدند ، به نوعي كه يكديگر را پايمال مي كردند ، به شاگردان خود به سخن گفتن شروع كرد. او�ل آنكه از خمير ماية فريسيان كه رياكاري است احتياط كنيد.
2 زيرا چيزي نهفته نيست كه آشكار نشود و نه مستوري كه معلوم نگردد.
3 بنابراين آنچه در تاريكي گفته ايد ، در روشنايي شنيده خواهد شد و آنچه در خلوتخانه در گوش گفته ايد ، بر پشت بامها ندا شود. 4 ليكن اي دوستان من ، به شما مي گويم از قاتلان جسم كه قدرت ندارند بيشتر از اين بكنند ، ترسان مباشيد.
5 بلكه به شما نشان مي دهم كه از ك�ه بايد ترسيد ، از او بترسيد كه بعد از كشتن قدرت دارد كه به جه ّنم بيفكند. بلي به شما مي گويم از او بترسيد. 6 آيا پنج گنجشك به دو فلس فروخته نمي شود ؟ و حال آنكه يكي از آنها نزد خدا فراموش نمي شود. 7 بلكه مويهاي سر شما هم شمرده شده است. پس بيم مكنيد ، زيرا كه چندان گنجشك بهتر هستيد.
8 ليكن به شما مي گويم هر كه نزد مردم به من اقرارا كند ، پسر انسان نيز پيش فرشتگان خدا او را اقرار خواهد كرد.
9 ام�ا هر كه مرا پيش مردم انكار كند ، نزد فرشتگان خدا انكار كرده خواهد شد.
‎10‎ و هر كه سخني بر خلاف پسر انسان گويد ، آمرزيده شود. ام�ا هر كه به روح القدس كفر گويد آمرزيده نخواهد شد.
‎11‎ و چون شما را در كنايس و به نزد ح ّكام و ديوانيان برند ، انديشه مكنيد كه چگونه و به چه نوع حج�ت آوريد يا چه بگوييد.
‎12‎ زيرا كه در همان ساعت روح القدس شما را خواهد آموخت كه چه بايد گفت.
‎13‎ و شخصي از آن جماعت به وي گفت: اي استاد ، برادر مرا بفرما تا ارث پدر را با من تقسيم كند. ‎14‎ به وي گفت: اي مرد ، ك�ه مرا بر شما داور يا م� َقس�‏ّم قرار داده است ؟
‎15‎ بديشان گفت: زنهار از طمع بپرهيزيد زيرا اگرچه اموال كسي زياد شود ، حيات او از اموالش نيست.
‎16‎ و م� َثلي براي ايشان آورده ، گفت: شخصي دولتمند را از املاكش محصول وافر پيدا شد. ‎17‎ پس با خود انديشيده ، گفت: چه كنم ؟ زيرا جايي كه محصول خود را انبار كنم ندارم.
‎18‎ پس گفت: چنين مي كنم ؛ انبارهاي خود را خراب كرده ، بزرگتر بنا مي كنم و در آن تمامي حاصل و اموال خود را جمع خواهم كرد.
‎19‎ و نفس خود را خواهم گفت كه اي جان اموا ِل فراوان� اندوخته شده بجهت چندين سال داري. الحال بيارام و اكل و شرب و شادي بپرداز. ‎20‎ خدا وي را گفت: اي احمق در همين شب جان تو را از تو خواهند گرفت ؛ آنگاه آنچه اندخته اي ، از آن� ك�ه خواهد بود ؟
‎21‎ همچنين است هر كسي كه براي خود ذخيره كند و براي خدا دولتمند نباشد.
‎22‎ پس شاگردان خود گفت: از اين جهت به شما مي گويم كه انديشه مكنيد بجهت جان خود كه چه بخوريد و نه براي بدن كه چه بپوشيد.
‎23‎ جان از خوراك و بدن از پوشاك بهتر است. ‎24‎ كلاغان را ملاحظه كنيد كه نه زراعت مي كنند و نه حصاد و نه گنجي و نه انباري دارند و خدا آنها را مي پروراند. آيا شما به چند مرتبه از مرغان بهتر نيستيد ؟
‎25‎ و كيست از شما كه به فكر بتواند ذراعي بر قامت خود افزايد. ‎26‎ پس هرگاه توانايي كوچكترين كاري نداريد ، چرا براي مابقي مي انديشيد.
‎27‎ سوسنهاي چمن را بنگريد چگونه نمو� مي كنند و حال آنكه نه زحمت مي كشند و نه مي ريسند ، ام�ا به شما مي گويم كه سليمان با همة جلالش مثل يكي از اينها پوشيده نبود.
‎28‎ پس هرگاه خدا علفي را كه امروز در صحرا است و فردا در تنور افكنده مي شود چنين مي پوشاند ، چقدر بيشتر شما را اي سست ايمانان.
‎29‎ پس شما طالب مباشيد كه چه بخوريد يا چه بياشاميد و مضطرب مشويد. ‎30‎ زيرا كه ام�ت هاي جهان ، همة چيزها را مي طلبند ، ليكن پدر شما مي داند كه به اين چيزها براي شما افزوده خواهد شد.
‎32‎ ترسان مباشيد اي گلة كوچك ، زيرا كه مرض ِيّ‏ پدر شما است كه ملكوت را به شما عطا فرمايد.
نسازد.
‎33‎ آنچه داريد بفروشيد و صدقه دهيد و كيسه ها بسازيد كه كهنه نشود و گنجي را كه تلف نشود ، در آسمان جايي كه دزد نزديک نيايد و بيد تباه
‎825‎