جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 550

‎17‎ و بعد از انقضاي هفتاد سال واقع مي شود كه خداوند از صور تف ّقد خواهد نمود و به اجرات خويش برگشته با جميع ممالك جهان كه بر روي زمين است زنا خواهد نمود.
‎18‎ و تجارت و اجرت آن براي خداوند وقف شده ذخيره و اندوخته نخواهد شد بلكه تجارتش براي مقر�بان درگاه خداوند خواهد بود تا به اسيري بخورند و لباس فاخر بپوشند.
‎24‎ 1 اينك خداوند زمين را خالي و ويران مي كند ، و آن را واژگون ساخته ، ساكنانش را پراكنده مي سازد.
2 و م� َثل قوم ، م�ث َل كاهن و م�ث َل بنده ، م�ث َل آقايش و م� َثل كنيز ، م�ث َل خاتونش و م�ث َل مشتري ، م� َثل فروشنده و م�ث َل قرض دهنده ، م�ث َل قرض گيرنده و �م َثل سود خوار ، م� َثل سود دهنده خواهد بود.
3 و زمين بال ّكل خالي و بالك ّل غارت خواهد شد زيرا خداوند اين سخن را گفته است. 4 زمين ماتم مي كند و پژمرده مي شود. ربع مسكون كاهيده و پژمرده مي گردد ، شريفان اهل زمين كاهيده مي شوند. 5 زمين زير ساكنانش ملو�ث مي شود زيرا كه از شرايع تجاوز نموده و فرايض را تبديل كرده و عهد جاوداني را شكسته اند.
6 بنابراين لعنت ، جهان را فاني كرده است و ساكنانش سزا يافته اند. لهذا ساكنان زمين سوخته شده اند و مردمان ، بسيار كم باقي مانده اند. 7 شيرة انگور ماتم مي گيرد و مو كاهيده مي گردد و تمامي شاددلان آه مي كشند.
8 شادماني دف ّها تلف شده ، آواز عشرت كنندگان باطل و شادماني بربطها ساكت خواهد شد.
9 شراب را با سرودها نخواهند آشاميد و مسكرات براي نوشندگانش تلخ خواهد شد.
‎10‎ قرية خرابه منهدم مي شود و هر خانه بسته مي گردد كه كسي داخل آن نتواند شد.
‎11‎ غوغايي براي شراب در كوچه ها است. هرگونه شادماني تاريك گرديده و سرور زمين رفع شده است.
‎12‎ ويراني در شهر باقي است و دروازه هايش به هلاكت خرد شده است.
‎13‎ زيرا كه در وسط زمين در ميان قوم هايش چنين خواهد شد مثل تكانيدن زيتون و مانند خوشه هايي كه بعد از چيدن انگور باقي مي ماند. ‎14‎ اينان آواز خود را بلند كرده ، ترن ّم خواهند نمود و دربارة كبريايي خداوند از دريا صدا خواهند زد. ‎15‎ از اين جهت خداوند را در بلاد مشرق و نام يهوه خداي اسرائيل را در جزيره هاي دريا تمجيد نماييد.
‎16‎ از كرانهاي زمين سرودها را شنيديم كه عادلان را جلال باد. ام�ا گفتم: وا حسرتا ، وا حسرتا ، واي بر من! خيانت كاران خيانت ورزيده ، خيانت كاران به شد�ت خيانت ورزيده اند.
‎17‎ اي ساكن زمين ترس و حفره و دام بر تو است.
‎18‎ و واقع خواهد شد كه هركه از آواز ترس بگريزد به حفره خواهد افتاد و هركه از ميان فره برآيد گرفتار دام خواهد شد زيرا كه روزنه هاي علي�ين باز شده و اساسهاي زمين متزلزل مي باشد.
‎19‎ زمين بال ّكل منكسرشده. زمين تمام ًا از هم پاشيده و زمين به شد�ت متحر�ك گشته است. ‎20‎ زمين مثل مستان افتان و خيزان است و مثل سايه بان به چپ و راست متحر�ك و گناهش بر آن سنگين است. پس افتاده است كه بار ديگر نخواهد برخاست.
‎25‎
است.
‎21‎ و در آن روز واقع خواهد شد كه خداوند گروه شريفان را بر مكان بلند ايشان و پادشاهان زمين را بر زمين سزا خواهد داد.
‎22‎ و ايشان مثل اسيران در چاه جمع خواهند شد و در زندان بسته خواهند گرديد و بعد از روزهاي بسيار ، ايشان طلبيده خواهند شد.
‎23‎ و ماه خجل و آفتاب رسوا خواهد گشت زيرا كه يهوه صبايوت در كوه صهيون و در اورشليم و به حضور مشايخ خويش ، با جلال سلطنت خواهد نمود.
1 اي يهوه ، تو خداي من هستي ؛ پس تو را تسبيح مي خوانم و نام تو را حمد مي گويم ، زيرا كارهاي عجيب كرده اي و تقديرهاي قديم تو امانت و راستي
2 چونكه شهري را توده و قرية حصين را خرابه گردانيده اي و قصر غريبان را كه شهر نباشد و هرگز بنا نگردد.
3 بنابراين قوم عظيم ، تو را تمجيد مي نمايند و قرية ام�ت هاي ستم پيشه از تو خواهند ترسيد. 4 چونكه براي فقيران قلعه و به جهت مسكينان در حين تنگي ايشان قلعه بودي و ملجا از طوفان و سايه از گرمي ، هنگامي كه نفخة ستمكاران مثل طوفان بر ديوار مي بود.
5 و غوغاي غريبان را مثل گرمي در جاي خشك فرود خواهي آورد و سرود ستمكاران مثل گرمي از ساي�ة ابر پست خواهد شد.
‎553‎