20 آيا بدي به عوض نيكويي ادا خواهد شد زيراكه حفره اي براي جان من كنده اند. بياد آور كه چگونه به حضور تو ايستاده بودم تا دربارة ايشان سخن نيكو گفته ، حد�ت خشم تو را از ايشان بگردانم.
21 پس پسران ايشان را به قحط بسپار و ايشان را به دم شمشير تسليم نما و زنان ايشان ، بي اولاد و بيوه گردند و مردان ايشان به سختي كشته شوند و جوانان ايشان ، در جنگ به شمشير مقتول گردند.
نموده.
22 و چون فوجي بر ايشان ناگهان بياوري نعره اي از خانه هاي ايشان شنيده شود زيرا به جهت گرفتاركردنم حفره اي كنده اند و دامها براي پايهايم پنهان
23 ام�ا تو اي خداوند تمامي مشورتهايي را كه ايشان به قصد جان من نموده اند مي داني. پس عصيان ايشان را ميامرز و گناه ايشان را از نظرخويش محو مساز بلكه ايشان به حضور تو لغزانيده شوند و در حين غضب خويش ، با ايشان عمل نما.
19 1 خداوند چنين گفت: » برو و كوزة سفالين از كوزه گر بخر و بعضي از مشايخ قوم و مشايخ كهنه را همراه خود بردار.
2 و به وادي ابن ه ّنوم كه نزد دهنة دروازة كوزه گران است بيرون رفته ، سخناني را كه به تو خواهم گفت در آنجا ندا كن.
3 و بگو: اي پادشاهان يهودا و سكنة اورشليم كلام خداوند را بشنويد! يهوه صبايوت خداي اسرائيل چنين مي گويد: اينك بر اين مكان چنان بلايي خواهم آورد كه گوش هر كس كه آن را بشود صدا خواهد كرد.
4 زانرو كه مرا ترك كردند و اين مكان را خوار شمردند و بخور در آن براي خدايان غير كه نه خود ايشان و نه پدران ايشان و نه پادشاهان يهودا آنها را شناخته بودند سوزانيدند و اين مكان را از خون بي گناهان مم ّلو ساختند.
بود.
20
5 و مكانهاي بلند براي بعل بنا كردند تا پسران خود را به جاي قرباني هاي سوختني براي بعل بسوزانند كه من آن امر نفرموده و نگفته و در دلم نگذشته
6 بنابراين خداوند مي گويد: اينك اي�آمي مي آيد كه اين مكان به توفت يا به وادي ابن ه ّنوم ديگر ناميده نخواهد شد بلكه به وادي قتل. 7 و مشورت يهودا و اورشليم را در اين مكان باطل خواهم گردانيد و ايشان را از حضور دشمنان ايشان و به دست آناني كه قصد جان ايشان دارند خواهم انداخت و لاشهاي ايشان را خوراك مرغان هوا و حيوانات زمين خواهم ساخت.
8 و اين شهر را ماية حيرت و سخري�ه خواهم گردانيد به حدي كه هر كه از آن عبور كند متح�ير شده ، به سبب جميع بلايايش سخري�ه خواهد نمود. 9 و گوشت پسران ايشان و گوشت دختران ايشان را به ايشان خواهم خورانيد و در محاصره و تنگي كه دشمنان و جويندگان جان ايشان بر ايشان خواهند آورد ، هركس گوشت همساية خود را خواهد خورد.
10 آنگاه كوزه را به نظر آناني كه همراه تو مي روند بشكن.
11 و ايشان را بگو: يهوه صبايوت چنين مي گويد: به نوعي كه كسي كوزة كوزه گر را مي شكند و آن را ديگر اصلاح نتوان كرد همچنان اين قوم و اين شهر را خواهم شكست و ايشان را در توقف دفن خواهند كرد تا جايي براي دفن كردن باقي نماند.
12 خداوند مي گويد: به مكان و به ساكنانش چنين عمل خواهم نمود و اين شهر را مثل توفت خواهم ساخت.
13 و خانه هاي اورشليم و خانه هاي پادشاهان يهودا مثل مكان توفت نجس خواهد شد يعني همة خانه هايي كه بر بامهاي آنها بخور براي تمامي لشكر آسمان سوزانيدند و هداياي ريختني براي خدايان غير ريختند.
14 پس ارميا از توفت كه خداوند او را به جهت نبو�ت كردن به آنجا فرستاده بود باز آمد و در صحن خانة خداوند ايستاده ، به تمامي قوم گفت: 15 يهوه صبايوت خداي اسرائيل چنين مي گويد: اينك من بر اين شهر و بر همة قريه هايش ، تمامي بلايا را كه درباره اش گفته ام وارد خواهم آورد زيرا كه گردن خود را سخت گردانيده ، كلام مرا نشنيدند.
1 و فشحور بن ام�ير كاهن كه ناظر اول خانة خداوند بود ، ارميا نبي را كه به اين امور نب�وت مي كرد شنيد.
2 پس فشحور ارمياي نبي را زده ، او را در كنده اي كه نزد دروازة عالي بنيامين كه نزد خانة خداوند بود گذاشت.
3 و در فرداي آن روز فشحور ارميا را از كنده بيرون آورد و ارميا وي را گفت: خداوند اسم تو را نه فحشور بلكه ماجور مس�ايب خوانده است. 4 زيرا كه خداوند چنين مي گويد: اينك من تو را مورث ترس خودت و جميع دوستانت مي گردانم و ايشان به شمشير دشمنان خود خواهند افتاد و چشمانت خواهد ديد و تمامي يهودا را به دست پادشاه بابل تسليم خواهم كرد كه او ايشان را به بابل به اسيري برده ، ايشان را به شمشير به قتل خواهد رسانيد.
620