33
15 تا زماني كه روح از اعلي ع�ليي�م بر ما ريخته شود و بيابان به بوستان مب�دل گردد و بوستان به جنگل محسوب شود.
16 آنگاه انصاف در بيابان ساكن خواهد شد و عدالت در بوستان مقيم خواهد گرديد.
17 و عمل عدالت سلامتي و نتيجة عدالت آرامي و اطمينان خواهد بود تا ابدالاباد. 18 و قوم من در مسكن سلامتي و در مساكن مطمئن و در منزلهاي آرامي ساكن خواهند شد.
19 و حين فرود آمدن جنگل بگرگ خواهد باريد و شهر به دركة اسفل خواهد افتاد. 20 خوشابحال شما كه بر همة آبها تخم مي كاريد و پايهاي گاو و الاغ را رها مي سازيد.
1 واي بر تو اي غارتگر كه غارت نشدي و اي خيانت كاري كه با تو خيانت نورزيدند. هنگامي كه غارت را به اتمام رسانيدي ، غارت خواهي شد و زماني كه از خيانت نمودن دست برداشتي ، به تو خيانت خواهند ورزيد.
2 اي خداوند بر ما ترح�م فرما زيرا كه منتظر تو مي باشيم و هر بامداد بازوي ايشان باش و در زمان تنگي نيز نجات ما بشو.
3 از آواز غوغا ، قوم گريخنتد و چون خويشتن را برافرازي ام�ت ها پراكنده خواهند شد و 4 و غارت شما را جمع خواهند كرد بطوري كه موران جمع مي نمايند و بر آن خواهند جهيد بطوري كه ملخها مي جهند. 5 خداوند متعال مي باشد زانرو كه در اعلي عل ّيي�ن ساكن است و ص َه�يون را از انصاف و عدالت مم ّلو خواهد ساخت.
6 و فراواني نجات و حكمت و معرفت استقامت اوقات توخواهد شد و ترس خداوند خزينة او خواهد بود. 7 اينك شجاعان ايشان در بيرون فرياد مي كنند و رسولان سلامتي زار زار گريه مي نمايند.
8 شاهراهها ويران مي شود و راه گذريان تلف مي گردند. عهد را شكسته است و شهرها را خوار نموده ، به مردمان اعتنا نكرده است. 9 زمين ماتم كنان كاهيده شده است و لبنان خجل گشته ، تلف گرديده است و شارون مثل بيابان شده و باشان و َكر�م� ْل برگهاي خود را ريخته اند.
10 خداوند مي گويد كه الآن برمي خيزم و حال خود را برمي افرازم و اكنون متعال خواهم گرديد.
11 و شما از كاه حامله شده ، خس خواهيد زاييد. و َن َفس شما آتشي است كه شما را خواهد سوزانيد.
12 و قوم ها مثل آهك سوخته و مانند خارهاي قطع شده كه از آتش مشتعل گردد خواهند شد.
13 اي شما كه دور هستيد ، آنچه را كه كرده ام بشنويد و اي شما كه نزديك مي باشيد ، جبروت مرا بدانيد. 14 گناه كاراني كه در صهيون اند مي ترسند و لرزه منافقان را فروگرفته است و مي گويند: كيست از ما كه در آتش سوزنده ساكن خواهد شد و كيست از ما كه در تارهاي جاوداني ساكن خواهد گرديد ؟
15 اما آنكه به صداقت سالك باشد و به استقامت تك ّلم نمايد و سود ظلم را خوار شمارد و دست خويش را از گرفتن رشوه بيفشاند گوش خود را از اصغاي خون ريزي بيندد و چشمان خود را از ديدن بديها برهم ك ُند ؛
16 او در مكانهاي بلند ساكن خواهد شد و ملجاي او ملاذ صخره ها خواهد بود نان او داده خواهد شد و آب او ايمن خواهد بود. 17 چشمانت پادشاه را در زيباييش خواهد ديد و زمين بي پايان را خواهد نگريست.
18 دل تو متذكر آن خوف خواهد شد وخواهي گفت: كجا است نويسنده و كجا است وزن كنندة خراج و كجا است شمارندة برجها ؟ 19 قوم ستم پيشه و قوم دشوار لغت را كه نمي تواني شنيد ولكن زبان را كه نمي تواني فهميد بار ديگر نخواهي ديد. 20 صهيون شهر جشن مقد�س ما را ملاحظه نما. و چشمانت اورشليم مسكن سلامتي را خواهد ديد يعني خيمه اي را ه منتقل نشود و ميخهايش كنده نگردد و هيچكدام از طنابهايش گسيخته نشود.
21 بلكه در آنجا خداوند ذوالجلال براي ما مكان جويهاي آب و نهرهاي وسيع خواهد بود كه در آن هيچ كشتي با پاروها داخل نخواهد شد و سفينة بزرگ از آن عبور نخواهد كرد.
22 زيرا خداوند داور ما است. خداوند شريعت دهندة ما است. خداوند پادشاه ما است پس ما را نجات خواهد داد.
بردند.
34
23 ريسمانهاي تو سست بود كه پاية دكل خود را نتوانست محكم نگاه دارد و بادبان را نتوانست بگشايد آنگاه غارت بسيار تقسيم شد و لنگان غنيمت را
24 ليكن ساكن آن نخواهد گفت كه بيمار هستم و گناه قومي كه در آن ساكن باشند آمرزيده خواهد شد.
1 اي ام�ت ها نزديك آييد تا بشنويد! و اي قوم ها اصغا نماييد! جهان و پري آن بشنوند. ربع مسكون و هرچه از آن صادر باشد.
2 زيرا كه غضب خداوند بر تمامي ام�ت ها و خشم وي بر جميع لشكرهاي ايشان است. پس ايشان را به هلاكت سپرده ، بقتل تسليم نموده است.
3 و كشتگان ايشان دورافكنده مي شوند و عفونت لاشهاي ايشان برمي آيد. و از خون ايشان كوهها گداخته مي گردد.
559