جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Seite 606

7 مثل چشمه اي كه آب خود را مي جوشاند. ظلم و تاراج در اندونش شنيده مي شود و بيماريها و جراحات دايم ًا درنظر من است.
8 اي اورشليم ، تأديب را بپذير مبادا جان من از تو بيزار شود و تو را ويران و زمين غير مسكون گردانم.
9 يهوه صبايوت چنين مي گويد كه بقية اسرائيل را مثل مو خوشه چنين خواهند كرد پس مثل كسي كه انگور مي چيند دست خود را بر شاخه هايش برگردان.
‎10‎ كيستند كه به ايشان تك ّلم نموده ، شهادت دهم تا كه بشنوند. هان گوش ايشان نامختون است نتوانند شنيد اينك كلام خداوند براي ايشان عار گرديده است و در آن رغبت ندارند.
‎11‎ و من از حد�ت خشم خداوند پ�ر شده ام و از خودداري خسته گرديده ام پس آن را در كوچه ها بر اطفال و بر مجلس جوانان با هم بريز. زيراكه شوهر و زن هر دو گرفتار خواهند شد و شيخ با ديرينه روز.
‎12‎ و خانه ها و مزرعه ها و زنان ايشان با هم از آن ديگران خواهند شد زيرا خداوند مي گويد كه » دست خود را به ّضد ساكنان اين زمين دراز خواهم كرد.
‎13‎ چونكه جميع ايشان چه ُخرد و چه بزرگ ، پر از طمع شده اند و همگي ايشان چه نبي و چه كاهن ، فريب را به عمل مي آوردند. ‎14‎ و جراحت قوم مرا اندك شفايي دادند ، چونكه مي گويند سلامتي است سلامتي است با آنكه سلامتي نيست.
‎15‎ آيا چون مرتكب رجاسات شدند خجل گرديدند ؟ ني اب د ًا خجل نشدند بلكه حيا را احساس ننمودند. بنابراين خداوند مي گويد كه در » ميان افتادگان خواهند افتاد و حيني كه من به ايشان عقوبت رسانم خواهند لغزيد.
‎16‎ خداوند چنين مي گويد: بر طريق ها بايستيد و ملاحظه نماييد و دربارة طريق هاي قديم سؤال نماييد كه طريق نيكو كدام است تا در آن سلوك نموده ، براي جان خود راحت بيابيد ، ليكن ايشان جواب دادند كه در آن سلوك نخواهيم كرد.
‎17‎ و من پاسبانان بر شما گماشتم كه مي گفتند: به آواز ك َرن ّا گوش دهيد ، اما ايشان گفتند گوش نخواهيم داد.
‎18‎ پس اي ام�ت ها بشنويد و اي جماعت آنچه را كه درميان ايشان است بدانيد!
من ني.
‎19‎ اي زمين بشنو اينك من بلايي بر اين قوم مي آورم كه ثمرة خيالات ايشان خواهد بود زيراكه به كلام من گوش ندادند و شريعت مرا نيز ترك نمودند. ‎20‎ چه فايده دارد كه بخور از سبا و ق َصب الذ ّريره از زمين بعيد براي من آورده مي شود. قرباني هاي سوختني شما مقبول نيست و ذبايح شما پسنديدة
‎21‎ بنابراين خداوند چنين مي گويد: اينك من پيش روي اين قوم سنگهاي لغزش دهنده خواهم نهاد و پدران و پسران با هم از لغزش خواهند خورد و ساكن زمين با همسايه اش هلاك خواهند شد ‏.»‏
‎22‎ خداوند چنين مي گويد: اينك قومي از زمين شمال مي آورم و ام ّتي عظيم از اقصاي زمين خواهند برخاست.
‎23‎ و كمان و نيزه خواهند گرفت. ايشان مردان ستمكش مي باشند كه ترح�م ندارند به آواز خود مثل دريا شورش خواهند نمود و بر اسبان سوار شده ، مثل مردان جنگي به ض ّد تو اي دختر صهيون صف آرايي خواهند كرد.
آيد.
7
‎24‎ آوازة تو اين را شنيديم و دستهاي ما سست گرديد. تنگي و درد مثل زني كه مي زايد ما را درگرفته است.
‎25‎ به صحرا بيرون مشويد و به راه مرويد زيرا كه شمشير دشمنان و خوف از هر طرف است. ‎26‎ اي دختر قوم من پلاس بپوش و خويشتن را در خاكستر بغلطان. ماتم پسر يگانه و نوحه گري تلخ براي خود بكن زيرا كه تاراج كننده ناگهان بر ما مي
‎27‎ تو را درميان قوم خود امتحان كننده و قلعه قرار دادم تا راههاي ايشان را بفهمي و امتحان كني. ‎28‎ همة ايشان سخت متمر�د شده اند و براي نم�امي كردن گردش مي كنند برنج و آهن مي باشند و جميع ايشان فساد كننده اند.
‎29‎ دم پرزور مي دمد و س�رب در آبش فاني مي گردد و قالگر عبث قال مي گذارد زيراكه شريران جدا نمي شوند. ‎30‎ نقرة ترك شده ناميده مي شوند زيرا خداوند ايشان را ترك كرده است.
1 كلامي كه از جانب خداوند به ارميا نازل شده ، گفت:
2 به دروازة خانة خداوند بايست و اين كلام را در آنجا نداكرده ، بگو: اي تمامي يهودا كه به اين دروازه ها داخل شده ، خداوند را سجده مي نماييد كلام خداوند را بشنويد.
3 يهوه صبايوت خداي اسرائيل چنين مي گويد: طريق ها و اعمال خود را اصلاح كنيد و من شما را در اين مكان ساكن خواهم گردانيد. 4 به سخنان دروغ توك ّل منماييد و مگوييد كه هيكل يهوه ، هيكل يهوه ، هيكل يهوه اين است.
5 زيرا اگر به تحقيق طريق ها و اعمال خود را اصلاح كنيد و انصاف را درميان يكديگربعمل آوريد ،
6 و بر غريبان و يتيمان و بيوه زنان ظلم ننماييد و خون بي گناهان را در اين مكان نريزيد و خدايان غير را به جهت ضرر خويش پيروي ننماييد ،
‎609‎