جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 740

كتاب ناح�وم نبي
1 1 و�حي دربارة نينوي. كتاب روياي ناح�وم َا ْلقوشي.
2 يهوه خدي غي�ور و انتقام گيرنده است. خداوند انتقام گيرنده و صاحب غضب است. خداوند از دشمنان خويش انتقام مي گيرد و براي خصمان خود خشم را نگاه مي دارد.
3 خداوند دير غضب و عظيم الق ّوت است و گناه را هرگز بي سزا نمي گذارد راه خداوند در تند باد وطوفان است و ابرها خاك پاي او مي باشد. 4 دريا را عتاب مي كند و آن را مي خشكاند و جميع نهرها را خشك مي سازد. باشان و َكر�م� ْل كاهيده مي شوند و ُگ ِل لبنان پژمرده مي گردد. 5 كوهها از او متزلزل و تل ّها گداخته مي شوند و جهان از حضور وي متحر�ك مي گردد و ربع مسكون و جميع ساكنانش.
6 پيش خشم وي كه تواند ايستاد ؟ و در ح�د�ت غضب او كه تواند برخاست ؟ غضب او مثل آتش ريخته مي شود و َص ْخره ها از او خرد مي گردد. 7 خداوند نيكو است و در روز تنگي ملجا مي باشد و متو�كلان خود را مي شناسد.
8 و به سيل سرشار ، مكان آن را با ّلكل خراب خواهد ساخت و تاريكي دشمنان او را تعاقب خواهد نمود.
9 كدام تدبير را به ض َد خداوند توانيد نمود ؟ او دفعه� هلاك خواهد كرد و مصيبت دفعة ديگر برپا نخواهد شد.
‎10‎ زيرا اگر چه مثل خارها به هم پيچيده و مانند مي گساران مست بشوند ، ليكن چون كاه� خشك ب ْاكل سوخته خواهند شد.
‎11‎ م�شي ِر ب�لي�عال كه به ض ّد خداوند بد مي انديشد ، از تو بيرون آمده است.
‎12‎ خداوند چنين مي گويد: اگرچه ايشان در قو�ت سالم و در شماره نيز بسيار باشند ليكن منقطع شده ، درخواهند گذشت. و اگرچه تو را ذليل ساختم ، ليكن بار ديگر تو را ذليل نخواهم نمود.
‎13‎ و الآن يوغ او را ازگردن تو خواهم شكست و بندهاي تو را خواهم گسيخت. ‎14‎ و خداوند دربارة تو امر فرموده است كه بار ديگر ذري�تي به نام تو نخواهد بود و از خانة خدايانت بتهاي تراشيده و اصنام ريخته شده را منقطع خواهم نمود و قبر تو را خواهم ساخت زيرا خوار شده اي.
‎15‎ اينك بر كوهها پايهاي مب ّشر كه سلامتي را ندا مي كند! اي يهودا عيدهاي خود را نگاه دار و نذرهاي خود را وفا كن زيرا كه مرد� ب�لي�عال بار ديگر از تو نخواهد گذشت بلكه بالك ّل منقطع خواهد شد.
2 1 خراب كننده در مقابل تو برمي آيد. حصار را حفظ كن ، راه را ديده باني نما ، كمر خود را قو�ي گردان و قو�ت خويش را بسيار زياد كن.
2 زيرا خداوند عظمت يعقوب را مثل عظمت اسرائيل باز مي آورد و تاراج كنندگان� ايشان را تاراج مي كنند و شاخه هاي م�و�هاي ايشان را تلف مي نمايند.
3 سپر ج �باران او س�رخ شده و مردان جنگي به قرمز ملب�س و ارابه ها در روز تهي�ه او از فولاد� لامع است و نيزه ها متحر�ك مي باشد. 4 ارابه ها را در كوچه ها بتندي مي رانند ، در چهارسوها بهم برخورند. نمايش آنها مثل مشعلها است و مانند برقها مي دوند. 5 او بزرگان خود را به ياد مي آورد و ايشان در راه رفتن لغزش مي خورند. دوان دوان به حصار مي آيند و منجنيق را حاضر مي سازند.
6 دروازه هاي نهرها گشاده است و قصر گداخته مي گردد.
7 و ح�ص َّب برهنه شده ، به اسيري برده مي شود و كنيزانش مثل نالة فاخته سينه زنان ناله مي كنند. 8 و نينوا از روزي كه به وجود آمد ، بركهْ‏ آب مي بود. اما اهلش فرار مي كنند ، و اگر چه صدا مي زنند كه بايستيد ‏!،‏ ليكن احدي ملتفت نمي شود.
9 نقره را غارت كنيد و طلا را به يغما بريد زيرا كه اندوختهاي او را و كثرت هرگونه متاع نفيسه اش را انتهايي نيست.
‎10‎ او خالي و ويران و خراب است و دلش گداخته و زانوهايش لرزان و در همة كمرها درد شديد مي باشد و رنگ رويهاي همه پريده است.
‎11‎ بيشة شيران و مرتع شيران ژيان كجا است كه در آن شير نر و شير ماده و شير بچه مي خراميدند و ترساننده اي نبود ؟
‎12‎ شير نر براي حاجت بچه هاي خود مي دريد و به جهت شيرهاي ماده اش خفه مي كرد و مغاره هاي خود را از شكار و بيشه هاي خويش را از صيد پر مي ساخت.
‎13‎ اما الان يهوه صبايوت مي گويد: » من به ّضد تو هستم و ارابه هايش را به دود خواهم سوزانيد و شمشير� ، شيران ژيان تو را هلاك خواهد ساخت و شكار تو را از زمين منقطع خواهم نمود و آواز ايلچاينت ديگر مسموع نخواهد شد.
3
‎743‎