21
46 اي پسر انسان روي خود را بسوي جنوب متوج�ه ساز و به سمت جنوب تك ّلم نما و بر جنگل صحراي جنوب نبو�ت كن.
47 و به آن جنگل جنوب بگو: كلام خداوند را بشنو. خداوند يهوه چنين مي فرمايد: اينك من آتشي در تو مي افروزم كه هر درخت سبز و هر درخت خشك را در تو خواهد سوزانيد. و لهيب ملتهب آن خاموش نخواهد شد و همة رويها از جنوب تا شمال از آن سوخته خواهد شد.
48 و تمامي بشر خواهند فهميد كه من يهوه آن را افروخته ام تا خاموشي نپذيرد .»
49 و من گفتم: آه اي خداوند يهوه ، ايشان درباره من مي گويند: آيا او مثلها نمي آورد ؟»
1 و كلام خداوند بر من نازل شده ، گفت:
2 اي پسر انسان روي خود را بسوي اورشليم بدار و به مكان هاي بلند مقد�س تكل ّم نما. و به زمين اسرائيل نبو�ت كن
3 و به زمين اسرائيل بگو: خداوند چنين مي فرمايد: اينك من به ض د� تو هستم و شمشيرخود را از غلافش كشيده ، عادلان و شريران را از ميان تو منقطع خواهم ساخت.
4 و چونكه عادلان و شريران را از ميان تو منقطع مي سازم ، بنابراين شمشير من بر تمامي بشر از جنوب تا شمال از غلافش بيرون خواهد آمد. 5 و تمامي بشر خواهند فهميد كه من يهوه شمشير خود را از غلافش بيرون كشيدم تا باز به آن برنگردد.
6 پس تو اي پسر انسان آه بكش! با شكستگي كمر و مرارت سخت به نظر ايشان آه بكش. 7 و اگر به تو گويند كه چرا آه مي كشي ؟ بگو: به سبب آوازه اي كه مي آيد. زيرا كه همة دلها گداخته و تمامي دستها سست گرديده و همة جانها كاهيده و جميع زانوها مثل آب بيتاب خواهد شد. خداوند يهوه مي گويد: همانا آن مي آيد و به وقوع خواهد پيوست. 8 و كلام خداوند بر من نازل شده ، گفت: 9 اي پسر انسان نبو�ت كرده ، بگو: خداوند چنين مي فرمايد: بگو كه شمشير� تيز شده و نيز صيقلي گرديده است.
10 تيز شده است تا كشتار نمايد و صيقلي گرديده تا بر�اق شود. پس آيا ما شادي نماييم ؟ عصاي پسر من همة درختان را خوار مي شمارد.
11 و آن براي صيقلي شدن داده شد تا آن را به دست گيرند. و اين شمشير تيز شده و صيقلي گرديده است تا به دست قاتل داده شود.
12 اي پسر انسان فرياد برآور و ِو ْل ِوله نما زيرا كه اين بر قوم من و بر جميع سروران اسرائيل وارد مي آيد. ترسها به سبب شمشير بر قوم من عارض شده است. لهذا بر ران خود دست بزن.
13 زيرا كه امتحان است. و چه خواهد بود اگر عصايي كه ديگران را خوار مي شمارد ، ديگر نباشد. قول خداوند يهوه اين است: 14 و تو اي پسر انسان نبو�ت كن و دستهاي خود را به هم بزن و شمشير دفعة سو�م تكرار بشود. شمشير مقتولان است. شمشير آن مقتول عظيم است كه ايشان را احاطه مي كند.
است.
15 شمشير ب�رنده اي به ضد� همة دروازه هاي ايشان قراردادم تا دلها گذاخته شود و هلاكت ها زياده شود. آه شمشير بر�اق گرديده و براي كشتار تيز شده
16 جمع شده ، به جانب راست برو و آراسته گرديده ، به جانب چپ توج�ه نما. به هر طرف كه رخسارهايت متوج�ه مي باشد.
17 و من نيز دستهاي خود را به هم خواهم زد و حد�ت خشم خويش را ساكن خواهم گردانيد. من يهوه هستم كه تك ّلم نموده ام.
18 و كلام خداوند بر من نازل شده ، گفت:
19 و تو اي پسر انسان دو راه به جهت خود تعيين نما تا شمشير پادشاه بابل از آنها بيايد. هر دو آنها از يك زمين بيرون مي آيد. و علامتي برپا كن. آن را بر سر راه شهر برپا نما.
20 راهي تعيين نما تا شمشير به ر� �بة بني ع�م�و�ن و به يهودا در اورشليم م�نيع بيايد.
21 زيرا كه پادشاه بابل بر شاهراه ، به سر دو راه ايستاده است تا تف ّأل زند و تيرها را به هم زده ، از ترافيم سؤال مي كند و به جگر مي نگرد.
22 به دست راستش َت َف ُّأ ِل اورشليم است تا منجنيقها برپا كند و دهان را براي كشتار بگشايد و آواز را به گلبانگ بلند نمايد و منجنيقها بر دروازه ها برپا كند و سنگرها بسازد و برجها بنا نمايد.
23 ليكن در نظر ايشان كه َقس�م براي آنها خورده اند ، تف ّأل باطل مي نمايد. و او گناه ايشان را به ياد مي آورد تا گرفتارشوند .» 24 بنابراين خداوند يهوه چنين مي گويد: » چونكه شما تقصيرهاي خويش را منكشف ساخته و خطاياي خود را ياد آورانيديد ، پس چون به ياد آورده شديد دستگير خواهيد شد.
25 و تو اي رئيس شرير اسرائيل كه به زخم مهلك مجروح شده اي و اجل تو در زمان عقوبت آخر رسيده است ،
26 خداوند يهوه چنين مي گويد: عمامه را دور كن و تاج را بردار. چنين نخواهد ماند. آنچه را كه پست است بلند نما و آنچه را كه بلند است پست كن.
677