جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 475

‎11‎ كيست كه شدت خشم تو را مي داند و غضب تو را چنانكه از تو مي بايد ترسيد ؟
‎12‎ ما را تعليم ده تا ايام خود را بشماريم تا دل خردمندي را حاصل نماييم.
‎13‎ رجوع كن اي خداوند! تابه كي ؟ و بر بندگان خود شفقت فرما. ‎14‎ صبحگاهان ما را از رحمت خود سير كن تا تمامي عمر خود را ترنم و شادي نماييم. ‎15‎ ما را شادمان گردان به عوض اي�امي كه ما را مبتلا ساختي و سالهايي كه بدي را ديده ايم.
‎16‎ اعمال تو بر بندگانت ظاهر بشود و كبريايي تو بر فرزندان ايشان. ‎17‎ جمال خداوند خداي ما بر ما باد و عمل دستهاي ما را بر ما استوار ساز! عمل دستهاي ما را استوار گردان!
‎91‎
‎92‎
1 آنكه درسترحضرت اعلي نشسته است ، زير ساية قادر مطلق ساكن خواهد بود.
2 درباره خداوند مي گويم كه او ملجا و قلعه من است و خداي من كه بر او تو ّكل دارم.
3 زيرا كه او تو را از دام صياد خواهد رهايند و از وباي خبيث. 4 به پرهاي خود تو را خواهد پوشانيد و زير بالهايش پناه خواهي گرفت. راستي او تو را م�ج�ن و سپرخواهد بود.
5 از خوفي در شب نخواهي ترسيد و نه از تيري كه در روز مي پرد. 6 و نه از وبايي كه در تاريكي مي خرامد و نه از طاعوني كه وقت ظهر فساد مي كند.
7 هزار نفر به جانب تو خواهند افتاد و ده هزار به دست راست تو. ليكن نزد تو نخواهد رسيد. 8 فقط به چشمان خود خواهي نگريست و پاداش شريران را خواهي ديد.
9 زيرا گفتي تو اي خداوند ملجاي من هستي و حضرت اعلي را مأواي خويش گردانيده اي.
‎10‎ هيچ بدي بر تو واقع نخواهد شد و بلايي نزد خيمه تو نخواهد رسيد.
‎11‎ زيرا كه فرشتگان خود را دربارة تو امر خواهد فرمود تا در تمامي راههايت تو را حفظ نمايند.
‎12‎ تو را بر دستهاي خود برخواهند داشت ، مبادا پاي خود را به سنگ بزني.
‎13‎ و شير و افعي پاي خود خواهي نهاد ؛ شير بچه و اژدها را پايمال خواهي كرد. ‎14‎ چونكه به من رغبت دارد و او را خواهم رهانيد و چونكه به اسم من عارف است او را سرافراز خواهم ساخت.
‎15‎ چون مرا مي خواند او را اجابت خواهم كرد. من در تنگي با او خواهم بود و او را نجات داده ، م�ع� َّزز خواهم ساخت. ‎16‎ به طول ايام او را سير مي گردانم و نجات خويش را بدو نشان خواهم داد.
1 خداوند را حمد گفتن نيكو است و به نام تو تسبيح خواندن ، اي حضرت اعلي.
2 بامدادان رحمت تو را اعلام نمودن و در هر شب امانت تو را.
3 بر ذات ده اوتار و بر رباب و به نغمه هجايون و بربط. 4 زيراكه اي خداوند مرا به كارهاي خودت شادمان ساخته اي. به سبب اعمال دستهاي تو ترنم خواهد نمود.
5 اي خداوند اعمال تو چه عظميم است و فكرهاي تو بي نهايت عميق. 6 مرد وحشي اين را نمي داند و جاهل در اين تأمل نمي كند.
7 وقتي شريران مثل علف مي رويند و جميع بدكاران مي شكفند ، براي اين است كه تا به ابد هلاك گردند.
8 ليكن تو اي خداوند بر اعلي عليين هستي ، تا ابدالآباد.
9 زيرا اينك دشمنان تو اي خداوند ، هان دشمنان تو هلاك خواهند شد و جميع بدكاران پراكنده خواهند شد.
‎10‎ و اما شاخ مرا مثل گاو وحشي بلند كرده اي و به روغن تازه مسح شده ام.
‎11‎ و چشم من بر دشمنانم خواهد نگريست وگوشهاي من از شريراني كه با من مقاومت مي كنند خواهد شنيد.
‎12‎ عادل مثل درخت خرما خواهد شكفت و مثل سرو آزاد در لبنان نمو خواهد كرد.
‎13‎ آناني كه در خانة خداوند غرس شده اند ، در صحنهاي خداي ما خواهند شكفت. ‎14‎ در وقت پيري نيز ميوه خواهند آورد و تروتازه و سبز خواهند بود. ‎15‎ تا اعلام كنند كه خداوند راست است. او صخرة من است و دروي هيچ بي انصافي نيست.
‎478‎