15 همچنين بيت ئيل به سبب شد�ت شرارت شما به شما عمل خواهد نمود. در وقت طلوع فجر پادشاه اسرائيل بال ّكل هلاك خواهد شد.
11 1 هنگامي كه اسرائيل طفل بود ، او را دوست داشتم و پسر خود را از مصر خواندم.
2 هرقدر كه ايشان را بيشتر دعوت كردند ، بيشتر از ايشان دور رفتند و براي بعليم قرباني گذرانيدند و به جهت بتهاي تراشيده بخور سوزانيدند.
3 و من راه رفتن را به افرايم تعليم دادم و او را به بازوها برداشتم ، اما ايشان ندانستند كه من ايشان را شفا داده ام. 4 ايشان را به ريسمانهاي انسان و به بندهاي محبت جذب نمودم و به جهت ايشان مثل كساني بودم كه يوغ را از گردن ايشان برمي دارند و خوراك پيش روي ايشان نهادم.
5 به زمين مصر نخواهم برگشت ، اما آشور پادشاه ايشان خواهد شد چونكه از بازگشت نمودن ابا كردند.
6 شمشير بر شهرهايش هجوم خواهد آورد و پشت بندهايش را به سبب مشورت هاي ايشان معدوم نابود خواهد ساخت. 7 و قوم من جازم شدند كه من م�رتد گردند. و هر چند ايشان را بسوي حضرت اعلي دعوت نمايند ، لكن كسي خويشتن را برنمي افرازد.
8 اي افرايم چگونه تو را ترك كنم واي اسرائيل چگونه تو را تسليم نمايم ؟ چگونه تو را مثل َا د�مه نمايم و تو را مثل صبوئيم سازم ؟ دل من در اندرونم منقلب شده و ر ّقت هاي من با هم مشتعل شده است.
9 حد�ت خشم خود را جاري نخواهم ساخت و بار ديگر افرايم را هلاك نخواهم نمود زيرا خدا هستم و انساني ني و در ميان تو قد�وس هستم ، پس به غضب نخواهم آمد.
12
10 ايشان خداوند را پيروي نمود. او مثل شير غر�ش خواهد نمود و چون ّغرش نمايد فرزندان از مغرب به لرزه خواهند آمد.
11 مثل مرغان از مصر و مانند كبوتران از زمين آشور لرزان خواهند آمد. خداوند مي گويد كه ايشان را در خانه هاي ايشان ساكن خواهم گردانيد.
12 افرايم مرا به دروغها و خاندان اسرائيل به مكرها احاطه كرده اند و يهودا هنوز با خدا و با قدو�س امين ناپايدار است.
1 افرايم باد را مي خورد و باد شرقي را تعاقب مي كند. تمامي روز دروغ و خرابي را مي افزايد و ايشان با آشور عهد مي بنديد و روغن) به جهت هديه( به مصر برده مي شود. 2خداوند را با يهودا مخاصمه اي است و يعقوب را برحسب راههايش عقوبت رسانيده ، بروفق اعمالش او را جزا خواهد داد. 3 او پاشنة برادر خود را در ر�ح�م گرفت و در حين قو�تش با خدا مجاهده نمود. 4 با فرشته مجاهده نموده ، غالب آمد. گريان شده ، نزد وي ت ّضرع نمود. در بيت ئيل او را يافت و در آنجا با ما تكل ّم نمود. 5 اما خداوند ، خداي لشكرهاست و يادگاري او يهوه است.
6 اما تو بسوي خداي خود بازگشت نما و رحمت و راستي را نگاه داشته ، دائم ًا منتظر خداي خود باش.
7 او سوداگري است كه ميزان فريب در دست او مي باشد و ظلم را دوست مي دارد. 8 و افرايم مي گويد: به درستي كه دولتمند شده ام و توانگري را براي خود تحصيل نموده ام و در تمامي كسب من بي انصافي اي كه گناه باشد ، در من نخواهند يافت.
9 اما من از زمين مصر تا حال يهوه خداي تو هستم و تو را بار ديگر مثل ايام مواسم در خيمه ها ساكن خواهم گردانيد.
10 به انبيا نيز تكلم نمودم و رؤيا افزودم و بواسطة انبيا م� َث ْل ها زدم.
11 به درستي كه ايشان در جلعاد محض گناه و بطالت گرديدند و در جلجال گاوها قرباني كردند. و مذبح هاي ايشان نيز مثل توده هاي سنگ در شيارهاي زمين مي باشد.
13
12 و يعقوب به زمين ا َرام فراركرد و اسرائيل به جهت زن خدمت نمود و براي زن شباني كرد.
13 و خداوند اسرائيل را بواسطة نبي از مصر برآورد و او به دست نبي محفوظ گرديد. 14 افرايم خشم بسيار تلخي به هيجان آورد ، پس خداوندش خون او را بر سرش واگذاشت و عار او را بر وي رد نمود.
1 هنگامي كه افرايم به لرزه سخن گفت ، خويشتن را در اسرائيل مرتفع نمود ؛ اما چون در امر بعل مجرم شد ، بمرد.
2 و الآن گناهان مي افزايند و از نقرة خود بتهاي ريخته شده و تماثيل موافق عقل خود مي سازند كه همة آنها عمل صنعتگران مي باشد و دربارة آنها مي گويند كه اشخاصي كه قرباني مي گذرانند گوساله ها را ببوسند.
3 بنابراين ، ايشان مثل ابرهاي صبح و مانند شبنمي كه بزودي مي گذرد ، هستند و مثل كاه كه از خرمن پراكنده شود و مانند دود كه از روزن برآيد.
724