جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 469

‎46‎ و محصول ايشان را به ك�رم صد پا سپرد و عمل ايشان را به ملخ داد.
‎47‎ تاكستان ايشان را به تگرگ خراب كرد و درختان ج�م�ي ِز ايشان را به تگرگهاي درشت.
‎48‎ بهايم ايشان را به تگرگ سپرد و مواشي ايشان را به شعله هاي برق.
‎49‎ و آتش خشم خود را بر ايشان فرستاد ، غضب و غيظ و ضيق را ، به فرستادن فرشتگان شرير. ‎50‎ و راهي براي غضب خود مهيا ساخته ، جان ايشان را از موت نگاه نداشت ، بلكه جان ايشان را به وبا تسليم نمود.
‎51‎ و همة نخست زادگان مصر را ُكشت ، اويل قو�ت ايشان را در خيمه هاي حام.
‎52‎ و قوم خود را مثل گوسفندان كوچانيد و ايشان را در صحرا مثل گله راهنمايي نمود.
‎53‎ و ايشان را در امنيت رهبري كرد تا نترسد و دريا دشمنان ايشان را پوشانيد. ‎54‎ و ايشان را به حدود مقد�س خود آورد ، بدين كوهي كه به دست راست خود تحصيل كرده بود. ‎55‎ و ام�ت ها را از حضور ايشان راند و ميراث را براي ايشان به ريسمان تقسيم كرد و اسباط اسرائيل را در خيمه هاي ايشان ساكن گردانيد.
‎56‎ ليكن خداي تعالي را امتحان كرده ، بدو فتنه انگيختند و شهادات او را نگاه نداشتند. ‎57‎ و برگشته ، مثل پدران خود خيانت ورزيدند و مثل كمان خطاكننده منحرف شدند.
‎58‎ و به مقامهاي بلند خود خشم او را به هيجان آوردند و به بتهاي خويش غيرت او را جنبش دادند.
‎59‎ چون خدا اين را بشنيد غضبناك گرديد و اسرائيل را به شدت مكروه داشت. ‎60‎ پس مسكن شيلو را ترك نمود ، آن خيمه اي را كه در ميان آدميان برپا ساخته بود ،
‎61‎ و تابوت قو�ت خود را به اسيري داد و جمال خويش را به دست دشمن سپرد ،
‎62‎ و قوم خود را به شمشير تسليم نمود و با ميراث خود غضبناك گرديد.
‎63‎ جوانان ايشان را آتش سوزانيد و براي دوشيزگان ايشان سرود� نكاح نشد. ‎64‎ كاهنان ايشان به دم شمشير افتادند و بيوه هاي ايشان نوحه گري ننمودند.
‎65‎ آنگاه خداوند مثل كسي كه خوابيده بود بيدار شد ، مثل جباري كه از شراب مي خروشد ، ‎66‎ و دشمنان خود را به عقب زد و ايشان را عار ابدي گردانيد.
‎67‎ و خيمة يوسف را رد نموده ، سبط افرايم برنگزيد.
‎68‎ ليكن سبط يهودا را برگزيد و اين كوه صيهون را كه دوست مي داشت.
‎69‎ و قدس خود را مثل كوههاي بلند بنا كرد ، مثل جهان كه آن را تا ابدالآباد بنياد نهاد. ‎70‎ و بندة خود داود را برگزيد و او را از آغلهاي گوسفندان گرفت.
‎71‎ از عقب ميشهاي شيرده او را آورد تا قوم او يعقوب و ميراث او اسرائيل را رعايت نمود و ايشان را به مهارت دستهاي خويش هدايت كرد.
‎79‎ 1 اي خدا ، ام�ت ها به ميراث تو داخل شده ، هيكل قدس تو را بي عصمت ساختند. اورشليم را خرابه ها نمودند.
2 لاشهاي بندگانت را به مرغان هوا براي خوراك دادند و گوشت مقد�سانت را به وحوش صحرا.
3 خون ايشان را گرداگرد اورشليم مثل آب ريختند و كسي نبود كه ايشان را دفن كند. 4 نزد همسايگان خود عار گرديده ايم و نزد مجاوران خويش استهزا و س�خري�ه شده ايم.
5 تا كي اي خداوند تا به ابد خشمناك خواهي بود ؟ آيا غيرت تو مثل آتش افروخته خواهد شد تا ابدالآباد ؟ 6 قهر خود را بر ام�ت هايي كه تو را نمي شناسند بريز و بر ممالكي كه نام تو را نمي خو. انند!
7 زيرا كه يعقوب را خورده ، و مسكن او را خراب كرده اند.
8 گناهان اجداد ما را بر ما مياور. رحمت هاي تو بزودي پيش روي ما آيد زيرا كه بسيار ذليل شده ايم. 9 اي خدا ، اي نجات دهندة ما ، به خاطر جلال نام خود ما را ياري فرما و ما را نجات ده و بخاطر نام خود گناهان ما را بيامرز.
‎10‎ چرا ام�ت ها گويند كه خداي ايشان كجاست ؟ انتقام خون بندگانت كه ريخته شده است ، بر ام�ت ها در نظر ما معلوم شود.
‎11‎ نالة اسران به حضور تو برسد. به حسب عظمت بازوي خود آناني را كه به موت سپرده شده اند ، برهان.
‎12‎ و جزاي هفت چندان به آغوش همسايگان ما رسان ، براي اهانتي كه به تو كرده اند ، اي خداوند.
‎13‎ پس ما كه قوم تو و گوسفندان مرتع تو هستيم ، تو را تا به ابد شكر خواهيم گفت و تسبيح تو را نس ًلا بعد نسل ذكر خواهيم نمود.
‎472‎