18
13 اي خداوند برخيز و پيش روي وي درآمده ، او را بينداز و جانم را از شرير به شمشير خود برهان ، 14 از آدميان ، اي خداوند ، به دست خويش ، از اهل جهان كه نصيب ايشان در زندگاني است كه شكم ايشان را به ذخاير خود پر ساخته اي و از اولاد سير شده ، زيادي مال خود را براي اطفال خويش ترك مي كنند.
15 و اما من روي تو را در عدالت خواهم ديد ، و چون بيدار شوم ، از صورت تو سير خواهم شد.
1 اي خداوند! قو�ت من! تو را محبت مي نمايم.
2 خداوند صخرة من است و ملجا و نجات دهندة من. خدايم صخره من است كه در او پناه مي برم. سپر من و شاخ نجاتم و قلعة بلند من.
3 خداوند را كه سزاوار كل حمد است ، خواهم خواند. پس دشمنانم رهايي خواهم يافت. 4 ر�س�نهاي موت مرا احاطه كرده ، و سيلابهاي شرارت مرا ترسانيده بود. 5 ر�س�نهاي گور دور مرا گرفته بود و دامهاي موت پيش روي من درآمده.
6 در تنگي خود خداوند را خواندم و نزد خداي خويش استغانه نمودم. او آواز مرا از هيكل خود شنيد و استغانة من به حضورش به گوش وي رسيد.
7 زمين منزلزل و مرتعش شده ، اساس كوهها بلرزيد و متزلزل گرديد چونكه خشم او افروخته شد. 8 د�خان از بيني او برآمد و نار از دهانش ملتهب گشت و آتشها از آن افروخته گرديد.
9 آسمان را خم كرده ، نزول فرمود و زير پاي وي تاريكي غليظ مي بود.
10 بر كروبي سوار شده ، پرواز نمود و بر بالهاي باد طيران كرد.
11 تاريكي را پردة خود و خيمه اي گرداگرد خويش بساخت. تاريكي آبها و ابرهاي متراكم را.
12 از تاب ِش پيش روي وي ابرهايش مي شتافتند ، تگرگ و آتشهاي افروخته.
13 و خداوند از آسمان رعد كرده ، حضرت اعلي آواز خود را بداد ، تگرگ و آتشهاي افروخته را. 14 پس تيرهاي خود را فرستاده ، ايشان را پراكنده ساخت ، و برقها بينداخت و ايشان را پريشان نمود.
15 آنگاه عمق هاي آب ظاهر شد و اساس ربع مسكون مكشوف گرديد ، از تنبيه تو اي خداوند ، از َن ْفخ�ة باد بيني تو! 16 پس ، از اعلي فرستاده ، مرا برگرفت و از آبهاي بسيار بيرون كشيد.
17 و مرا از دشمنان زورآورم رهايي داد و از خصمانم ، زيرا كه از من تواناتر بودند.
18 در روز بلاي من پيش رويم درآمدند ، ليكن خداوند تكيه گاه من بود.
19 و مرا بجاي وسيع بيرون آورد ؛ مرا نجات داد زيرا كه در من رغبت مي داشت. 20 خداوند موافق عدالتم مرا جزا داد و به حسب طهارت دستم مرا مكافات رسانيد.
21 زيرا كه راههاي خداوند را نگاه داشته ، و به خداي خويش عصيان نورزيده ام ،
22 و جميع احكام او پيش روي من بوده است و فرائض او را از خود دور نكرده ام ،
23 و نزد او بي عيب بوده ام و خويشتن را از گناه نگاه داشته ام. 24 پس خداوند مرا موافق عدالتم پاداش داده است و به حسب طهارت دستم در نظر وي.
25 خويشتن را با رحيم ، رحيم مي نمايي ، و با مرد كامل ، خود را كامل مي نمايي. 26 خويشتن را با طاهر ، طاهر مي نمايي و با مكار ، به مكر رفتار مي كني.
27 زيرا قوم مظلوم را خواهي رهانيد و چشكان متكبران را به زير خواهي انداخت.
28 زيرا كه تو چراغ مرا خواهي افروخت ؛ يهوه خدايم تاريكي مرا روشن خواهد گردانيد. 29 زيرا به مدد تو بر فوجها حمله مي برم و به خداي خود از حصارها بر مي جهم. 30 و اما خدا ، طريق او كامل است و كلام خداوند م� َصفي. او براي همة متوكلان خود سپر است ؛
31 زيرا كيست خدا غير از يهوه ؟ و كيست صخره اي غير از خداي ما ؟
32 خدايي كه كمر مرا به قو�ت بسته و راههاي مرا كامل گردانيده است.
33 پايهاي مرا مثل آهو ساخته و مرا به م�قامهاي اعلاي من برپا داشته است. 34 دستهاي مرا براي جنگ تعليم داده است ، كه كمان برنجين به بازوي من خم شد. 35 سپر نجات خود را به من داده اي. دست راستت عمود بر من شده و مهرباني تو مرا بزرگ ساخته است.
36 قدمهايم را زيرم وسعت دادي كه پايهاي من نلغزيد.
444