جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 639

‎43‎
‎19‎ اي بقية يهودا خداوند به شما مي گويد به مصر مرويد ، يقين بدانيد كه من امروز شما را تهديد نمودم. ‎20‎ زيرا خويشتن را فريب داديد چونكه مرا نزد يهوه خداي خود فرستاده ، گفتيد كه براي ما نزد يهوه خداي ما مسألت نما و ما را موافق هرآنچه يهوه خداي ما بگويد ، مخبر ساز و آن را بعمل خواهيم آورد.
‎21‎ پس امروز شما را مخبر ساختم اما شما نه به قول يهوه خداي خود و نه به هيچ چيزي كه به واسطة من نزد شما فرستاد گوش گرفتيد.
‎22‎ پس الآن يقين بدانيد كه شما در مكاني كه مي خواهيد برويد و در آن ساكن شويد از شمشير و قحط و وبا خواهيد مرد.
1 و چون ارميا فارغ شد از گفتن به تمامي قوم ، تمامي كلام يهوه خداي ايشان را كه يهوه خداي ايشان آن را به واسطة او نزد ايشان فرستاده بود ، يعني جميع اين سخنان را ،
2 آنگاه ع� َزريا ابن ه�و َشع�يا و يوحانان بن قاريح و جميع مردان متكب�ر ، ارميا را خطاب كرده ، گفتند: دروغ مي گويي ، يهوه خداي ما تو را نفرستاده است تا بگويي به مصر مرويد و در آنجا سكونت منماييد.
3 بلكه باروك بن نيري�ا تو را بر ما برانگيخته است تا ما را به دست كلدانيان تسليم نموده ، ايشان ما را بكشند و به بابل به اسيري ببرند. 4 و يوحانان بن قاريح و همة سرداران لشكر و تمامي قوم فرمان خداوند را كه در زمين يهودا بمانند ، اطاعت ننمودند.
5 بلكه يوحانان بن قاريح و همة سرداران لشكر ، بقية يهودا را كه از ميان تمامي ام�ت هايي كه درميان آنها پراكنده شده بودند برگشته ، در زمين يهودا ساكن شده بودند گرفتند ،
6 يعني مردان و زنان و اطفال و دختران پادشاه و همة كساني را كه نبوزردان رئيس ج ّلادان ، به جدليا ابن اخيقام بن شافان سپرده بود و ارمياي نبي و باروك بن نيريا را.
7 و به زمين مصر رفتند زيرا كه قول خداوند را گوش نگرفتند و به َت ح� َف ْنح�يس آمدند.
8 پس كلام خداوند در ت َح�ف َن ْح�س بر ارميا نازل شده ، گفت:
9 سنگهاي بزرگ به دست خود بگير و آنها را در نظر مردان يهودا در س�ع�ه اي كه نزد دروازة خانة فرعون در تحفنحيس است با گچ بپوشان.
‎10‎ و به ايشان بگو كه يهوه صبايوت خداي اسرائيل چنين مي گويد: اينك من فرستاده ، بنده خود نبوكدر ّصر پادشاه بابل را خواهم گرفت و كرسي او را بر اين سنگهايي كه پوشانيدم خواهم نهاد و او سايبان خود را بر آنها خواهد برافراشت.
‎11‎ و آمده ، زمين مصر را خواهد زد و آناني را كه مستوجب موت اند به موت و آناني را كه مستوجب اسيري اند و اسيري و آناني را كه مستوجب شمشيرند به شمشير خواهد سپرد.
‎44‎
‎12‎ و آتشي در خانه هاي خدايان مصر خواهم افروخت و آنها را خواهد سوزانيد و به اسيري خواهد برد و خويشتن را به زمين مصر ملب�س خواهد ساخت مثل شباني كه خويشتن را به جامة خود ملب�س سازد و از آنجا به سلامتي بيرون خواهد رفت.
‎13‎ و تمثالهاي بيت شمس را كه در زمين مصر است خواهد شكست و خانه هاي خدايان مصر را به آتش خواهد سوزانيد ‏.»‏
1 كلامي كه دربارة تمامي يهود كه در زمين مصر ساكن بودند و در م�ج�د�ل و َتح� َف ْنح�يس و نوف و زمين َف ْتر�وس سكونت داشتند ، به ارميا نازل شده ، گفت:
2 يهوه صبايوت خداي اسرائيل چنين مي فرمايد: شما تمامي بلايي را كه من بر اورشليم و تمامي شهرهاي يهودا وارد آوردم ديديد كه اينك امروز خراب شده است و ساكني در آنها نيست ،
3 به سبب شرارتي كه كردند و خشم مرا به هيجان آوردند از اينكه رفته ، بخور سوزانيدند. و خدايان غير را كه نه ايشان و نه شما و نه پدران شما آنها را شناخته بوديد عبادت نمودند.
4 و من جميع بندگان خود انبيا را نزد شما فرستادم و صبح زود برخاسته ، ايشان را ارسال نموده ، گفتم اين رجاست را كه من از آن نفرت دارم بعمل نياوريد.
5 اما ايشان نشنيدند و گوش خود را فرا نداشتند تا از شرارت خواد بازگشت نمايند و براي خدايان غير بخور نسوزانند.
6 بنابراين خشم و غضب من ريخته و بر شهرهاي يهودا و كوچه هاي اورشليم افروخته گرديد كه آنها مثل امروز خراب و ويران گرديده است. 7 پس حال يهوه خداي صبايوت خداي اسرائيل چنين مي گويد: شما چرا اين شرارت عظيم را بر جان خود وارد مي آوريد تا خويشتن را از مرد و زن و طفل و شيرخواره از ميان يهودا منقطع سازيد و از براي خود بقي�ه اي نگذاريد ؟
8 زيرا كه در زمين مصر كه به آنجا براي سكونت رفته ايد براي خدايان غير بخور سوزانيده ، خشم مرا به اعمال دستهاي خود به هيجان مي آوريد تا من شما را منقطع سازم و شما درميان تمامي ام�ت هاي زمين مورد لعنت و عار بشويد.
‎642‎