جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Seite 696

8 از اينكه آستانه هاي خود را نزد آستانة من و باهوهاي خويش را به پهلوي باهوهاي من برپا كرده اند و درميان من و ايشان فقط ديواري است ، پس اسم قدو�س مرا به رجاسات خويش كه آنها را بعمل آورده اند بي حرمت ساخته اند ، لهذا منبر خشم خود ايشان را تلف نموده ام. 9 حال زناهاي خود و لاشهاي پادشاهان خويش را از من دور بنمايند و من درميان ايشان تا به ابد سكونت خواهم نمود.
‎10‎ و تو اي پسر انسان خاندان اسرائيل را از اين خانه مط ّلع ساز تا گناهان خود را خجل شوند و ايشان نمونة آن را بپيمايند.
‎11‎ و اگر از هرچه بعمل آورده اند خجل شوند ، آنگاه صورت خانه را و نمونه و مخرجها و مدخلها و تمامي شكلها و همة فرايض و جميع صورتها و تمامي قانونهايش را براي ايشان اعلام نما و به نظر ايشان بنويس تا تمامي صورتش و همة فرايضش را نگاه داشته ، به آنها عمل نمايند.
‎12‎ و قانون خانه اين است كه تمامي حدودش بر سر كوه از همة اطرافش قدس الاقداس باشد. اينك قانون خانه همين است ‏.»‏
‎13‎ و پيمايشهاي مذبح به ذراعها هر ذراع يك ذراع و يك قبضه باشد اين است. سينه اش يك ذراع و عرضش يك ذراع و حاشيه اي كه گرداگرد لبش مي باشد يك وجب و اين پشت مذبح مي باشد.
‎14‎ و از سينة روي زمين تا خروج پاييني دو ذراع و عرضش يك ذراع و از خروج كوچك تا خروج بزرگ چهار ذراع و عرضش يك ذراع. ‎15‎ و آتشدانش چهار ذراع و از آتش دان چهار شاخ برآمده بود.
‎16‎ و طول آتشدان دوازده و عرضش دوازده و از هر چهار طرف مرب�ع بود.
‎17‎ و طول خروج چهارده و عر ضش چهارده بر چهار طرفش بود و حاشيه اي كه گرداگردش بود نيم ذراع و دايرة سينه اش يك ذراع وپ ّله هايش به سمت مشرق متو�جه بود.
‎18‎ و او مرا گفت: اي پسر انسان خداوند يهوه چنين مي فرمايد: اين است قانون هاي مذبح در روزي كه آن را بسازند تا قرباني هاي سوختني بر آن بگذرانند و خون بر آن بپاشند.
بده ،
‎44‎
‎19‎ و خداوند يهوه مي فرمايد كه به لاويان َكه�نه كه از ذر�يت صادوق مي باشند و به جهت خدمت من به من نزديك مي آيند يك گوساله به جهت قرباني گناه
‎20‎ و از خونش گرفته ، بر چهار شاخش و بر چهار گوشة خروج و بر حاشيه اي كه گرداگردش است بپاش و آن را طاهر ساخته ، برايش ك ّفاره كن.
‎21‎ گوسالة قرباني گناه را بگير و آن را در مكان معين خانه بيرون از م� ْقدس بسوزانند.
‎22‎ و در روز دو�م بز نر بي عيبي براي قرباني گناه بگذران تا مذبح را به آن طاهر سازند چنانكه آن را به گوساله طاهر ساختند.
‎23‎ و چون از طاهر ساختن آن فارغ شدي گوسالة بي عيب و قوچي بي عيب از گله بگذران. ‎24‎ تو آن را به حضور خداوند نزديك بياور و كاهنان نمك بر آنها پاشيده ، آنها را به جهت قرباني سوختني براي خداوند بگذارنند. ‎25‎ هر روز از هفت روز تو بز نري براي قرباني گناه بگذران و ايشان گوساله اي و قوچي از گله هر دو بي عيب بگذرانند.
‎26‎ هفت روز ايشان ك ّفاره براي مذبح نموده ، آنرا طاهر سازند و تخصيص كنند.
‎27‎ و چون اين روزها را به اتمام رسانيدند ، پس در روز هشتم و بعد از آن كاهنان قرباني هاي سوختني و ذبايح سلامتي شما را بر مذبح بگذرانند و من شما را قبول خواهم كرد. قول خداوند يهوه اين است.
1 و مرا به راه دروازة م�قد�س بيروني كه به سمت مشرق متو�جه بود ، باز آورد و آن بسته شده بود.
2 و خداوند مرا گفت: اين دروازه بسته بماند و گشوده نشود و هيچ كس از آن داخل نشود زيرا كه يهوه خداي اسرائيل از آن داخل شده ، لهذا بسته بماند.
3 و ام�آ رئيس ، چونكه او رئيس است در آن به جهت خوردن غذا به حضور خداوند بنشيند و از راه رواق دروازه داخل شود و از همان راه بيرون رود. 4 پس مرا از راه شمالي پيش روي خانه آورد و نگريستم و اينك جلال خداوند خانة خداوند را مم ّلو ساخته بود و بر وي خود درافتادم.
5 و خداوند مرا گفت: » اي پسر انسان دل خود را به هر چه تو را گويم دربارة تمامي قانون هاي خانة خداوند و همة قواعدش مشغول ساز و به چشمان خود ببين و به گوشهاي خود بشنو و دل خويش را به مدخل خانه و به همة مخرج هاي مقدس مشغول ساز.
6 و به اين متم�رد ين يعني به خاندان اسرائيل بگو: خداوند يهوه چنين مي فرمايد: اي خاندان اسرائيل از تمامي رجاسات خويش باز ايستيد.
7 زيرا كه شما اجنبيان نامختون دل و نامختون گوشت را داخل ساختيد تا در م�قد�س من بوده ، خانة مرا ملو�ث سازند. و چون شما غداي من يعني پيه و خون را گذرانيديد ، ايشان اعلاوه بر همة رجاسات شما عهد مرا شكستند.
شد.
8 و شما وديعت اقداس مرا نگاه نداشتيد ، بلكه كسان به جهت خويشتن تعيين نموديد تا وديعت مرا در م� ْقدس من نگاه دارند.
9 خداوند يهوه چنين مي فرمايد: هيچ شخص غريب نامختون دل و نامختون گوشت از همة غريباني كه درميان اسرائيل باشند ، به م� ْقد�س من داخل نخواهند
‎10‎ بلكه آن لاويان نيز كه در حين آواره شدن بني اسرائيل از من دوري ورزيده ، از عقب بتهاي خويش آواره گرديدند ، متحمل گناه خود خواهند شد ،
‎699‎