جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Seite 676

‎25‎ فتنة انبياي آن در ميانش مي باشد. ايشان مثل شير غر�ان كه شكار را مي درد ، جانها را مي خورند. و گنجها و نفايس را مي برند و بيوه زنان را در ميانش زياد مي سازند.
‎26‎ كاهنانش به شريعت من مخالفت ورزيده ، موقوفات مرا حلال مي سازند. و در ميان مقد�س و غير مقد�س تميز نمي دهند و درميان نجس و طاهر فرق نمي گذارند. و چشمان خود را از س�ب�ت هاي من مي پوشانند و من درميان ايشان بي حرمت گرديده ام.
‎27‎ سرورانش مانند گرگان درنده خون مي ريزند و جانها را هلاك مي نمايند تا سود ناح ق� ببرند. ‎28‎ و انبيايش ايشان را به گ� ِل ملاط اندود نموده ، رؤياهاي باطل مي بينند و براي ايشان تف ّأل دروغ زده ، مي گويند كه خداوند يهوه چنين گفته است با آنكه يهوه تك ّلم ننموده.
ام. ‎23‎
‎29‎ و قوم زمين به شد�ت ظلم نموده و مال يكديگر را غصب كرده اند. و بر فقيران و مسكينان جفا نموده ، غريبان را به بي انصافي مظلوم ساخته اند. ‎30‎ و من درميان ايشان كسي را طلبيدم كه ديوار را بنا نمايد و براي زمين به حضور من در شكاف بايستد تا آن را خراب ننمايم ، ام�ا كسي را نيافتم.
‎31‎ پس خداوند يهوه مي گويد: خشم خود را بر ايشان ريخته ام و ايشان را به آتش غضب خويش هلاك ساخته ، طريق ايشان را بر سر ايشان وارد آورده
1 و كلام خداوند بر من نازل شده ، گفت:
2 اي پسر انسان دو زن دختر يك مادر بودند.
3 و ايشان در مصر زنا كرده ، در جواني خود زناكار شدند. در آنجا سينه هاي ايشان را ماليدند و پستانهاي بكارت ايشان را فشردند. 4 و نامهاي بزرگتر ُاه�وله وخواهر او ُاهولي�ب�ه بود. و ايشان از آن من بوده ، پسران ودختران زاييدند. و اما نامهاي ايشان ُاهوله ، سامره مي باشد و ُاه�ول�ي�ب ه ، اورشليم.
5 و ا ُه�وله از من رو تافته ، زنا نمود و بر مح�بان خود يعني بر آشوريان كه مجاور او بودند عاشق گرديد ؛
6 كساني كه به آسمانجوني ملب�س بودند ؛ حاكمان و سرداران كه همة ايشان جوانان دلپسند و فارسان اسب سوار بودند.
7 و به ايشان يعني به جميع برگزيدگان بني آشور فاحشگي خود را بذل نمود و خود را از جميع بتهاي آناني كه بر ايشان عاشق مي بود نجس مي ساخت. 8 و فاحشگي خود را كه در مصر مي نمود ، ترك نكرد. زيرا كه ايشان در ايام جواني اش با او همخواب مي شدند و پستانهاي بكارت او را افشرده ، زناكاري خود را بر وي مي ريختند.
9 لهذا من او را به دست عاشقانش يعني به دست بني آشور كه او بر ايشان عشق مي ورزيد ، تسليم نمودم.
بودند.
‎10‎ كه ايشان عورت او را منكشف ساخته ، پسران و دخترانش را گرفتند و او را به شمشير كشتند كه درميان زنان عبرت گرديد و بر وي داوري نمودند.
‎11‎ و چون خواهرش ا ُه�ولي�ي�ه اين را ديد ، در عشق بازي خويش از او زيادتر فاسد گرديد و بيشتر از زناكاري خواهرش زنا نمود.
‎12‎ و بر بني آشور عاشق گرديد كه جميع ايشان حاكمان و سرداران مجاور او بودند و ملب�س به آسمانجوني و فارسان اسب سوار و جوانان دلپسند
‎13‎ و ديدم كه او نيز نجس گرديده و طريق هر دو ايشان يك بوده است. ‎14‎ پس زناكاري خود را زياد نمود ، زيرا صورتهاي مردان كه بر ديوارها نقش شده بود يعني تصويرهاي كلدانيان را كه به َش ْنجرف كشيده شده بود ، ديد. ‎15‎ كه كمرهاي ايشان به كمر بندها بسته و عمامهاي رنگارنگ بر سر ايشان پيچيده بود. و جميع آنها مانند سرداران و به شبيه اهل بابل كه مولد ايشان زمين كلدانيان است ، بودند.
‎16‎ و چون چشم او بر آنها افتاد ، عاشق ايشان گرديد. و رسولان نزد ايشان به زمين كلدانيان فرستاد.
‎17‎ و پسران بابل نزد وي در بستر عشق بازي درآمده ، او را از زناكاري خود نجس ساختند. پس چون خود را از ايشان نجس يافت ، طبع وي از ايشان مت ّنفر گرديد.
‎18‎ و چون كه زناكاري خود را آشكار كرد و عورت خود را مكشف ساخت. جان من از او متن ّفرگرديد ، چنانكه جانم از خواهرش متنف ّر شده بود.
‎19‎ اما او اي�ام جواني خود را كه در آنها در زمين مصر زنا كرده بود به ياد آورده ، باز زناكاري خود را زياد نمود. ‎20‎ و بر معشوقه هاي ايشان عشق ورزيد كه گوشت ايشان ، مثل گوشت الاغان و نطفة ايشان چون نطفة اسبان مي باشد.
‎21‎ و قباحت جواني خود را حيني كه مصريان پستانهايت را به خاطر سينه هاي جواني ات افشردند به ياد آوردي.
‎22‎ بنابراين اي ُاهولي�ب�ه خداوند يهوه چنين مي فرمايد: اينك من عاشقانت را كه جانت از ايشان متنف ّر شده است به ّضد تو برانگيزانيده ، ايشان را از هر طرف بر تو خواهم آورد.
‎679‎