جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 821

‎13‎ پس اگر شما با شرير هستيد ، مي دانيد چيزهاي نيكو را به اولاد خود بايد داد ، چند مرتبه زيادتر پدر آسماني شما روح القدس را خواهد داد به هر كه از او سؤال كند.
‎14‎ و ديوي را كه گنگ بود بيرون مي كرد و چون ديو بيرون شد ، گنگ گويا گرديد و مردم تعج�ب نمودند. ‎15‎ ليكن بعضي از ايشان گفتند كه) ديوها را به ياري بعلزبول رئيس ديوها بيرون مي كند.
‎16‎ و ديگران از روي امتحان آيتي آسماني از او طلب نمودند.
گردد.
‎17‎ پس او خيالات ايشان را درك كره ، بديشان گفت: هر مملكتي كه بر خلاف خود منقسم شود ، تباه گردد و خانه اي كه بر خانه منقسم شود ، منهدم
‎18‎ پس شيطان نيز اگر به ضد� خود منقسم شود ، سلطنت او چگونه پايدار بماند. زيرا مي گوييد كه من به اعانت بلعلزبول ديوها را بيرون مي كنم ، پسران شما به وساطت ك�ه آنها را بيرون مي كنند ؟ از اينجهت ايشان را داوران بر شما خواهند بود.
‎20‎ ليكن هرگاه به انگشت خدا ديوها را بيرون مي كنم ، هر آينه ملكوت خدا ناگهان بر شما آمده است.
‎21‎ وقتي كه مرد زورآور سلاح پوشيده ، خانة خود را نگاه دارد ، اموال او محفوظ باشد.
‎22‎ ام�ا چون شخصي زورآورتر از او آيد ، بر او غلبه يافته ، همه اسلحة او را كه بدان اعتماد مي داشت ، از او مي گيرد و اموال او را تقسيم مي كند.
‎23‎ كسي كه با من نيست ، برخلاف من است و آنكه با من جمع نمي كند ، پراكنده مي سازد. ‎24‎ چون روح پليد از انسان بيرون مي آيد ، به مكانهاي بي آب بطلب آرامي گردش مي كند و چون نيافت ، مي گويد به خانة خود كه از آن بيرون آمدم بر مي گردم.
‎25‎ پس چون آيد ، آن را جاروب كرده شده و آراسته مي بيند. ‎26‎ آنگاه مي رود و هفت روح ديگر ، شريرتر از خود برداشته داخل شده در آنجا ساكن مي گردد و اواخر آن شخص از اوائلش بدتر مي شود.
‎27‎ چون او اين سخنان را مي گفت ، زني از آن ميان به آواز بلند وي را گفت: خوشابحال ر�ح�م ي كه تو را حمل كرد و پستانهايي كه مكيدي. ‎28‎ ليكن او گفت: بلكه خوشابحال آناني كه كلام خدا را مي شنوند و آن را حفظ مي كنند.
‎29‎ و هنگامي كه مردم بر او ازدحام مي نمودند ، سخن گفتن آغاز كرد كه اينان فرقه اي شريرند كه آيتي طلب مي كنند و آيتي بديشان عطا نخواهد شد ، جز آيت يونس نبي.
‎30‎ زيرا چنانكه يونس براي اهل نينوا آيت شد ، همچنين پسر انسان نيز براي اين فرقه خواهد بود.
‎31‎ ملكة جنوب در روز داوري با مردم اين فرقه برخاسته ، بر ايشان حكم خواهد كرد زيرا كه از اقضاي زمين آمد تا حكمت سليمان را بشنود و اينك در اينجا كسي بزرگتر از سليمان است.
‎32‎ مردم نينوا در روز داوري با اين كه به موعظة يونس توبه كردند و اينك در اينجا كسي بزرگتر از يونس است.
‎33‎ و هيچ كس چراغي نمي افروزد تا آن را در پنهاني يا زير پيمانه اي بگذارد. بلكه بر چراغدان ، تا هر كه داخل شود روشني را ببيند. ‎34‎ چراغ بدن چشم است ، پس مادامي كه چشم تو بسيط است ، تمامي جسدت نيز روشن است و ليكن اگر فاسد باشد ، جسد تو نيز تاريك ب�و�د.
‎35‎ پس با حذر باش مبادا نوري كه در تو است ، ظلمت باشد. ‎36‎ بنابراين ، هرگاه تمامي جسم تو روشن باشد و ذر�ه اي ظلمت نداشته باشد ، همه اش روشن خواهد بود ، مثل وقتي كه چراغ به تابش خود ، تو را روشنايي دهد.
‎37‎ و هنگامي كه سخن مي گفت ، يكي از فريسيان از او وعده خواست كه در خانة او چاشت بخورد. پس داخل شده بنشست. ‎38‎ ام�ا فريسي چون ديد كه پيش از چاشت دست نش ُست ، تعج�ب نمود.
‎39‎ خداوند وي را گفت: همانا شما اي فريسيان ، بيرون پياله و بشقاب را طاهر مي سازيد ولي درون شما پ�ر از حرص و خباثت است. ‎40‎ اي احمقان آيا او كه بيرون را آفريد ، اندرون را نيز نيافريد ؟
‎41‎ بلكه از آنچه داريد ، صدقه دهيد كه اينك همه چيز را براي شما طاهر خواهد گشت.
‎42‎ واي بر شما اي فريسيان كه ده يك از نعناع و س�داب و هر قسم سبزي را مي دهيد و از دادرسي و محب�ت خدا تجاوز مي نماييد ؛ اينها را مي بايد بجا آوريد و آنها را نيز ترك نكنيد.
‎43‎ واي بر شما اي فريسيان كه صدر كنايس و سلام در بازارها را دوست مي داريد. ‎44‎ واي بر شما اي كاتبان و فريسيان رياكار زيرا كه مانند قبرهاي پنهان شده هستيد كه مردم بر آنها راه مي روند و نمي دانند. ‎45‎ آنگاه يكي از فقها جواب داده ، گفت: اي مع ّلم ، بدين سخنان ما را نيز سرزنش مي كني ؟
‎46‎ گفت: واي بر شما نيز اي فقها زيرا كه بارهاي گران را بر مردم مي نهيد و خود بر آن بارها ، يك انگشت خود را نمي گذاريد. ‎47‎ واي بر شما زيرا كه مقابر انبيا را بنا مي كنيد و پدران شما ايشان را كشتند.
‎48‎ پس به كارهاي پدران خود شهادت مي دهيد و از آنها راضي هستيد ، زيرا آنها ايشان را كشتند و شما قبرهاي ايشان را مي سازيد.
‎824‎