جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 609

گذارند.
8 زبان ايشان تير مهلك است كه به فريب سخن مي راند. به زبان خود با همساية خويش سخنان صلح آميز مي گويند اما در دل خود براي او كمين مي
9 پس خداوند مي گويد: آيا به سبب اين چيزها ايشان را عقوبت نرسانم و آيا جانم از چنين قومي انتقام نكشد ؟
‎10‎ براي كوهها گريه و نوحه گري و براي مرتعهاي بيابان ماتم برپا مي كنم زيراكه سوخته شده است واحدي از آنها گذر نمي كند و صداي مواشي شنيده نمي شود. هم مرغان هوا و هم بهايم فرار كرده و رفته اند.
‎11‎ و اورشليم را به توده ها و مأواي شغالها مب�دل مي كنم و شهرهاي يهودا ويران و غير مسكون خواهم ساخت.
‎12‎ كيست مرد حكيم كه اين را بفهمد و كيست كه دهان خداوند به وي سخن گفته باشد تا از اين چيزها اخبار نمايد كه چرا زمين خراب و مثل بيابان سوخته شده است كه احدي از آن گذر نمي كند ؟
‎13‎ پس خداوند مي گويد: چونكه شريعت مرا كه پيش روي ايشان گذاشته بودم ترك كردند و آواز مرا نشنيدند و در آن سلوك ننمودند ، ‎14‎ بلكه پيروي سركشي دل خود را نمودند ، و از عقب بعليم كه پدران ايشان آنها را به ايشان آموختند رفتند. ‎15‎ از اين جهت يهوه صبايوت خداي اسرائيل چنين مي گويد: اينك من افسنتين را خوراك اين قوم خواهم ساخت و آب تلخ به ايشان خواهم نوشانيد.
‎16‎ و ايشان را درميان ام�ت هايي كه ايشان و پدران ايشان آنها را نشناختند پراكنده خواهم ساخت و شمشير را در عقب ايشان خواهم فرستاد تا ايشان را هلاك نمايم.
‎17‎ يهوه صبايوت چنين مي گويد: » تفكركنيد و زنان نوحه گر را بخوانيد تا بيايند و در پي زنان حكيم بفرستيد تا بيايند.
‎18‎ و ايشان تعجيل نموده ، براي ما ماتم برپا كنند تا چشمان ما اشكها بريزد و مژگان ما آبها جاري سازد. ‎19‎ زيراكه آواز نوحه گري از صهيون شنيده مي شود كه چگونه غارت شديم و چه بسيار خجل گرديديم چونكه زمين را ترك كرديم و مسكن هاي ما ما را بيرون انداخته اند.
‎20‎ پس اي زنان ، كلام خداوند را بشنويد و گوشهاي شما كلام دهان او را بپذيرد و شما به دختران خود نوحه گري را تعليم دهيد و هر زن به همساية خويش ماتم را.
‎10‎
‎21‎ زيرا موت به پنجره هاي ما برآمده به قصرهاي ما داخل شده است تا اطفال را از بيرون و جوانان را از چهار سوها منقطع سازد.
‎22‎ خداوند چنين مي گويد: بگو كه لاشهاي مردمان مثل سرگين بر روي صحرا و مانند بافه در عقب دروگر افتاده است و كسي نيست كه آن را برچيند.
‎23‎ خداوند چنين مي گويد: حكيم ، ازحكمت خود فخر ننمايد و جب�آر ، از تنومندي خويش مفتخر نشود و دولتمند از دولت خود افتخار نكند. ‎24‎ بلكه هركه فخر نمايد از اين فخر بكند كه فهم دارد ومرا مي شناسد كه من يهوه هستم كه رحمت و انصاف و عدالت را در زمين بجا مي آورم زيرا خداوند مي گويد در اين چيزها مسرور مي باشم.
‎25‎ خداوند مي گويد: اينك اي�امي مي آيد كه نامختونان را با مختونان عقوبت خواهم رسانيد.
‎26‎ يعني مصر و يهودا و ادوم و بني عمون و موآب و آناني را كه گوشه هاي موي خود را مي تراشند و در صحرا ساكنند. زيراكه جميع اين ام�تها نامختونند و تمامي خاندان اسرائيل در دل نامختونند.
1 اي خاندان اسرائيل كلامي را كه خداوند به شما مي گويد بشنويد!
2 خداوند چنين مي گويد: » طريق ا �مت ها را ياد مگيريد و از علامات افلاك مترسيد زيراكه ام�ت ها از آنها مي ترسند.
3 چونكه رسوم قومها باطل است كه ايشان درختي از جنگل با تبر مي برند كه صنعت دستهاي نج�ار مي باشد. 4 و آن را به نقره و طلا زينت داده ، با ميخ و چكش محكم مي كنند تا متحرك نشود.
5 و آنها مثل مترس در بوستان خيار مي باشند كه سخن نمي توانند گفت و آنها را مي بايد برداشت چونكه راه نمي توانند رفت. از آنها مترسيد زيرا كه ضرر نتوانند رسانيد و قو�ت نفع رسانيدن هم ندارند.
6 اي يهوه مثل تو كسي نيست! تو عظيم هستي و اسم تو در قو�ت عظيم است!
7 اي پادشاه ام�ت ها كيست كه از تو نترسد زيراكه اين به تو مي شايد چونكه در جميع حكيمان ام�ت ها و در تمامي ممالك ايشان مانند تو كسي نيست. 8 جميع ايشان وحشي و احمق مي باشند ، تأديب اباطيل چوب) تب�
( است. 9 نقرة كوبيده شده از ترشيش و طلا از اوفاز كه صنعت صنعتگر و عمل دستهاي زرگر باشد مي آورند. لاجورد و ارغوان لباس آنها و همة اينها عمل حكمت پيشگان است.
‎10‎ اما يهوه خداي حق� است و او خداي حي� و پادشاه سرمدي مي باشد. از غضب او زمين متزلزل مي شود و ام�ت ها قهر او را متح�مل نتوانند شد.
‎11‎ به ايشان چنين بگوييد: » خداياني كه آسمان و زمين را نساخته اند از روي زمين و از زير آسمان تلف خواهند شد.
‎612‎