جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 686

6 و اگر ديده بان شمشير را بيند كه مي آيد و َك ِر ّنا را ننواخته قوم را متنب�ه نسازد و شمشير آمده ، كسي را از ميان ايشان گرفتار شده است ، ام�ا خون او را از دست ديده بان خواهم طلبيد.
7 و من تو را اي پسر انسان براي خاندان اسرائيل به ديده باني تعيين نموده ام تا كلام را از دهانم شنيده ، ايشان را از جانب من متنب�ه سازي. 8 حيني كه من به مرد شرير گويم: اي مرد شرير البت ّه خواهي مرد! اگر تو سخن نگويي تا آن مرد شرير را از طريقش متنب�ه سازي ، آنگاه آن مرد شرير در گناه آن مرد شرير در گناه خود خواهد م�رد ، ام�ا خون او را از دست تو خواهم طلبيد.
9 ام�ا اگر تو آن مرد شرير را از طريقش متنب�ه سازي تا از آن بازگشت نمايد و او از طريق خود بازگشت نكند ، آنگاه او در گناه خود خواهد م�رد ، ام�ا تو جان خود را رستگار ساخته اي.
‎10‎ پس تو اي پسر انسان به خاندان اسرائيل بگو: شما بدين مضمون مي گوييد: چونكه عصيان و گناهان ما بر گردن ما است و به سبب آنها كاهيده شده ايم ، پس چگونه زنده خواهيم ماند ؟
‎11‎ به ايشان بگو: خداوند يهوه مي فرمايد: به حيات خودم قسم كه من از مردان مرد شرير خوش نيستم بلكه خوش هستم كه شرير از طريق خود بازگشت نموده ، زنده ماند. اي خاندان اسرائيل بازگشت نماييد! از طريق هاي بد خويش بازگشت نماييد زيرا چرا بميريد ؟
‎12‎ و تو اي پسر انسان به پسران قوم خود بگو: عدالت مرد عادل در روزي كه مرتكب گناه شود ، او را نخواهد رهانيد. و شرارت مرد شرير در روزي كه او از شرارت خود بازگشت نمايد ، باعث هلاكت وي نخواهد شد. و مرد عادل در روزي كه گناه ورزد ، به عدالت خود زنده نتواند ماند.
‎13‎ حيني كه به مرد عادل گويم كه البت ّه زنده خواهي ماند ، اگر او به عدالت خود اعتماد نموده ، عصيان ورزد ، آنگاه عدالتش هرگز به ياد آورده نخواهد شد بلكه در عصياني كه ورزيده است خواهد مرد.
‎14‎ و هنگامي كه به مرد شرير گويم: البت ّه خواهي م�رد! اگر او از گناه خود بازگشت نموده ، انصاف و عدالت را بجا آورد ، ‎15‎ و اگر آن مرد شرير رهن را پس دهد و آنچه دزديده بود رد� نمايد و به فرايض حيات سلوك نموده ، مرتكب بي انصافي نشود ، او البت ّه زنده خواهد ماند و نخواهد م�رد.
‎16‎ تمام گناهي كه ورزيده بود بر او به ياد آورده نخواهد شد چونكه انصاف و عدالت را بجا آورده است. البته زنده خواهد ماند. ‎17‎ اما پسران قوم تو مي گويند كه طريق خداوند موزون نيست ، بلكه طريق خود ايشان است كه موزون نيست.
‎18‎ هنگامي كه مرد عادل از عدالت خود برگشته ، عصيان ورزد ، به سبب آن خواهد مرد. ‎19‎ و چون مرد شرير از شرارت خود بازگشت نموده ، انصاف و عدالت را بجا آورد به سبب آن زنده خواهد ماند. ‎20‎ اما شما مي گوييد كه طريق هاي خداوند موزون نيست. اي خاندان اسرائيل من بر يكي از شما موافق طريق هايش داوري خواهم نمود.
‎21‎ و در روز پنجم ماه دهم از سال دوازدهم اسيري ما واقع شد كه كسي كه از اورشليم فرار كرده بود نزد من آمده ، خبر داد كه شهر تسخير شده است.
‎22‎ و در وقت شام قبل از رسيدن آن فراري دست خداوند بر من آمده ، دهان مرا گشود. پس چون او دروقت صبح نزد من رسيد ، دهانم گشوده شد و ديگر گنگ نبودم.
‎23‎ و كلام خداوند بر من نازل شده ، گفت: ‎24‎ اي پسر انسان ساكنان اين خرابه هاي زمين اسرائيل مي گويند: ابراهيم يك نفر بود حيني كه وارث اين زمين شد و ما بسيار هستيم كه زمين به ارث به ما داده شده است.
‎25‎ بنابراين به ايشان بگو: خداوند يهوه چنين مي فرمايد: گوشت را با خونش مي خوريد و چشمان خود را بسوي بتهاي خويش برمي افرازيد و خون مي ريزيد. پس آيا شما وارث زمين خواهيد شد ؟
‎26‎ بر شمشيرهاي خود تكيه مي كنيد و مرتكب رجاسات شده ، هركدام از شما زن همسايه خود را نجس مي سازيد. پس آيا وارث اين زمين خواهيد شد ؟
‎27‎ بدينطور به ايشان بگو كه خداوند يهوه چنين مي فرمايد: به حيات خودم قسم البته آناني كه در خرابه ها هستند به شمشير خواهند افتاد. و آناني كه بر روي صحرا اند براي خوراك حيوانات خواهم داد. و آناني كه در قلعه ها و مغاره هايند از وبا خواهند مرد.
‎28‎ و اين زمين را ويران و مح�ل دهشت خواهم ساخت و غرور و قو�تش نابود خواهد شد كه رهگذري نباشد. ‎29‎ و چون اين زمين را به سبب همة رجاساتي كه ايشان بعمل آورده اند ويران و مح�ل دهشت ساخته باشم ، آنگاه خواهند دانست كه من يهوه هستم. ‎30‎ ام�آ تو اي پسر انسان پسران قومت به پهلوي ديوارها و نزد درهاي خانه ها دربارة تو سخن مي گويند و هر يك به ديگري و هر كس به برادرش خطاب كرده ، مي گويد بياييد و بشنويد! چه كلام است كه از جانب خداوند صادر مي شود ؟
‎31‎ و نزد تو مي آيند بطوري كه قوم من مي آيند. و مانند قوم من پيش تو نشسته ، سخنان تو را مي شنوند ، اما آنها را بجا نمي آورند. زيراكه ايشان به دهان خود سخنان شيرين مي گويند. ليكن دل ايشان در پي حرص ايشان مي رود.
‎32‎ و اينك تو براي ايشان مثل سرود شيرين مطرب خوشنوا و نيك نواز هستي. زيرا كه سخنان تو را مي شنوند ، اما آنها را بجا نمي آورند.
‎689‎