جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 668

7 و تو را مثل نبات ات� صحرا بسيار افزودم تا نم�و كرده ، بزرگ شدي و به زيبايي كامل رسيدي. پستانهايت برخاسته و مويهايت بلند شد ، ليكن برهنه و عريان بودي. 8
و چون از تو گذر كردم بر تو نگريستم و اينك زمان تو زمان محب�ت بود. پس دامن خود را بر تو پهن كرده ، عرياني تو را مستور ساختم و خداوند يهوه مي گويد كه با تو قسم خوردم و با تو عهد بستم و از آن من شدي.
9 و تو را به آب غسل داده ، تو را از خونت طاهر ساختم و تو را به روغن تدهين كردم.
‎10‎ و تو را به لباس قلا ّبدوزي ملب�س ساختم و نعلين پوست خز به پايت كردم و تو را به كتان نازك آراسته و به ابريشم پيراسته ساختم.
‎11‎ و تو را به زيورها زينت داده ، دستبندها بر دستت و گردن بندي بر گردنت نهادم.
‎12‎ و حلقه اي در بيني و گوشواره ها درگوشهايت و تاج جمالي بر سرت نهادم.
‎13‎ پس با طلا و نقره آرايش يافتي و لباست از كتان نازك و ابريشم قلا ّبدوزي بود و آرد م�يده و عسل و روغن خوردي و بي نهايت جميل شده ، به درجة ملوكانه ممتاز گشتي.
‎14‎ و آوازة تو به سبب زيباييت درميان ام�ت ها شايع شد. زيرا خداوند يهوه مي گويد كه آن زيبايي از جمال من كه بر تو نهاده بودم كامل شد. ‎15‎ ام�ا بر زيبايي خود تو ّكل نمودي و به سبب آوازة خويش زناكار گرديدي و زناي خويش را بر هر رهگذري ريختي و از آن او شد. ‎16‎ و از لباسهاي خود گرفتي و مكان هاي بلند رنگارنگ براي خود ساخته ، بر آنها زنا نمودي كه مثل اين كارها واقع نشده و نخواهد شد.
‎17‎ و زيورهاي زينت خود را از طلا و نقره ، من كه به تو داده بودم ، گرفته ، تمثالهاي مردان را ساخته با آنها زنا نمودي. ‎18‎ و لباس ق ّلابدوزي خود را گرفته ، به آنها پوشانيدي و روغن و بخور مرا پيش آنها گذاشتي.
‎19‎ و نان مرا كه به تو داده بودم و آرد م�يده و روغن و عسل را كه رزق تو ساخته بودم ، پيش آنها براي هدية خوشبويي نهادي و چنين شد. قول خداوند يهوه اين است.
‎20‎ و پسران و دخترانت را كه براي من زاييده بودي گرفته ، ايشان را به جهت خوراك آنها ذبح نمودي. آيا زناكاري تو كم بود
‎21‎ كه پسران مرا نيز كشتي و ايشان را تسليم نمودي كه براي آنها از آتش گذرانيده شوند ؟
‎22‎ و در تمامي رجاسات و زناي خود ، اي�ام جواني خود را حيني كه عريان و برهنه بودي و در خون خود مي غلطيدي بياد نياوردي.
‎23‎ و خداوند يهوه مي گويد: واي بر تو! واي بر تو! زيرا بعد از تمامي شرارت خود ، ‎24‎ خرابانها براي خود بنا نمودي و عمارات بلند در هر كوچه براي خود ساختي.
‎25‎ بسر هر راه عمارتهاي بلند خود را بنا نموده ، زيبايي خود را مكروه ساختي و براي هر راهگذري پايهاي خويش را گشوده ، زناكاريهاي خود را افزودي.
‎26‎ و با همسايگان خود پسران مصر كه بزرگ گوشت مي باشند ، زنا نمودي و زناكاري خود را افزوده ، خشم مرا به هيجان آوردي. ‎27‎ لهذا اينك من دست خود را بر تو دراز كرده ، وظيفة تو را قطع نمودم و تو را به آرزوي دشمنانت يعني دختران فلسطينيان كه از رفتار قبيح تو خجل بودند ، تسليم نمودم.
‎28‎ و چونكه سير نشدي ، با بني آشور نيز زنا نمودي و با ايشان نيز زنا نموده ، سير نگشتي.
‎29‎ زناكاريهاي خود را از زمين كنعان تا زمين كلدانيان زياد نمودي و از اين هم سير نشدي ‏.»‏ ‎30‎ خداوند يهوه مي گويد: » دل تو چه قدر ضعيف است كه تمامي اين اعمال را كه كا ِر زن� زانية سليطه مي باشد ، بعمل آوردي.
‎31‎ كه بسر هر راه خرابات خود را بنا نمودي و در هر كوچه عمارات بلند خود را ساختي و مثل فاحشه هاي ديگر نبودي چونكه اجرت را خوار شمردي.
‎32‎ اي زن زانيه كه غريبان را به جاي شوهر خود مي گيري!
بيايند.
‎33‎ به جميع فاحشه ها اجرت مي دهند. ام�ا تو به تمامي عاشقانت اجرت مي دهي و ايشان را اجير مي سازي كه از هر طرف به جهت زناكاريهايت نزد تو
‎34‎ و عادت تو در زناكاري ات بر عكس ساير زنان است. چونكه كسي به جهت زناكاري از عقب تو نمي آيد و تو اجرت مي دهي و كسي به تو اجرت نمي
دهد. پس عادت تو برعكس ديگران است.
‎35‎ بنابراين اي زانيه! كلام خداوند را بشنو! ‎36‎ خداوند يهوه چنين مي گويد: چونكه نقد تو ريخته شد و عرياني تو از زنا كاري ات با عاشقانت و با همة بتهاي رجاساتت و از خون پسرانت كه به آنها دادي مكشوف گرديد ،
‎37‎ لهذا هان من جميع عاشقانت را كه به ايشان م�ل َت ّذ بودي و همة آناني را كه دوست داشتي ، با همة كساني كه از ايشان نفرت داشتي جمع خواهم نمود. و ايشان را از هر طرف نزد تو فراهم آورده ، برهنگي تو را به ايشان مكشوف خواهم ساخت ، تا تمامي عريانيت را ببينند.
‎38‎ و بر تو فتواي زناني را كه زنا مي كنند و خونريز مي باشند ، خواهم داد. و خون غضب و غيرت را بر تو وارد خواهم آورد.
‎671‎