35
34 و زمين بارور را نيز به شوره زار به سبب شرارت ساكنان آن. باديه را به درياچة آب مبد�ل كرد و زمين خشك را به چشمه هاي آب.
36 و گرسنگان را در آنجا ساكن ساخت تا شهري براي سكونت بنا نمودند.
37 و مزرعه ها كاشتند و تاكستانها غرس نمودند و حاصل غل ّه به عمل آوردند. 38 و ايشان را بركت داد تا به غايت كثير شدند و بهايم ايشان را نگذارد كم شوند.
39 و باز كم گشتند و ذليل شدند ، از ظلم و شقاوت و حزن. 40 ذ ّلت را بر رؤسا مي ريزد و ايشان را در باديه اي كه راه ندارد آواره مي سازد.
41 اما مسكين را از مشق ّتش برمي افرازد و قبيله ها را مثل گله ها برايش پيدا مي كند.
42 صالحان اين را ديده ، شادمان مي شوند و تمامي شرارت دهان خود را خواهد بست.
43 كيست خردمند تا بدين چيزها تف ّكر نمايد ؟ كه ايشان رحمت هاي خداوند را خواهند فهميد.
108 1 اي خدا دل من مستحكم است. من خواهم سراييد و ترن ّم خواهم نمود و جلال من نيز.
2 اي عود و بربط بيدار شويد! من نيز در سحرگاه بيدار خواهم شد.
3 اي خداوند ، تو را درميان قوم ها حمد خواهم گفت و درميان طايفه ها تو را خواهم سراييد. 4 زيراكه رحمت تو عظيم است ، فوق آسمانها! و راستي تو تا افلاك مي رسد!
5 اي خدا ، بر فوق آسمانها متعال باش و جلال تو بر تمامي زمين!
6 تا محبوبان تو خلاصي يابند. به دست راست خود نجات ده و مرا اجابت فرما. 7 خدا در قد�وسيت خود سخن گفته است ، پس وجد خواهم نمود. شكيم را تقسيم مي كنم و وادي س ّكوت را خواهم پيمود.
8 جلعاد از آن من است و م ّنسي از آن من ، و يهودا عصاي سلطنت من. 9 موآب ظرف شست وشوي من است ، و بر ادوم نعلين خود را خواهم انداخت و بر فلسطين فخر خواهم نمود.
10 كيست كه شهر مرا به شهر حصين درآورد ؟ آيا نه تو اي خدا كه مرا به ادوم رهبري نمايد ؟
11 آيا نه تو اي خدا كه ما را ترك كرده اي ؟ و تو اي خدا كه با لشكرهاي ما بيرون نمي آيي ؟
12 ما را بر دشمن امداد فرما ، زيراكه مدد انسان باطل است.
13 در خدا با شجاعت كار خواهيم كرد و او دشمنان ما را پايمال خواهد نمود.
109 1 اي خداي تسبيح من ، خاموش مباش!
2 زيراكه دهان شرارت و دهان فريب را بر من گشوده اند ، و به زبان دروغ بر من سخن گفته اند.
3 به سخنان كينه مرا احاطه كرده اند و بي سبب با من جنگ نموده اند. 4 به عوض محبت من ، با من مخالفت مي كنند ، و اما من دعا. 5 و به عوض نيكويي به من بدي كرده اند ، و به عوض محبت عداوت نموده.
6 مردي كه شرير را بر او بگمار ، و دشمن به دست راست او بايستد. 7 هنگامي كه در محاكمه بيايد ، خطاكار بيرون آيد و دعاي او گناه بشود. 8 اي�ام عمرش كم شود و منصب او را ديگري ضبط نمايد.
9 فرزندان او يتيم بشوند ، و زوجة وي بيوه گردد.
10 و فرزندان او آواره شده ، گدايي بكنند و از خرابه هاي خود قو�ت بجويند.
11 طلبكار تمامي مايملك او را ضبط نمايد و اجنبيان محنت او را تاراج كنند.
12 كسي نباشد كه بر او رحمت كند و بر يتيمان وي احدي رأفت ننمايد.
13 ذري�ت وي منقطع گردند و در طبقه بعد نام ايشان محو شود. 14 عصيان پدرانش نزد خداوند به ياد آورده شود و گناه مادرش محو نگردد. 15 و آنها در م د� نظر خداوند دائم ًا بماند تا يادگاري ايشان را از زمين بب�ر�د.
487