جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Página 441

‎18‎
‎13‎ اي خداوند برخيز و پيش روي وي درآمده ، او را بينداز و جانم را از شرير به شمشير خود برهان ، ‎14‎ از آدميان ، اي خداوند ، به دست خويش ، از اهل جهان كه نصيب ايشان در زندگاني است كه شكم ايشان را به ذخاير خود پر ساخته اي و از اولاد سير شده ، زيادي مال خود را براي اطفال خويش ترك مي كنند.
‎15‎ و اما من روي تو را در عدالت خواهم ديد ، و چون بيدار شوم ، از صورت تو سير خواهم شد.
1 اي خداوند! قو�ت من! تو را محبت مي نمايم.
2 خداوند صخرة من است و ملجا و نجات دهندة من. خدايم صخره من است كه در او پناه مي برم. سپر من و شاخ نجاتم و قلعة بلند من.
3 خداوند را كه سزاوار كل حمد است ، خواهم خواند. پس دشمنانم رهايي خواهم يافت. 4 ر�س�نهاي موت مرا احاطه كرده ، و سيلابهاي شرارت مرا ترسانيده بود. 5 ر�س�نهاي گور دور مرا گرفته بود و دامهاي موت پيش روي من درآمده.
6 در تنگي خود خداوند را خواندم و نزد خداي خويش استغانه نمودم. او آواز مرا از هيكل خود شنيد و استغانة من به حضورش به گوش وي رسيد.
7 زمين منزلزل و مرتعش شده ، اساس كوهها بلرزيد و متزلزل گرديد چونكه خشم او افروخته شد. 8 د�خان از بيني او برآمد و نار از دهانش ملتهب گشت و آتشها از آن افروخته گرديد.
9 آسمان را خم كرده ، نزول فرمود و زير پاي وي تاريكي غليظ مي بود.
‎10‎ بر كروبي سوار شده ، پرواز نمود و بر بالهاي باد طيران كرد.
‎11‎ تاريكي را پردة خود و خيمه اي گرداگرد خويش بساخت. تاريكي آبها و ابرهاي متراكم را.
‎12‎ از تاب ِش پيش روي وي ابرهايش مي شتافتند ، تگرگ و آتشهاي افروخته.
‎13‎ و خداوند از آسمان رعد كرده ، حضرت اعلي آواز خود را بداد ، تگرگ و آتشهاي افروخته را. ‎14‎ پس تيرهاي خود را فرستاده ، ايشان را پراكنده ساخت ، و برقها بينداخت و ايشان را پريشان نمود.
‎15‎ آنگاه عمق هاي آب ظاهر شد و اساس ربع مسكون مكشوف گرديد ، از تنبيه تو اي خداوند ، از َن ْفخ�ة باد بيني تو! ‎16‎ پس ، از اعلي فرستاده ، مرا برگرفت و از آبهاي بسيار بيرون كشيد.
‎17‎ و مرا از دشمنان زورآورم رهايي داد و از خصمانم ، زيرا كه از من تواناتر بودند.
‎18‎ در روز بلاي من پيش رويم درآمدند ، ليكن خداوند تكيه گاه من بود.
‎19‎ و مرا بجاي وسيع بيرون آورد ؛ مرا نجات داد زيرا كه در من رغبت مي داشت. ‎20‎ خداوند موافق عدالتم مرا جزا داد و به حسب طهارت دستم مرا مكافات رسانيد.
‎21‎ زيرا كه راههاي خداوند را نگاه داشته ، و به خداي خويش عصيان نورزيده ام ،
‎22‎ و جميع احكام او پيش روي من بوده است و فرائض او را از خود دور نكرده ام ،
‎23‎ و نزد او بي عيب بوده ام و خويشتن را از گناه نگاه داشته ام. ‎24‎ پس خداوند مرا موافق عدالتم پاداش داده است و به حسب طهارت دستم در نظر وي.
‎25‎ خويشتن را با رحيم ، رحيم مي نمايي ، و با مرد كامل ، خود را كامل مي نمايي. ‎26‎ خويشتن را با طاهر ، طاهر مي نمايي و با مكار ، به مكر رفتار مي كني.
‎27‎ زيرا قوم مظلوم را خواهي رهانيد و چشكان متكبران را به زير خواهي انداخت.
‎28‎ زيرا كه تو چراغ مرا خواهي افروخت ؛ يهوه خدايم تاريكي مرا روشن خواهد گردانيد. ‎29‎ زيرا به مدد تو بر فوجها حمله مي برم و به خداي خود از حصارها بر مي جهم. ‎30‎ و اما خدا ، طريق او كامل است و كلام خداوند م� َصفي. او براي همة متوكلان خود سپر است ؛
‎31‎ زيرا كيست خدا غير از يهوه ؟ و كيست صخره اي غير از خداي ما ؟
‎32‎ خدايي كه كمر مرا به قو�ت بسته و راههاي مرا كامل گردانيده است.
‎33‎ پايهاي مرا مثل آهو ساخته و مرا به م�قامهاي اعلاي من برپا داشته است. ‎34‎ دستهاي مرا براي جنگ تعليم داده است ، كه كمان برنجين به بازوي من خم شد. ‎35‎ سپر نجات خود را به من داده اي. دست راستت عمود بر من شده و مهرباني تو مرا بزرگ ساخته است.
‎36‎ قدمهايم را زيرم وسعت دادي كه پايهاي من نلغزيد.
‎444‎