جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 415

‎13‎
8 يا به زمين سخن بران و تو را تعليم خواهد داد ، و ماهيان دريا به تو خبر خواهند رسانيد.
9 كيست كه از جميع اين چيزها نمي فهمد كه دست خداوند آنها را به جا آورده است.
‎10‎ كه جان جميع زندگان در دست وي است ، و روح جميع افراد بشر ؟
‎11‎ آيا گوش سخنان را نمي آزمايد ، چنانكه كام خوراك خود را مي چشد ؟
‎12‎ نزد پيران حكمت است ، و عمر دراز فطانت مي باشد.
‎13‎ ليكن حكمت و كبريايي نزد وي است. مشورت و فطانت از آن اوست. ‎14‎ اينك او منهدم مي سازد و نمي توان بنا نمود ؛ انسان را مي بندد و نمي توان گشود. ‎15‎ اينك آبها را باز مي دارد و خشك مي شود ، و آنها را رها مي كند و زمين را واژگون مي سازد.
‎16‎ قو�ت و وجود نزد وي است. فريبنده و فريب خورده از آن او است. ‎17‎ مشيران غارت زده مي ربايد ، و حاكمان را احمق مي گرداند.
‎18‎ بند پادشاهان را مي گشايد و در كمر ايشان كمربند مي بندد
‎19‎ كاهنان را غارت زده مي ربايد ، و زورآوران را سرنگون مي سازد. ‎20‎ بلاغت معتمدين را نابود مي گرداند ، و فهم پيران را برمي دارد.
‎21‎ اهانت را برنجيبان مي ريزد و كمربند مقتدران را سست مي گرداند.
‎22‎ چيزهاي عميق را از تاريكي منكشف مي سازد ، و ساية موت را به روشنايي بيرون مي آورد.
‎23‎ ام�ت ها را ترق ّي مي دهد و آنها را هلاك مي سازد ؛ ام�ت ها را وسعت مي دهد و آنها را جلاي وطن مي فرمايد. ‎24‎ عقل رؤساي قوم هاي زمين را مي ربايد ، و ايشان را در بيابان آواره مي گرداند ، جايي كه راه نيست.
‎25‎ در تاريكي كورانه راه مي روند و نور نيست. و ايشان را مثل مستان افتان و خيزان مي گرداند.
1 اينك چشم من همة اين چيزها را ديده ، و گوش من آنها را شنيده و فهميده است.
2 چنانكه شما مي دانيد من هم مي دانم. و من كمتر از شما نيستم.
3 ليكن مي خواهم با قادر مطلق سخن گويم ، و آرزو دارم كه با خداي محاجه نمايم. 4 اما شما دروغها جعل مي كنيد ، و جميع شما طبيبان باطل هستيد.
5 کاش که شما به كل ّي ساكت مي شديد كه اين براي شما حكمت مي بود.
6 پس حجت مرا بشنويد و دعوي لبهايم را گوش گيريد. 7 آيا براي خدا به بي انصافي سخن خواهيد راند ؟ و به جهت او با فريب تك ّلم خواهيد نمود ؟
8 آيا براي او طرف داري خواهيد نمود ؟ و به جهت خدا دعوي خواهيد كرد ؟
9 آيا نيكو است كه او شما را تفتيش نمايد ؟ يا چنانكه انسان را مسخره مي نمايند ، او را مسخره مي سازيد.
‎10‎ الب�ته شما را توبيخ خواهد كرد ، اگر در خفا طرف داري نماييد.
‎11‎ آيا جلال او شما را هراسان نخواهد ساخت ؟ و هيبت او بر شما مستولي نخواهد شد ؟
‎12‎ ذكرهاي شما م� َث ْل هاي غبار است ، و حصارهاي شما ، حصارهاي گل است.
‎13‎ از من ساكت شويد و من سخن خواهم گفت ، و هرچه بر من واقع شود. ‎14‎ چرا گوشت خود را با دندانم بگيرم و جان خود را در دستم بنهم ؟
‎15‎ اگرچه مرا بكشند ، براي او انتظار خواهم كشيد. ليكن راه خود را به حضور او ثابت خواهم ساخت. ‎16‎ اين نيز براي من نجات خواهد شد ، زيرا رياكار به حضور او حاضر نمي شود.
‎17‎ بشنويد! سخنان مرا بشنويد ، و دعوي من به گوشهاي شما برسد.
‎18‎ اينك الآن دعوي خود ر مرت ّب ساختم و مي دانم كه عادل شمرده خواهم شد.
‎19‎ كيست كه با من مخاصمه كند ؟ پس خاموش شده ، جان را تسليم خواهم كرد. ‎20‎ فقط دو چيز به من مكن. آنگاه خود را از حضور تو پنهان نخواهم ساخت.
‎21‎ دست خود را از من دور كن و هيبت تو مرا هراسان نسازد.
‎22‎ آنگاه بخوان و من جواب خواهم داد ، يا اينكه من بگويم و مرا جواب بده.
‎415‎