17 13
اما اگر نشنوند آنگاه آن ام�ت را بال ّكل ب�ركنده ، هلاك خواهم ساخت. كلام خداوند اين است.
1 خداوند به من چنين گفت كه » برو و كمربند كتاني براي خود بخر و آن را به كمر خود ببند و آن را در آب فرو مبر.
2 پس كمربند را موافق كلام خداوند خريدم و به كمر خود بستم.
3 و كلام خداوند بار ديگر به من نازل شده ، گفت: 4 اين كمربند را كه خريدي و به كمر خود بستي بگير و به فرات رفته ، آن را در شكاف صخره پنهان كن.
5 پس رفتم و آن را در فرات برحسب آنچه خداوند به من فرموده بود پنهان كردم. 6 و بعد از مرور اي�ام بسيار خداوند مرا گفت: برخاسته ، به فرات برو و كمربندي را كه تو را امر فرمودم كه در آنجا پنهان كني از آنجا بگير.
7 پس ف َرات رفتم و َك ْنده كمربند را از جايي كه آن را پنهان كرده بودم گرفتم و اينك كمربند پوشيده و لايق هيچكار نبود. 8 و كلام خداوند به من نازل شده ، گفت:
9 خداوند چنين مي فرمايد: تكب�ر يهودا و تكب�ر عظيم اورشليم را همچنين تباه خواهم ساخت.
10 و اين قوم شريري كه از شنيدن قوم من ابا نموده ، سركشي دل خود را پيروي مي نمايند ودر عقب خدايان غير رفته ، آنها را عبادت و سجده مي كنند ، مثل اين كمربندي كه لايق هيچكار نيست خواهند شد.
11 زيرا خداوند مي گويد: چنانكه كمربند به كمر آدمي مي چسبد ، همچنان تمامي خاندان اسرائيل و تمامي خاندان يهودا را به خويشتن چسبانيدم تا براي من قوم و اسم و فخر و زينت باشند اما نشنيدند.
12 پس اين كلام را به ايشان بگو: يهوه خداي اسرائيل چنين مي گويد: هر مشك از شراب پر خواهد شد و ايشان به تو خواهند گفت: مگر ما نمي توانيم كه هر مشك از شراب پر خواهد شد ؟
13 پس به ايشان بگو: خداوند چنين مي گويد: جميع ساكنان اين زمين را با پادشاهاني كه بر كرسي داود مي نشينند و كاهنان و انبيا و جميع سكنة اورشليم را به مستي پر خواهم ساخت.
14 و خداوند مي گويد: ايشان را يعني پدران و پسران را با يكديگر بهم خواهم انداخت. از هلاك ساختن ايشان شفقت و رأفت و رحمت نخواهم نمود. 15 بشنويد و گوش فراگيريد و مغرور مشويد زيرا خداوند تك ّلم مي نمايد.
16 براي يهوه خداي خود جلال را توصيف نماييد قبل از آنكه تاريكي را پديد آورد و پايهاي شما بر كوههاي ظلمت بلغزد. و چون منتظر نور باشيد آن را به ساية موت مبد�ل ساخته ، به ظلمت غليظ تبديل نمايد.
17 و اگر اين را نشنويد ، جان من در خفا به سبب تكب�ر شما گريه خواهد كرد و چشم من زارزار گريسته ، اشكها خواهد ريخت از اين جهت كه گلة خداوند به اسيري برده شده است.
18 به پادشاه و ملكه بگو خويشتن را فروتن ساخته ، بنشينيد زيراكه افسرها يعني تاجهاي جلال شما افتاده است.
19 شهرهاي جنوب مسدود شده ، كسي نيست كه آنها را مفتوح سازد. و تمامي يهودا اسيرشده ، بالك ّل به اسيري رفته است. 20 چشمان خود را بلند كرده ، آناني را كه از طرف شمال مي آيند بنگريد. گله اي كه به تو داده شد و گوسفندان زيبايي تو كجا است ؟
21 اما چون او يارانت را به حكمراني تو نصب كند چه خواهي گفت ؟ چونكه تو ايشان را بر ضرر خود آموخته كرده اي. آيا دردها مثل زني كه مي زايد تو را فرو نخواهد گرفت ؟
است.
14
22 و اگر در دل خود گويي اين چيزها چرا به من واقع شده است ، بدانكه به سبب كثرت گناهانت دامنهايت گشاده شده و پاشنه هايت به زور برهنه گرديده
23 آيا حبشي ، پوست خود را تبديل تواند نمود يا پلنگ ، پيسه هاي خويش را ؟ آنگاه شما نيز كه به بدي كردن معتاد شده ايد نيكويي توانيد كرد ؟ 24 و من ايشان را مل كاه كه پيش روي باد صحرا رانده شود پراكنده خواهم ساخت.
25 خداوند مي گويد: قرعة تو و نصيبي كه از جانب من براي تو پيموده شده اين است ، چونكه مرا فراموش كردي و به دروغ اعتماد نمودي. 26 پس من نيز دامنهايت را پيش را پيش روي تو منكشف خواهم ساخت و رسوايي تو ديده خواهد شد.
27 فسق و شبهه هاي تو و زشتي زناكاري تو و رجاسات تو را بر ت ّلهاي بيابان مشاهده نمودم. واي بر تو اي اورشليم تا به كي ديگر طاهر نخواهي شد!
1 كلام خداوند كه دربارة خشك سالي به ارميا نازل شد.
2 يهودا نوحه گري مي كند و دروازه هايش كاهيده شده ، ماتم كنان بر زمين مي نشينند و فرياد اورشليم بالا مي رود.
615