13 پس اگر شما با شرير هستيد ، مي دانيد چيزهاي نيكو را به اولاد خود بايد داد ، چند مرتبه زيادتر پدر آسماني شما روح القدس را خواهد داد به هر كه از او سؤال كند.
14 و ديوي را كه گنگ بود بيرون مي كرد و چون ديو بيرون شد ، گنگ گويا گرديد و مردم تعج�ب نمودند. 15 ليكن بعضي از ايشان گفتند كه) ديوها را به ياري بعلزبول رئيس ديوها بيرون مي كند.
16 و ديگران از روي امتحان آيتي آسماني از او طلب نمودند.
گردد.
17 پس او خيالات ايشان را درك كره ، بديشان گفت: هر مملكتي كه بر خلاف خود منقسم شود ، تباه گردد و خانه اي كه بر خانه منقسم شود ، منهدم
18 پس شيطان نيز اگر به ضد� خود منقسم شود ، سلطنت او چگونه پايدار بماند. زيرا مي گوييد كه من به اعانت بلعلزبول ديوها را بيرون مي كنم ، پسران شما به وساطت ك�ه آنها را بيرون مي كنند ؟ از اينجهت ايشان را داوران بر شما خواهند بود.
20 ليكن هرگاه به انگشت خدا ديوها را بيرون مي كنم ، هر آينه ملكوت خدا ناگهان بر شما آمده است.
21 وقتي كه مرد زورآور سلاح پوشيده ، خانة خود را نگاه دارد ، اموال او محفوظ باشد.
22 ام�ا چون شخصي زورآورتر از او آيد ، بر او غلبه يافته ، همه اسلحة او را كه بدان اعتماد مي داشت ، از او مي گيرد و اموال او را تقسيم مي كند.
23 كسي كه با من نيست ، برخلاف من است و آنكه با من جمع نمي كند ، پراكنده مي سازد. 24 چون روح پليد از انسان بيرون مي آيد ، به مكانهاي بي آب بطلب آرامي گردش مي كند و چون نيافت ، مي گويد به خانة خود كه از آن بيرون آمدم بر مي گردم.
25 پس چون آيد ، آن را جاروب كرده شده و آراسته مي بيند. 26 آنگاه مي رود و هفت روح ديگر ، شريرتر از خود برداشته داخل شده در آنجا ساكن مي گردد و اواخر آن شخص از اوائلش بدتر مي شود.
27 چون او اين سخنان را مي گفت ، زني از آن ميان به آواز بلند وي را گفت: خوشابحال ر�ح�م ي كه تو را حمل كرد و پستانهايي كه مكيدي. 28 ليكن او گفت: بلكه خوشابحال آناني كه كلام خدا را مي شنوند و آن را حفظ مي كنند.
29 و هنگامي كه مردم بر او ازدحام مي نمودند ، سخن گفتن آغاز كرد كه اينان فرقه اي شريرند كه آيتي طلب مي كنند و آيتي بديشان عطا نخواهد شد ، جز آيت يونس نبي.
30 زيرا چنانكه يونس براي اهل نينوا آيت شد ، همچنين پسر انسان نيز براي اين فرقه خواهد بود.
31 ملكة جنوب در روز داوري با مردم اين فرقه برخاسته ، بر ايشان حكم خواهد كرد زيرا كه از اقضاي زمين آمد تا حكمت سليمان را بشنود و اينك در اينجا كسي بزرگتر از سليمان است.
32 مردم نينوا در روز داوري با اين كه به موعظة يونس توبه كردند و اينك در اينجا كسي بزرگتر از يونس است.
33 و هيچ كس چراغي نمي افروزد تا آن را در پنهاني يا زير پيمانه اي بگذارد. بلكه بر چراغدان ، تا هر كه داخل شود روشني را ببيند. 34 چراغ بدن چشم است ، پس مادامي كه چشم تو بسيط است ، تمامي جسدت نيز روشن است و ليكن اگر فاسد باشد ، جسد تو نيز تاريك ب�و�د.
35 پس با حذر باش مبادا نوري كه در تو است ، ظلمت باشد. 36 بنابراين ، هرگاه تمامي جسم تو روشن باشد و ذر�ه اي ظلمت نداشته باشد ، همه اش روشن خواهد بود ، مثل وقتي كه چراغ به تابش خود ، تو را روشنايي دهد.
37 و هنگامي كه سخن مي گفت ، يكي از فريسيان از او وعده خواست كه در خانة او چاشت بخورد. پس داخل شده بنشست. 38 ام�ا فريسي چون ديد كه پيش از چاشت دست نش ُست ، تعج�ب نمود.
39 خداوند وي را گفت: همانا شما اي فريسيان ، بيرون پياله و بشقاب را طاهر مي سازيد ولي درون شما پ�ر از حرص و خباثت است. 40 اي احمقان آيا او كه بيرون را آفريد ، اندرون را نيز نيافريد ؟
41 بلكه از آنچه داريد ، صدقه دهيد كه اينك همه چيز را براي شما طاهر خواهد گشت.
42 واي بر شما اي فريسيان كه ده يك از نعناع و س�داب و هر قسم سبزي را مي دهيد و از دادرسي و محب�ت خدا تجاوز مي نماييد ؛ اينها را مي بايد بجا آوريد و آنها را نيز ترك نكنيد.
43 واي بر شما اي فريسيان كه صدر كنايس و سلام در بازارها را دوست مي داريد. 44 واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار زيرا كه مانند قبرهاي پنهان شده هستيد كه مردم بر آنها راه مي روند و نمي دانند. 45 آنگاه يكي از فقها جواب داده ، گفت: اي مع ّلم ، بدين سخنان ما را نيز سرزنش مي كني ؟
46 گفت: واي بر شما نيز اي فقها زيرا كه بارهاي گران را بر مردم مي نهيد و خود بر آن بارها ، يك انگشت خود را نمي گذاريد. 47 واي بر شما زيرا كه مقابر انبيا را بنا مي كنيد و پدران شما ايشان را كشتند.
48 پس به كارهاي پدران خود شهادت مي دهيد و از آنها راضي هستيد ، زيرا آنها ايشان را كشتند و شما قبرهاي ايشان را مي سازيد.
824