جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Seite 654

4
‎33‎ چونكه بني آدم را از دل خود نمي رنجاند و محزون نمي سازد. ‎34‎ تمامي اسيران زمين را زير پا پايمال كردن ،
‎35‎ و منحرف ساختن حق� انسان به حضور حضرت اعلي ،
‎36‎ و منقلب نمودن آدمي در دعويش منظور خداوند نيست.
‎37‎ كيست كه بگويد و واقع شود اگر خداوند امر نفرموده باشد. ‎38‎ آيا از فرمان حضرت اعلي هم بدي و هم نيكويي صادر نمي شود ؟
‎39‎ پس چرا انسان تا زنده است و آدمي به سبب سزاي گناهان خويش شكايت كند ؟ ‎40‎ راههاي خود را تجس�س و تفح�ص بنماييم و بسوي خداوند بازگشت كنيم.
‎41‎ دلها و دستهاي خويش را بسوي خدايي كه در آسمان است برافرازيم ،
‎42‎ و بگوييم: ما گناه كرديم و عصيان ورزيديم و تو عفو نفرمودي.
‎43‎ خويشتن را به غضب پوشانيده ، ما را تعاقب نمودي و به قتل رسانيده ، شفقت نفرمودي. ‎44‎ خويشتن را به ابر غليظ مستور ساختي ، تا دعاي ما نگذرد. ‎45‎ ما را درميان ام�ت ها فضله و خاكروبه گردانيدي ‏.»‏
‎46‎ تمامي دشمنان ما بر دهان خود را مي گشايند.
‎47‎ به سبب هلاكت دختر قوم من ، نهرهاي آب از چشمانم مي ريزد.
‎48‎ خوف و دام و هلاكت و خرابي بر ما عارض گرديده است. ‎49‎چشم من بلا انقطاع جاري است و باز نمي ايستد.
‎50‎ تا خداوند از آسمان ملاحظه نمايد و ببيند.
‎51‎ چشمانم به جهت جميع دختران شهرم ، جان مرا مي رنجاند.
‎52‎ آناني كه بي سبب دشمن منند ، مرا مثل مرغ بشد�ت تعاقب مي نمايند.
‎53‎ جان مرا در سياه چال منقطع ساختند و سنگها بر من انداختند. ‎54‎ آبها از سر من گذشت پس گفتم: منقطع شدم.
‎55‎ آنگاه اي خداوند ، از عمق هاي سياه چال اسم تو را خواندم.
‎56‎ آواز مرا شنيدي ، پس گوش خود را از آه و استغاثه من مپوشان! ‎57‎ در روزي كه تو راخواندم نزديك شده ، فرمودي كه نترس.
‎58‎ اي خداوند دعوي جان مرا انجام داده وحيات مرا فديه نموده اي!
‎59‎ اي خداوند ظلمي را كه به من نموده اند ديده اي. پس مرا دادرسي فرما! ‎60‎ تمامي كينة ايشان و همة تدبيرهايي را كه به ّضد من كردند ديده اي.
‎61‎ اي خداوند م ّذمت ايشان را و همة تدبيرهايي را كه به ّضد من كردند شنيده اي!
‎62‎ سخنان مقاومت كنندگانم را و فكرهايي را كه تمامي روز به ض ّد من دارند دانسته اي
‎63‎ نشستن و برخاستن ايشان را ملاحظه فرما زيرا كه من سرود ايشان شده ام. ‎64‎ اي خداوند موافق اعمال دستهاي ايشان مكافات به ايشان برسان.
‎65‎ غشاوة قلب به ايشان بده و لعنت تو بر ايشان باد!
‎66‎ ايشان را به غضب تعاقب نموده ، از زير آسمانهاي خداوند هلاك كن.
1 چگونه طلا زنگ گرفته و زر خالص منقلب گرديده است ؟ سنگهاي قدس به سر هر كوچه ريخته شده است.
2 چگونه پسران گرانبهاي صهيون كه به زرناب برابر مي بودند ، مثل ظروف سفالين كه عمل دست كوزه گر باشد شمرده شده اند ؟
3 شغالها تيز پستانهاي خود را بيرون آورده ، بچه هاي خويش را شيرمي دهند. اما دختر قوم من مانند شترمرغ بر�ي ، بيرحم گرديده است. 4 زبان اطفال شيره خواره از تشنگي به كام ايشان مي چسبد ، و كودكان نان مي خواهند و كسي به ايشان نمي دهد.
5 آناني كه خوراك لذيذ مي خورند ، در كوچه ها بينوا گشته اند. آناني كه در لباس قرمز تربيت يافته اند مزبله ها را در آغوش مي گشند. 6 زيرا كه عصيان دختر قوم من از گناه سدوم زياده است ، كه لحظه اي واژگون شد و كسي دست بر او ننهاد.
‎657‎