1 كلامي كه ارميا نبي به باروك بن نيري�ا خطاب كرده ، گفت ، هنگامي كه اين سخنان را از دهان ارميا در سال چهارم يهوياقيم بن يوشي�ا پادشاه يهودا در طومارنوشت:
46
2 اي باروك ، يهوه خداي اسرائيل به تو چنين مي فرمايد:
3 تو گفته اي واي بر من زيرا خداوند بر درد من غم افزوده است. از ناله كشيدن خسته شده ام و استراحت نمي يابم. 4 او را چنين بگو ، خداوند چنين مي فرمايد: آنچه بنا كرده ام ، منهدم خواهم ساخت و آنچه غرس نموده ام يعني تمامي اين زمين را ، از ريشه خواهم كند.
5 و آيا تو چيزهاي بزرگ براي خويشتن مي طلبي ؟ آنها را طلب منما زيرا خداوند مي گويد: اينك من بر تمامي بشر بلا خواهم رسانيد. اما در هرجايي كه بروي جانت را به تو به غنيمت خواهم بخشيد.
1 كلام خداوند دربارة ام�ت ها كه به ارميا نازل شد ؛
2 دربارة مصر و لشكر فرعون ن ِك ُو كه نزد نهر فرات در كركميش بودند و نبوكدر ّصر پادشاه بابل ايشان را در سال چهارم يهوهياقيم بن يوشي�ا پادشاه يهودا شكست داد:
3 مج�ن و سپر را حاضر كنيد و براي جنگ نزديك آييد. 4 اي سواران اسبان را بياراييد و سوار شويد و با خ ُودهاي خود بايستيد. نيزه ها را صيقل دهيد و زره ها را بپوشيد. 5 خداوند مي گويد: چرا ايشان را مي بينم كه هراسان شده ، به عقب برمي گردند و شجاعان ايشان خرد شده ، بالك ّل منهزم مي شوند و به عقب نمي نگرند ، زيرا كه خوف از هر طرف مي باشد.
6 تيزروان فرار نكنند و زور آوران رهايي نيابند. بطرف شمال به كنار نهر فرات مي لغزند و مي افتند.
7 اين كيست كه مانند رود نيل سيلان كرده است و آبهاي او مثل نهرهايش متلاطم مي گردد ؟
8 مصر مانند رود نيل سيلان كرده است و آبهايش مثل نهرها متلاطم گشته ، مي گويد: من سيلان كرده ، زمين را خواهم پوشانيد و شهر و ساكنانش را هلاك خواهم ساخت.
9 اي اسبان ، برآييد و اي ارابه ها تند برويد و شجاعان بيرون بروند. اي اهل حبش و ُفوت كه سپرداران هستيد و اي ُلوديان كه كمان را مي گيريد و آن را مي كشيد.
10 زيراكه آن روز روز انتقام خداند يهوه صبايوت مي باشد كه از دشمنان خود انتقام بگيرد. پس شمشير هلاك كرده ، سير مي شود و از خون ايشان مست مي گردد. زيرا خداوند يهوه صبايوت در زمين شمال نزد نهر فرات ذبحي دارد.
11 اي باكره دختر مصر به جلعاد برآي و بلسان بگير. درمانهاي زياد را عبث به كار مي بري. براي تو علاج نيست.
12 ام�ت ها رسوايي تو را مي شنوند و جهان از نالة تو پر شده است زيرا كه شجاع بر شجاع مي لغزد و هردو ايشان با هم مي افتند.
13 كلامي كه خداوند دربارة آمدن نبوكدرص ّر پادشاه بابل و مغلوب ساختن زمين مصر به ارميا نبي گفت: 14 به مصر خبر دهيد و به م�ج�د�ل اعلام نماييد و به ُنوف و َت ح� َف ْنح�يس اطلاع دهيد. بگوييد برپا شويد و خويشتن را آماده سازيد زيراكه شمشير مجاورانت را هلاك كرده است.
15 زورآورانت چرا به زير افكنده مي شوند و نمي توانند ايستاد ؟ زيرا خداوند ايشان را پراكنده ساخته است.
16 بسياري را لغزانيده است و ايشان بر يكديگرمي افتند ، و مي گويند: برخيزيد و از شمشير بر�ان نزد قوم خود و به زمين مولد خويش برگرديم. 17 در آنجا فرعون ، پادشاه مصر را هالك مي نامند و فرصت را از دست داده است.
18 پادشاه كه نام او يهوه صبايوت مي باشد ، مي گويد به حيات خودم قسم كه او مثل تابور ، درميان كوهها و مانند َكر�م�ل ، نزد دريا خواهد آمد.
19 اي دختر مصر كه در امنيت ساكن هستي ، اسباب جلاي وطن را براي خود مهي�ا ساز زيرا كه نوف ويران و سوخته و غيرمسكون گرديده است. 20 مصر گوسالة بسيار نيكومنظر است اما هلاكت از طرف شمال مي آيد و مي آيد.
21 سپاهيان به مزد گرفتة او درميانش مثل گوساله هاي پرواري مي باشند. زيرا كه ايشان نيز روتافته ، با هم فرارمي كنند و نمي ايستند. چونكه روز هلاكت ايشان و وقت عقوبت ايشان بر ايشان رسيده است.
22 آوازة آن مثل مار مي رود زيراكه آنها با قو�ت مي خرامند و با تبرها مثل چوب ب�ران بر او مي آيند.
23 خداوند مي گويد كه جنگل او را قطع خواهند نمود اگرچه لاي� ح�صي مي باشد. زيرا كه ايشان از ملخها زياده و از ح د� شماره افزونند. 24 دختر مصر خجل شده ، به دست قوم شمالي تسليم گرديده است.
25 يهوه صبايوت خداي اسرائيل مي گويد: اينك من بر آمون ن ُو و فرعون و مصر و خدايانش و پادشاهانش يعني بر فرعون و آناني كه بر وي تو ّكل دارند ، عقوبت خواهم رسانيد.
644