جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 734

5 و مردمان نينوا به خدا ايمان آوردند و روزه را ندا كرده ، از بزرگ تا كوچك پلاس پوشيدند.
6 و چون پادشاه نينوا از اين امر اط ّلاع يافت ، از كرسي خود برخاسته ، رداي خود را از بركند و پلاس پوشيده ، بر خاكستر نشست.
7 و پادشاه و اكابرش فرمان دادند تا در نينوا ندا دردادند و امر فرموده ، گفتند كه » مردمان و بهايم و گاوان و گوسفندان چيزي نخوريد و نچرند وآب ننوشند.
8 و مردمان و بهايم به پلاس پوشيده شوند و نزد خدا ب ّشدت استغاثه نمايند و هركس از راه بد خود و از ظلمي كه در دست او است بازگشت نمايد. كيست بداند كه شايد خدا برگشته ، پشيمان شود و از حد�ت خشم خود رجوع نمايد تا هلاك نشويم ؟
9
‎10‎ پس چون خدا اعمال ايشان را ديد كه از راه زشت خود بازگشت نمودند ، آنگاه خدا از بلايي كه گفته بود كه به ايشان برساند پشيمان گرديد و آن را به عمل نياورد.
4 اما اين امر يونس را به غايت ناپسند آمد و غيظش افروخته شد ،
2 و نزد خداوند دعا نموده ، گفت: آه اي خداوند ، آيا اين سخن من نبود ، حيني كه در ولايت خود بودم. و از اين سبب به فرار كردن به َترشيش مبادرت نمودم زيرا مي دانستم كه تو خداي كريم و رحيم و دير غضب و كثير احسان هستي و از بلا پشيمان مي شوي ؟ 3 پس حال ، اي خداوند ، جانم را از من بگير زيرا كه مردان از زنده ماندن براي من بهتر است. 4 خداوند گفت: آيا صواب است كه خشمناك شوي ؟
شد.
5 و ي�ون ْس از شهر بيرون رفته ، بطرف شرقي شهر نشست و در آنجا سايه باني براي خود ساخته زير سايه اش نشست تا ببيند بر شهر چه واقع خواهد
6 و يهوه خداي كدويي رويانيد و آن را بالاي ي�ون ُس نم�و داد تا بر سر وي سايه افكنده ، او را از حزنش آسايش دهد و يو�ن ُس از كدو بي نهايت شادمان شد. 7 اما در فرداي آن روز در وقت طلوع فجر كرمي پيدا كرد كه كدو را زد و خشك شد.
8 و چون آفتاب برآمد خدا باد شرقي گرم و زانيد و آفتاب بر سر يونس تابيد به حد�ي كه بيتاب شده ، براي خود مسألت نمود كه بميرد و گفت: مردن از زنده ماندن براي من بهتر است.
9 خدا به ي�ونس جواب داد: آيا صواب است كه به جهت كدو غضبناك شوي ؟ او گفت: » صواب است كه به مرگ غضبناك شوم.
بسيار ؟
‎10‎ خداوند گفت: دل تو براي كدو بسوخت كه براي آن زحمت نكشيدي و آن را نم�و ندادي كه در يك شب بوجود آمد و در يك شب ضايع گرديد. ‎11‎ و آيا دل من به جهت نينوا شهر بزرگ نسوزد كه در آن بيشتر از صد و بيست هزار كس مي باشند كه درميان راست و چپ تشخيص نتوانند داد و نيز بهايم
‎737‎